روحانی🦅 retweeted
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
نوزده سال از شهادت جانگداز سید مصطفی کاظمی میگذرد؛ از چهرههای شناختهشده سیاسی و نامدار کشور، دوست صمیمی و همسنگر عزیزم در دوره مقاومت اول. اما خاطره نیک، افتخارات و یاد مهربانیهای او همچنان در ذهن و قلب من زنده است.
متانت، خوشرفتاری، مردمداری، پشتکار و احساس مسئولیت در برابر کشور و ملت، از برازندگیهای شخصیت شهید کاظمی بود. او در روزگار مقاومت در برابر طالبان، همسنگری وفادار، و در عرصهٔ سیاست و خدمت به مردم، شخصیتی پرتلاش و متعهد بود. من از نزدیک با روحیهٔ وطندوستی، صداقت و صفای باطن او آشنایی داشتم و خاطرات ارزشمند آن روزگار را هرگز فراموش نخواهم کرد.
پانزدهم عقرب ۱۳۸۶، روزی تلخ و فراموشناشدنی در تاریخ معاصر افغانستان است؛ روزی که سید مصطفی کاظمی، هنگام انجام مسئولیت رسمی خود بهعنوان رئیس کمیسیون اقتصاد مجلس نمایندگان، در ولایت بغلان، همراه با شماری از اعضای شورای ملی، دانشآموزان معصوم و شهروندان بیگناه، قربانی یک حملهٔ انتحاری هولناک از سوی وحشیترین عناصر آن زمان شد.
آن فاجعه تنها جان یک شخصیت سیاسی را نگرفت؛ بلکه کشوری را داغدار ساخت و اندوهی عمیق بر دل مردم افغانستان نشاند. بهویژه جانباختن کودکان و دانشآموزانی که با آرزوهای پاک و امید به آیندهٔ روشن زندگی میکردند، از دردناکترین ابعاد آن رویداد بود.
امروز، در نوزدهمین سالگرد آن فاجعه، با اندوه و احترام، مراتب تسلیت، همدردی و محبت قلبی خویش را به خانوادهٔ معزز شهید کاظمی، بهویژه فرزندان گرامیاش، سید جمال کاظمی و سید مسعود کاظمی، بستگان و دوستداران او، و همهٔ خانوادههایی که عزیزان خود را در آن حادثه از دست دادند، ابراز میدارم.
یاد سید مصطفی کاظمی برای من تنها یاد یک شخصیت سیاسی نیست؛ یاد دوستی صادق، همسنگری وفادار و انسانی نیکسرشت است که فقدانش همچنان احساس میشود.
امیدوارم افغانستان عزیز روزی به آرامش و عدالت پایدار دست یابد؛ روزی که دیگر هیچ کودکی قربانی خشونت نشود، هیچ خانوادهای در سوگ عزیزانش ننشیند و نسلهای آینده در سایهٔ صلح، آزادی و امنیت زندگی کنند.
روح شهید سید مصطفی کاظمی و همهٔ جانباختگان آن فاجعه شاد، یادشان گرامی و خاطرهشان جاودان باد.
عطامحمد نور
رهبر جمعیت اسلامی افغانستان
دکتر عبدالرحمن محمد السید، جنجالیترین نامزد مسلمان سنای آمریکا و از مخالفان سرسخت دونالد ترامپ، پیروزی خود را اعلام کرد.
نخستین جملهاش در آغاز سخنرانی نیز این بود: نام من عبدالرحمن محمد السید است.
او این جمله را با لهجه غلیظ عربی بیان کرد؛ همان نامی که دونالد ترامپ بارها آن را به تمسخر گرفته بود.
اینبار او نام و هویتش را با صدای بلند فریاد زد؛ پیروزیای فراتر از یک رقابت سیاسی، با پیامی روشن درباره هویت، کرامت و احترام.
پیام استاد عطا محمد نور رهبر جمعیت اسلامی افغانستان!
دوستان عزیز و هموطنان گرامی!
