Pinned Tweet
امروز روز مهمی شد در زندگیم. امیدوارم چندسال دیگه که به این روز نگاه میکنم قند تو دلم آب شه.
نوزده اردیبهشت صفر یک
از کجا میشه میوت کرد؟ میخوام "کارمند" و "کارمندی" و "حقوق" و "شغل آزاد" و "درآمد" رو میوت کنم. مغزم نمیکشه دیگه.
صبح تو پمپ بنزین یه وانتی بود همینجور که داشت بنزین میزد انگار از بارون سرمست شده بود با یه حالت سرخوشانهای هی میخوند "قم بالا قمبل بالا، قم بالا قمبل بالا" و خودش هم میرقصید.
حالا این ککه مال از صبح افتاده تو زبون من و ولم نمیکنه😑
اون لحظه که نصف شب تو خواب و بیداری متوجه صدای بارون میشی و دوباره خوابت میبره از بهترین حسهای دنیاست. دیگه اگه تو تیمارستان هم بودم که دیگه نور علی نور. دیگه چیزی از زندگی نمیخواستم.
فهمیدم یه اتوبوس هست که پنجشنبهها و جمعهها از باقوشخونه میره تا باغ رضوان. هدف کوتاه مدت بعدیم تجربهی حضور تو این اتوبوسه.
سه روزه ور میرم که ویوادو ۲۰۲۴ رو نصب کنم رو سیستم. لامصب خیلی حجیمه هر وریو خالی میکنم یه جا دیگه پر میشه... لپتاپ قشنگمم پیر شده عین خودم. نباید زیاد بهش فشار بیارم.
امشب دلم میخواست گوشهی یه اتاق قدیمی تنها نشسته بودم. زن و بچم ترکم کرده بودن و من مونده بودم و یه زندگی که مدتهاست ازم جلو زده بود. دیوارا چرک مرده، پردهها کشیده، یه لامپ ۱۰۰ با نور ضعیف و یه لیوان چای نبات سرد شده. تریاک میکشیدم؛ غم مثل یه مهمون قدیمی گوشهی اتاق نشسته بود
طیف آدمای دورم هم باحاله. اینستا رو اسکرول میکنم. یکی کامنت گذاشته قیمت برج ستاره مرداویچ واسهش ارسال شه یکی هم کامنت گذاشته قیمت وصله برچسبی کفش کتونی ارسال شه. زندگی واقعا ناعادلانهست.
خوشبختانه یا متاسفانه فقط در این حد میفهمم که حزب ترامپ رای نیاورده. دیگه دموکرات چیه و جمهوریخواه چیه و ایالت و قرمز و آبی و سنا و کنگره و این کصشرا رو هیچ رقمه سر در نمیارم.
کاش این ویدئوهای فودبلاگرا و معرفی رستوران اصفهانی حرف نمیزدن و اجازه میدادن از دیدن ویدئو لذت ببریم.
تا حالا از طریق جاب ویژن رزومه نفرستاده بودم. الان دیدم زده رد به علت عدم تطابق سن/جنسیت/محل سکونت
پسر چه حس کیریایه.





