صبور (@MsSabour) header
صبور (@MsSabour) profile picture

I am all that remains of those who chose the sea.

Where the Sea Keeps Its Dead
Joined February 2012
Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)Photo by صبور (@MsSabour)
پای دیوار سکوت، می‌زنم خنجر صبر...
9
25
1
362
«از گرگ چه آمدست جز گرگی؟ وز مار چه خاستست جز ماری؟» #رادیودرون
27
315
دوباره‌تر طلب کرد، دل تو را؛ مگر شور سرگشتگی بازم آید...
20
206
گفت: جمله خلق را دیدم که چون گاو و خر از یکی آخور علف می‌خوردند. یکی گفت: خواجه! پس تو کجا بودی؟ گفت: من نیز با ایشان بودم اما فرق آن بود که ایشان می‌خوردند و می‌خندیدند و بر هم می‌جستند و می‌ندانستند و من می‌خورم و می‌گریستم و سر بر زانو نهاده بودم و می‌دانستم. ‌ ـ تذکرةالاولیاء
5
2
68
1,158
عَجَبا لِلْمُحِبِّ کَیْفَ یَنامُ کلُّ نَومٍ عَلَی المُحِّب حَرامٌ شرمت ناید که در غمش خواب کنی وانگه ز غمش دو دیده پرآب کنی ـ عین‌القضات همدانی
25
328
رودخانه‌ی دربند ترسناک شده، انگار همون سال.
1
22
296
این‌جوریه که تا می‌خوایم از باران لذت ببریم، یادمون می‌آد که سوار بر موتور خوند: «بارون اومد و یادم داد...».
3
1
34
379
سرصبح همین‌طور که از کنار خانمی خیلی زیبا و جذاب، حدود ۵٠ساله، می‌گذشتم با لبخند گفتم چقدر قشنگین. داد زد واستا ببینم چی گفتی. گفتم خیلی قشنگین. گفت آها و به راهش ادامه داد. بعدش یه‌هو خانمه به نظرم خیلی زشت شد. چه می‌دونم شاید باگ من باشه وقتی کسی داد بزنه یه‌هو می‌ریزه پایین.
24
306
متأسفانه فرصت خواب دیشب سوخت شد، خواهیم دید امشب چه می‌شود. اینا چرا تعطیل نکردن!
16
298
«گفتند: راست گفتی سادگی دروغ است اما دروغ سادگی نیست و دیگر کسی حرفی نزد.»
32
405
ولی ‌خیلی‌هامون دل‌مون نمی‌خواست قصه‌مون این‌جوری پیش بره...
29
271
عبدالحلیم حافظ داره می‌خونه: «لکنی لم أقرأ أبداً فنجاناً یشبه فنجانک لکنی لم أعرف أبداً أحزاناً تشبه أحزانک مقدورک أن تمضی أبداً فی بحر الحب بغیر قلوع‌ وتکون حیاتک طول العمر کتاب دموع»
15
413
الان چی شد؟ قشمو زدن یا از قشم زدن؟
13
340
«راه پنهانی مِی‌خانه نداند همه کس جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر»
2
2
46
877
من به تخت‌‌ام. نم باران می‌بارد. پنجره باز است. هوا دل است و نسیم از لای باز مانده‌ی پنجره دلبرتر. چای هست. سیگار هست. استاد شجریان دارند می‌خوانند. حالا تو نیامدی هم نیامدی...
26
438
تا قیامت در کف خاکی که نقش پای اوست دل تپد، آیینه بالد،‌ گل دمد، جان بشکفد ـ بیدل‌ دهلوی
4
80
1,382
آسیه پوست سرخ و سیاه شده‌ای داشت. دو تا گردوی زیر جلیقه‌اش به سختی دیده می‌شد. موهای بلندش را روی گوش راستش گیس کرده بود. دنبالۀ گیس روی سینه‌اش افتاده بود. نمد را روی تیرک اصطبل گذاشت و کف دستهایش را به گردنم مالید... لطفاً ادامه را در «قدح درد» بخوانید. t.me/ChaliceofAgony/1902
26
536
آدمی مسکین که مرکب است از عقل و شهوت. نیم‌اش فرشته است و نیم‌اش حیوان، نیم‌اش مار است و نیم‌اش ماهی. ماهی‌اش سوی آب می‌کشاند و مارش سوی خاک، در کشاکش و جنگ است. ـ مولانا، فیه ما فیه
1
1
55
976
ای همدم روزگار! هرجا بی من رفتی، منهدم شی.
2
49
708
اگر کسی مرا خواست بگویید: رفته باران‌ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد، بگویید: برای دیدن طوفان‌ها رفته است و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید: رفته است تا دیگر بازنگردد... ـ بیژن جلالی
6
1
80
1,311
گفتی خبرت گه‌گهی از باد بپرسم از خاک طلب، کین خبر از باد نیابند ‌ ـ امیرخسرو دهلوی
1
1
97
1,291