نه متنی دارم، نه اعلامیهای و نه بیانیهای؛ فقط چند نکته کوتاه و موجز را با شما شریک میسازم.
* شاید فراموش نکرده باشید که گفته بودم: در فرهنگ عیاران خراسان، بیعت وجود ندارد.
* و گفته بودم: من نورم؛ تاریکی را برنمیتابم. ذلت و تسلیمی با فرهنگ عیاری ما بیگانه است.
* من خوببودن خود را در عمل، نیکسرشتی و صداقت ثابت میکنم، نه با تخریب، توهین، تهمتزدن به دیگران یا کوچکشمردن آنان. این رفتار، خود نشانه حقارت و از پستترین شیوههای رقابت است.
* چرا اینقدر عصبانی هستید؟ من هرگز مانع مبارزه هیچکسی نشدهام و بر سر راه کسی قرار نگرفتهام. کارنامه مبارزاتی من در دورههای مختلف روشن است. اکنون نوبت کسانی است که بسیار شوقزده و علاقهمندند بجنگند و کشور را آزاد کنند. چه بهتر از این! بارها ما کشور را آزاد کردیم و دیگران بهره بردند؛ این بار بگذارید چهرههای نوظهور آن را آزاد کنند و ما «مهرههای سوخته و تاریخگذشته»، به تعبیر رقبای بیمقدار، از ثمره آن بهرهمند شویم!
* اگر نتوانستید باز همین کهنه کاران شاهین چنگال، بازو پلنگ و شیران صفت، در زمان مناسب آخرینبار وارد میدان خواهند شد.
* جایگاه و مأموریت پیشین ط-البان را شما بگیرید؛ بلکه گرفتهاید! من کاری به کارتان ندارم؛ اما جمعیت اسلامی و پیروان آن هرگز به نیروی نیابتی بیگانگان تبدیل نخواهند شد. این را بار دیگر برای تأکید تکرار میکنم.
* به شما نصیحت میکنم: مرا وادار نکنید که ناگفتهها را بر زبان بیاورم؛ زیرا بهخوبی میدانید که انسانی رک، راستگو و نترس هستم و بیان حقایق ممکن است برایتان گران تمام شود. از نگاه تیزبین من نیز بسیاری از مسائل پنهان نمیماند. سکوت من از ناآگاهی نیست؛ از سر ادب و خویشتنداری است.
* «مرا آنقدر همت بلند است که گر طوفان شود عالم
به غیر از کشتی خود، پا به کشتی دگر ننهم.»
جایگاه من، تاریخ من، محبوبیت و نقش من در جامعه، با تخریب ماماها و حالا هم با خسربرهها، کم، کوچک و کمرنگ نمیشود.
نکته: هواداران جمعیت اسلامی، همفکران، همسنگران و دوستداران بنده، فریب تقلب، نامهسازیها و سناریوسازیهای حریفان، رقبای ناتوان و دشمنان نامرد را نخورند و به حشرات و فحاشان فضای مجازی اهمیتی ندهند.
عطامحمد نور
رهبر جمعیت اسلامی افغانستان
روحانی🦅 retweeted
دوستان عزیز و هموطنان گرامی!
نه متنی دارم، نه اعلامیهای و نه بیانیهای؛ فقط چند نکته کوتاه و موجز را با شما شریک میسازم.
* شاید فراموش نکرده باشید که گفته بودم: در فرهنگ عیاران خراسان، بیعت وجود ندارد.
* و گفته بودم: من نورم؛ تاریکی را برنمیتابم. ذلت و تسلیمی با فرهنگ عیاری ما بیگانه است.
* من خوببودن خود را در عمل، نیکسرشتی و صداقت ثابت میکنم، نه با تخریب، توهین، تهمتزدن به دیگران یا کوچکشمردن آنان. این رفتار، خود نشانه حقارت و از پستترین شیوههای رقابت است.
