اشتیلر (@LostStiller) header
اشتیلر (@LostStiller) profile picture

فرزند خواب‌های جهان.

در دفترچه‌ای رنگی
Joined November 2023
Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)
دکترها گفته‌اند افسرده‌ای. اما تو فقط اسبی هستی که پاش شکسته و دویدن یادش نمی‌رود. -من شماره سه، عطیه عطارزاده.
4
96
16,573
نفس‌زنان دویدن و به جایی نرسیدن. تسلیم ترس‌ها نشدم اما کاش جعبه‌های سحرآمیزی بسازن که بشه بار چیزهایی که می‌خواستی و نشدن رو بذاری داخلشون.
1
39
514
عاشق کتاب‌هاییم که موقع خوندنشون چنان سرشار از شوق می‌شم که می‌تونم، به قول سلین، صورت‌حساب مرگ رو جیرینگی پرداخت کنم، کتاب‌هایی که نمی‌ذارن از ابدیت بی‌نصیب بمونی.
4
10
1
240
4,718
در موردش شونه بالا انداختم، تا حدی که بلوارها امتداد داشتن قدم زدم و یه داستان کوتاه نوشتم.
1
22
487
تو زندگیم همه‌ی چیزهایی که سعی کردم حفظ‌شون کنم شن بودن لای دست‌هام. در نهایت من موندم و یه دشت سبز، شانس بدم، احساساتی لبریز، دست‌هایی که روی هرچی رها کردن رد انداختن و قلبی که به طرز احمقانه‌ای همچنان می‌تپه.
4
1
40
911
بعضی‌اوقات، راستش خیلی بیشتر از بعضی‌اوقات، آرزو می‌کردم می‌تونستم اندوه و اضطرابم رو برای لحظه‌ای بی‌دووم زمین بذارم تا فقط بدونم دنیا چه حسی داره بدون این همه وزن نامرئی اضافه.
2
20
165
2,442
دلم برای خوندن مجموعه‌های طولانی تنگ شده. از صبح کتاب‌خونه‌ی جدیدم رو زیر و رو کردم و آخرش بین سه‌گانه‌ی آگوتا کریستوف و مجموعه‌ی باندینی جان فانته موندم.
33
451
از تغییر آدم‌ها ناراحت می‌شم، نه چون اشتباه شناخته بودمشون یا واقعی نبود، بیشتر برای نسخه‌ای ازشون که در گذشته جا موند و حالا فقط من به یادش می‌آرم. اگه منم فراموش کنم، کی نگهبانش می‌مونه؟
4
38
664
جالبه خودتو گم می‌‌کنی، چند ماه بعد پیداش می‌شه و می‌فهمی بلدی کیک بپزی، به اساطیر یونان علاقه‌مند شدی، اهل تماشا کردن پرنده‌هایی و باز درونت یه شعله‌ای زنده مونده که فکر می‌کردی از دستش دادی.
21
417
27
3,982
55,081
اشتیلر retweeted
wishing i was fluent in every language just to read their poetry and literature in its truest form without a translation pulling it apart.
58
13,010
410
49,539
539,192
این فیلسوف‌های پوچ‌گرا رو هم هیچ نمی‌فهمم، عزیزم من در ۱۳ سالگی به این چیزهایی که تو در موردشون کتاب نوشتی فکر می‌کردم.
2
1
58
1,231
دهه‌ی بیستم زندگی مثل بودن توی پشت صحنه‌ی یه تئاتره؛ همه در حال دویدنن، هر چند دقیقه دکور عوض می‌شه، صدای تشویق و هیاهو می‌آد و عده‌ای مشغول اجرای نمایشن. تو اما، از خلال پرده‌ی کنارزده‌ی سالن داری فکر می‌کنی به سمت درب خروجی بری و بذاری نمایش بدون تو ادامه پیدا کنه.
7
53
852
دست‌های اندوه رو رها کردم. می‌دونم که با بوی گلایل‌ها بالای سر خاک بهم برمی‌گرده. با آخرین نور زردی که بعد از اثاث‌کشی توی خونه می‌افته. وقتی زندگی دوست‌هام رو می‌بره به شهرهای بزرگ دنیا. وقتی یاد تو می‌افتم، با پیراهن سرمه‌ای و کیف سبزت، روی اون نیمکت. و گمونم که اشکالی نداره.
1
34
567
اشتیلر retweeted
“and if you love wholeheartedly, you’ll grieve wholeheartedly” oh…
35
3,681
305
11,780
240,170
انگار کل زندگیم تو یه خونه‌‌ی غریبه ایستادم، بیرون بارون زده و منم کاپشنم رو دستم گرفتم و حتی جایی واسه نشستن نیست.
1
12
113
1,671
یه چیزی هم هست به اسم «سندرم رمان اول» می‌گن آدم سعی می‌کنه کل دنیا و هرچیزی که می‌دونه رو توش جا بده. بوکوفسکی هم توی رمان عامه‌پسند بهش اشاره کرده بود.
1
33
516
من هنوز به اون یادداشت نانسی سورکین در مورد نمایشنامه الکترا اوریپید فکر می‌کنم: «ما پیش از آن که باقی زندگی‌مان را زندگی کنیم چه مدت باید غصه بخوریم و اندوهگین باشیم؟»
45
678
از خانم دلوی یاد گرفتم که همیشه می‌تونی از خونه بزنی بیرون، از لذت‌های کوچیک دنیا محروم نباشی، گل‌ها رو خودت بخری و در امتداد بلوارهای آمیخته به سایه‌ی برگ‌ها توی سرت قصه‌ای از گذشته‌ها رو هزارباره زندگی کنی.
4
41
586
تدریس به تینیجرها غمناکم می‌کنه وقتی قدم می‌زنم می‌بینم یکی بالا سر برگه‌‌ش نوشته "I wish I was special" و من نمی‌تونم بگم که عزیزم تو معمولی نیستی فقط ۱۴ سالته. تو خاصی و این دنیاست که متعارفه و پر از وحشت و خباثت.
1
2
60
947
دوست دارم چیزهایی به دست بیارم، شهرها و آدم‌هایی رو ملاقات کنم و قصه‌هایی رو بنویسم که در روایت «خودم بودن» حس برنده شدن بهم بده.
5
46
567
اشتیلر retweeted
معمولاً حواسم هست کارهایی رو که دلم می‌خواست آدم‌های اطرافم در حقم انجام بدن و ازم دریغ کردند، برای آدم‌های اطراف خودم در شرایط مشابه انجام بدم. یک تعهد شخصی کوچک.
2
4
65
1,149