* چرا اینقدر عصبانی هستید؟ من هرگز مانع مبارزه هیچکسی نشدهام و بر سر راه کسی قرار نگرفتهام. کارنامه مبارزاتی من در دورههای مختلف روشن است. اکنون نوبت کسانی است که بسیار شوقزده و علاقهمندند بجنگند و کشور را آزاد کنند. چه بهتر از این! بارها ما کشور را آزاد کردیم و دیگران بهره بردند؛ این بار بگذارید چهرههای نوظهور آن را آزاد کنند و ما «مهرههای سوخته و تاریخگذشته»، به تعبیر رقبای بیمقدار، از ثمره آن بهرهمند شویم!
* اگر نتوانستید باز همین کهنه کاران شاهین چنگال، بازو پلنگ و شیران صفت، در زمان مناسب آخرینبار وارد میدان خواهند شد.
* جایگاه و مأموریت پیشین طالبان را شما بگیرید؛ بلکه گرفتهاید! من کاری به کارتان ندارم؛ اما جمعیت اسلامی و پیروان آن هرگز به نیروی نیابتی بیگانگان تبدیل نخواهند شد. این را بار دیگر برای تأکید تکرار میکنم.
* به شما نصیحت میکنم: مرا وادار نکنید که ناگفتهها را بر زبان بیاورم؛ زیرا بهخوبی میدانید که انسانی رک، راستگو و نترس هستم و بیان حقایق ممکن است برایتان گران تمام شود. از نگاه تیزبین من نیز بسیاری از مسائل پنهان نمیماند. سکوت من از ناآگاهی نیست؛ از سر ادب و خویشتنداری است.
* «مرا آنقدر همت بلند است که گر طوفان شود عالم
به غیر از کشتی خود، پا به کشتی دگر ننهم.»
جایگاه من، تاریخ من، محبوبیت و نقش من در جامعه، با تخریب ماماها و حالا هم با خسربرهها، کم، کوچک و کمرنگ نمیشود.
نکته: هواداران جمعیت اسلامی، همفکران، همسنگران و دوستداران بنده، فریب تقلب، نامهسازیها و سناریوسازیهای حریفان، رقبای ناتوان و دشمنان نامرد را نخورند و به حشرات و فحاشان فضای مجازی اهمیتی ندهند.
عطامحمد نور
رهبر جمعیت اسلامی افغانستان
رقبای رهبر جمعیت اسلامی افغانستان در چند قدمی فروپاشی روانی قرار دارند!
جناب استاد عطامحمد نور، رهبر جمعیت اسلامی افغانستان، از فردای سقوط نظام جمهوریت، مخالفت روشن خود را با طالبان، تفکر طالبانی، سیاستهای انحصارطلبانه و رویکردهای قومگرایانه اعلام کرد و در این پنج سال، با شناخت دقیق از وضعیت داخلی افغانستان، معادلات منطقه و سیاستهای جهانی، مبارزات سیاسی خود را با آرامش، برنامهریزی و دوراندیشی دنبال کرده است.
تفاوت اساسی استاد عطامحمد نور رهبر جمعیت اسلامی با بسیاری از مدعیان سیاست و مبارزه در همینجاست؛ او هیچگاه احساسات پاک مردم را وسیلهای برای جنجالآفرینی در فضای مجازی و دیدهشدن قرار نداده است.
همواره تلاش کرده تا زمینه شکلگیری اتحاد واقعی میان احزاب سیاسی، شخصیتهای ملی و جریانهای مخالف طالبان فراهم شود؛ اتحادی مبتنی بر برنامه، شناخت واقعیتهای افغانستان و تعریف روشن از مسیر مبارزه و آینده کشور.
رهبر جمعیت اسلامی برای دیدهشدن نیازی به غوغاسالاری ندارد.
کارنامه او در دو دوره جهاد و مقاومت و حضورش در بیست سال نظام جمهوریت، در کنار خدمات فرهنگی، هنری، ادبی، سیاسی و بازسازی، بخشی از واقعیتهایی است که نمیتوان با چند اتهام و تبلیغات تخریبی نادیده گرفت.
اعتبار سیاسی با فحاشی و جنجال به دست نمیآید؛ حاصل سالها عملکرد و قضاوت مردم است.
در کنار ایشان، همکاران متعهدشان نیز پیوسته در تلاش و فعالیت بودهاند. از جمله آقای خواجه محبوب صدیقی مشاور ارشد سیاسی رهبر جمعیت اسلامی که در سراسر منطقه، بهویژه در جمهوری اسلامی ایران، برای رسیدگی به مشکلات اقامتی مهاجرین و همچنین ایجاد انسجام و هماهنگی میان بزرگان و نظامیان مخالف طالبان، تلاشهای گستردهای انجام داده و در این زمینه دستاوردهای چشمگیر و قابلتوجهی داشته است.
سیاست تنها شعار و حضور در فضای مجازی نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری، برنامهریزی و خدمت به مردم نیز بخش مهمی از آن است.
اما در این پنج سال، برخی رقبای سیاسی رهبر جمعیت اسلامی، بهجای ارائه برنامه و رقابت سالم، به اتهامزنی، توهین، تخریب شخصیت و انتشار ادعاهای تأییدنشده و دروغ متوسل شدهاند.
طالبان دشمن سیاسی و فکری ماست و از دشمن انتظار رفتار دوستانه نداریم؛ اما از رقیب سیاسی انتظار میرود که دستکم اصول ابتدایی اخلاق و رقابت سیاسی را رعایت کند.
امروز، در حالی که برخی از این جریانها با اختلافات داخلی، انشعاب و کاهش اعتماد عمومی روبهرو هستند، به نظر میرسد بهجای بازنگری در عملکرد خود، همچنان تخریب دیگران را راه نجات میدانند.
اما واقعیت این است که شکست در سیاست را نمیتوان با جعل، فحاشی و دستکاری تصاویر جبران کرد.
بر اساس اطلاعاتی که به من رسیده است، ادعاهایی درباره استفاده از افراد مشخص برای تهیه و انتشار تصاویر دستکاریشده و اسناد مشکوک علیه رهبر جمعیت اسلامی مطرح شده است.
اگر چنین اقداماتی صورت گرفته باشد، مسئولان آن باید پاسخگو باشند.
جعل و افترا، حتی اگر برای مدتی سر و صدا ایجاد کند، نمیتواند جای خالی برنامه و استدلال را پر سازد.
نکته تأسفبارتر این است که گاهی در نتیجه تصمیمهای احساسی و نبود شناخت دقیق از شرایط افغانستان، فرزندان آزاده این سرزمین با خطر اسارت، زندان و حتی مرگ مواجه میشوند؛ اما بهجای بررسی مسئولانه اشتباهات، سادهترین راه را انتخاب میکنند و همهچیز را به استاد عطامحمد نور رهبر جمعیت اسلامی نسبت میدهند.
گویا هر ناکامی، هر اختلاف و هر مشکلی در افغانستان، باید به نام او تمام شود!
آیا چنین رویکردی نشانه منطق سیاسی است یا فرار از مسئولیت؟
اگر ادعایی دارید، سند ارائه کنید؛ اگر نقدی دارید، با استدلال مطرح سازید و اگر خود را مدعی رهبری میدانید، برنامهای برای مردم داشته باشید.
رقبای رهبر جمعیت اسلامی باید بدانند که جایگاه سیاسی را نمیتوان با چند تصویر دستکاریشده، سند مشکوک یا لشکر حسابهای فحاش در فضای مجازی از میان برد.
اگر در عملکرد استاد عطامحمد نور نقدی وجود دارد، آن را مستند مطرح کنید؛ اما توهین و تخریب، نه نقد سیاسی است و نه نشانه قدرت.
و اما سخنی روشن با رقبای سیاسی رهبر جمعیت اسلامی:
من با شیوههای تخریبی برخی از شما از دوران جمهوریت آشنا هستم و در این پنج سال نیز رفتار و عملکردتان را با دقت دنبال کردهام.
احترام کنید تا احترام شوید! من اهل معامله بر سر اصول و باورهای سیاسی خود نیستم و در برابر جعل، افترا و تخریب، با استدلال، سند و روشنگری موضع خواهم گرفت.
تصور نکنید که با چند تصویر دستکاریشده و تبلیغات سازمانیافته میتوانید صدای دیگران را خاموش سازید.
ادامه👇
اگر واقعاً به آینده افغانستان فکر میکنید، بهجای تخریب دیگران، اختلافات خود را حل کنید، اعتماد مردم را بازسازی نمایید و برنامهای روشن برای آزادی و تغییر ارائه دهید.
سیاست میدان مسئولیت و تدبیر است، نه مسابقه فحاشی و اتهامزنی.
در پایان، یک حقیقت روشن است: رهبر جمعیت اسلامی را میتوان نقد کرد، با او اختلاف نظر داشت و حتی با برنامههایش مخالفت ورزید؛ اما برای این کار باید منطق، سند و برنامه داشت.
وقتی تمام توان یک جریان صرف تخریب رقیب شود، طبیعی است که بهجای پیشرفت سیاسی، با بحران اعتبار و فروپاشی درونی مواجه گردد که امروز شما هم در فروپا پاشی درونی فرور رفتید و هم در بحران اعتبار قرار دارید.
رقبای رهبر جمعیت اسلامی! بهجای آنکه هر روز برای تخریب او نقشه بکشید، یکبار به عملکرد و وضعیت خود نگاه کنید.
شاید مشکل اصلی نه استاد عطامحمد نور رهبر جمعیت اسلامی، بلکه روشها، تصمیمها و ناکامیهای خودتان باشد.
یاداشت
بعد از این با دیگران کاری ندارم شخص بنده روحالیمین روحانی به کوچکترین بیادبی و بیاحترامیتان به رهبر با عزتمان، جناب استاد عطامحمد نور با جدیت تمام پاسخ خواهم داد، چیزی خواهم نوشت و به مواردی خواهم پرداخت که برایتان زیانبار خواهد بود.
داگز دا میدان
بدانید که تمام رگ خوابتان را میدانم.
بااحترام
هموطنان و مهاجران عزیز مقیم مونیخ،
انتخابات Migrationsbeirat در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۶، فرصتی برای تقویت صدای جامعهٔ مهاجران در تصمیمگیریهای شهری است. مسکن، آموزش، اشتغال و آیندهٔ فرزندان ما به مشارکت سیاسی امروز ما وابسته است.
با حضور گسترده و رأی آگاهانه، نشان دهیم که جامعهٔ مهاجران مونیخ متحد، مسئول و اثرگذار است از نامزدهای شایسته حمایت کنیم:
🔹 سحر ایوبی Sahar Ayubi
Grüne Vielfalt München – Liste 20، Platz 11
🔹 ساغرمل Sagharmal
Linke Liste – Liste 24، Platz 5
🔹 رفیعالله نیکزاد Rafiullah Nikzad
Linke Liste – Liste 24، Platz 7
رأی ما صدای ماست؛ اتحاد ما قدرت ماست؛ آینده را با مشارکت خود میسازیم.
📅 ۲۲ نوامبر ۲۰۲۶
پاکستان تاحال به طالبان امید وار است و مخالفان فریب میدهد.
مذاکرات هیئت پاکستانی با دفتر هبتالله در قندهار
منابع معتبر گزارش دادهاند که هیئتی از پاکستان به ریاست جنرال عنایت حسین، روز ۲۲ اکتوبر به قندهار سفر کرده است. این هیئت متشکل از چهار عضو بخشهای امنیتی و یک نماینده وزارت خارجه پاکستان بوده و مسئولان امور قنسولی این کشور در کابل و قندهار نیز در آن حضور داشتهاند.
بر اساس اطلاعات منابع، اعضای هیئت ساعت ۹ صبح همان روز از طریق سپینبولدک وارد افغانستان شدند، در قندهار با مقامهای طالبان دیدار کردند و ساعت ۱۰ شب به کویته بازگشتند.
در این دیدار، ملا شیرین، والی قندهار، ملا طالب، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، صدر ابراهیم، معاون وزارت داخله طالبان، مفتی لطفالله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع طالبان، و ملا عبدالقدوس، رئیس استخبارات نظامی طالبان، حضور داشتند. گفته میشود این مقامها از کابل به قندهار رفته بودند.
هیئت پاکستانی پنج موضوع اساسی را با طالبان مطرح کرده است:
۱. تحویل رهبران تحریک طالبان پاکستان: پاکستان خواستار تحویل رهبران تحریک طالبان پاکستان شده است که در افغانستان به سر میبرند. گفته میشود اسلامآباد نشانی و مختصات محل حضور هر یک از آنان را در اختیار طالبان قرار داده است.
۲. جلوگیری از ورود جنگجویان افغان به پاکستان: هیئت پاکستانی خواستار جلوگیری از ورود جنگجویان افغان به خاک پاکستان و مشارکت آنان در درگیریهای مسلحانه علیه حکومت این کشور شده است.
۳. فروش املاک طالبان در پاکستان: پاکستان خواستار فروش خانهها، املاک و داراییهای طالبان در این کشور به حکومت پاکستان و ترک دایمی این کشور از سوی صاحبان این املاک شده است.
۴. بستن قنسلگری هند در جلالآباد: هیئت پاکستانی خواستار بستهشدن قنسلگری هند در جلالآباد شده است.
۵. جلوگیری از انتقال کمکهای لوژستیکی روسیه به ایران: پاکستان خواستار جلوگیری از انتقال کمکهای لوژستیکی روسیه از مسیر افغانستان به ایران شده است. بر اساس اطلاعات منابع، این خواست بیشتر در راستای منافع متحدان پاکستان مطرح شده است.
موضع طالبان در برابر خواستهای پاکستان
بر اساس اطلاعات منابع، طالبان در مورد تحویل رهبران تحریک طالبان پاکستان موضع مثبت نشان دادهاند؛ اما در مقابل، خواستار بستهشدن تمام دفاتر و مراکز آموزشی مخالفان خود در خاک پاکستان شدهاند.
طالبان در این زمینه اسنادی را به طرف پاکستانی ارائه کردهاند که به گفته آنان، حضور دفاتر و مراکز آموزشی مخالفان طالبان در پاکستان و ورود افراد مسلح از خاک این کشور به افغانستان با حمایت آموزشی و لوژستیکی پاکستان را نشان میدهد. در این زمینه، به درگیریهای نورستان نیز اشاره شده است.
در موضوع جلوگیری از ورود جنگجویان افغان به پاکستان نیز طالبان پاسخ مثبت دادهاند؛ اما خواستار شدهاند امکانات و بودجهای که ایالات متحده و کشورهای غربی برای این منظور در اختیار پاکستان قرار میدهند، به طالبان منتقل شود.
استدلال طالبان این بوده است که بدون تأمین امکانات و منابع مالی لازم، توانایی کافی برای کنترل مرزهای شرقی و جنوبی افغانستان را ندارند.
در مورد فروش املاک و داراییهای طالبان در پاکستان نیز این گروه موافقت کرده است؛ مشروط بر اینکه حکومت پاکستان این املاک را مطابق نرخ روز بازار خریداری کند.
درباره قنسلگری هند در جلالآباد، طالبان گفتهاند که با بستهشدن آن موافقاند؛ اما در مقابل، قنسلگری پاکستان در همان شهر نیز باید بسته شود.
در خصوص انتقال کمکهای لوژستیکی روسیه از مسیر افغانستان به ایران، طالبان این موضوع را رد کردهاند و تأکید کردهاند که در منازعات میان ایالات متحده و کشورهای عربی با ایران، جانب ایران را نخواهند گرفت.
مهلت یکماهه و چشمانداز روابط پاکستان و طالبان
بر اساس اطلاعات مطرحشده، دو طرف برای اجرای تعهدات مورد بحث، مهلتی یکماهه تعیین کردهاند. با این حال، با توجه به اختلافات عمیق و بیاعتمادی متقابل، عملیشدن این تفاهمها با دشواریهای جدی روبهرو خواهد بود و احتمال تشدید تنش میان پاکستان و طالبان در ماههای آینده وجود دارد.
پاکستان در دو سال گذشته در برخورد با طالبان سیاست یکنواختی نداشته و میان تشدید فشارها و تلاش برای کاهش تنش در نوسان بوده است. این رویکرد را میتوان بخشی از تلاش اسلامآباد برای جلب حمایت کشورهای منطقه، همسایگان افغانستان، ایالات متحده و کشورهای غربی در منازعه با طالبان دانست.
در مقابل، تعامل و حمایت تاکتیکی روسیه و ایران از طالبان، محاسبات منطقهای پاکستان را پیچیدهتر ساخته است. این وضعیت، در کنار اختلافات امنیتی دو طرف، چشمانداز دستیابی به تفاهمی پایدار را دشوار میسازد.
به نظر میرسد مهلت یکماهه، بهجای آنکه به حل منازعه بینجامد زمینه دور تازهای از تقابل را فراهم خواهد کرد.
ای بدخشان! تا به کی فرزند نازت جان دهد؟
لاژورد تو به من سنگ و به دنیا نان دهد
دیگران لعل و طلایت را به یغما برده اند
کودک بیچاره ات با جان خود « تاوان» دهد
غرق کرده کوکچه سبزینهفکران ترا
شیرهٔ پامیر را برده به ریگستان دهد
در خودت ایران و توران است اما بچه ات
جان برای کارهای سخت در تهران دهد
مانده ای مغز پسرها را به کاسه تا شود
جا برای دخترت ضحٓاک در زندان دهد
ای بدخشان! تو همان استی، مگر ما دیگریم
هرکه در این فصل خونین نان دهد، فرمان دهد
ما درختان سر کوهیم، گر قد بر کشیم
ابر اگر از سنگ هم باشد، به ما باران دهد
رود آمو بازهم از رودکی گوید سخن
ناصر خسرو صدا از بلخ تا یُمگان دهد!
🖋️ سمیع حامد
این تصویر امیدبخش است!
اگر چهار کشور ایران، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه، خطرات و تهدیدهای مشترک خاورمیانه را بهدرستی درک کنند و به معنای واقعی کلمه به یک اتحاد منطقهای دست یابند، باور دارم که زمینه برای پایاندادن به مداخلات مخرب قدرتهای بیگانه فراهم خواهد شد و ملتهای منطقه میتوانند پس از سالها جنگ و ناامنی، در آرامش، امنیت و رفاه زندگی کنند.
تروریسم، ناامنی و ویرانگری حاکم بر منطقه، تا اندازه زیادی ریشه در نبود وحدت، بیاعتمادی و رقابتهای فرسایشی میان کشورهای منطقه دارد؛ وگرنه خاورمیانه و مناطق پیرامونی آن، از نظر منابع طبیعی، ظرفیتهای اقتصادی و سرمایههای انسانی و تمدنی، از غنیترین مناطق جهاناند.
این منطقه نهتنها به مداخله بیگانگان نیاز ندارد، بلکه میتواند با تکیه بر ظرفیتهای خود، با جهان رقابت اقتصادی و سیاسی کند.
ریشههای تمدنهای بزرگ بشری در همین جغرافیا قرار دارد؛ اما افسوس که نبود همگرایی و اراده مشترک، این سرزمین تمدنها را به میدان رقابت قدرتهای خارجی، جنگهای نیابتی و مداخلات ویرانگر تبدیل کرده است.
راه نجات منطقه، نه در وابستگی به قدرتهای بیرونی، بلکه در وحدت، اعتماد متقابل، احترام به حاکمیت کشورها و همکاری واقعی میان ملتها و دولتهای منطقه نهفته است.
اگر کشورهای منطقه بهجای رقابتهای مخرب، به سوی همکاری سازنده حرکت کنند، میتوانند آیندهای متفاوت رقم بزنند؛ آیندهای که در آن، صلح و توسعه جایگزین جنگ و ویرانی شود و ملتهای منطقه سرنوشت خویش را به دست خود بسازند.
روحانی
روحانی🦅 retweeted
اعلامیهٔ شماره هشتم
پنجشنبه 30 میزان 1405 خورشیدی
اُکتبر2026 ترسایی. 22
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
رزمندگان جبههٔسپاهیمیهن در اُستان تخارباستان در یک حملهٔ هدفمند و موفقانه توانستند که ماشین حامل ( رینجر) نیروهای استخباراتی دهشتافگن را هدف قرار بدهند که در نتیجه یک دهشتافگن هلاک و چند تن دیگر زخمی گردیدند. ضمنا چریکان رزمندهٔ جبههٔ سپاهیمیهن توانستند دو میل تفنگچه، یک میل کلاشینکوف و یک میل سلاح نوع ثقیل را از دشمنان مردم، به دست بیآورند. در این رزم به لطف پروردگار به سپاهیان آزاده و سر به کف جبههٔ سپاهیمیهن هیچ آسیبی نرسیده است و بدون خطر رزمندگان آزاده و سرسپرده در موقعیت خود قرار گرفتند. هدف ما این است که میهن و مردم باید از فراچنگ نیروهای واپسگرا، دهشتافگن و غاصب، به آزادی و رهایی برسد و زنان و مردان از حقانسانی و زندگی عادلانه مبتنی بر ارزشهای حقوقبشری و شهروندی برخوردار گردند. در واقع این آرمان راهبردی و هدف پایدار مبارزان آزاده و مردمی، جبههٔ سپاهیمیهن میباشد بنابراین تا تحقق و رسیدن به آزادی این مبارزهٔ مردمی و تاریخی ادامه دارد. مبارزهایکه از شکستن طلسم استبداد آغاز یافته تا به سرنگونی آن ادامه خواهد یافت.
.
میهن آزادهٔ ما زنده باد
برای زنان
برای آزادی
لعنت به طالب و طالب پرست
ببین تفاوت از کجاست تا به کجا؛ فاصله فقط یک دریاست، اما فاصلهٔ دو جهان!
در چند کیلومتری افغانستان، آنسوی یک دریا، دختری در ساختار قدرت سیاسی از جایگاه تصمیمگیری و اثرگذاری برخوردار است؛ در کشوری که زنان و دخترانش میتوانند تحصیل کنند، کار کنند، در سیاست حضور داشته باشند و در ساختن آیندهٔ سرزمین خود سهم بگیرند.
در سوی دیگر دریا، اما، میلیونها دختر افغانستانی از ابتداییترین حقوق انسانیشان محروماند؛ نه حق آموزش دارند، نه حق کار، نه آزادی انتخاب و نه حتی فرصت زیستن با عزت و آرامش.
دختر رئیسجمهور ازبیکستان، در چند کیلومتری افغانستان، در عرصهٔ سیاست کلان کشورش نقشآفرینی میکند.
بحث بر سر دختر رئیسجمهور بودن یا نبودن او نیست؛ مسئله این است که در آنسو، دختر میتواند بخشی از قدرت و تصمیمگیری باشد، اما در اینسو، دختر بودن به جرمی نانوشته تبدیل شده است!
آنجا، دختران میتوانند برای آیندهٔ کشورشان تصمیم بگیرند؛ اینجا، حتی حق تصمیمگیری دربارهٔ آیندهٔ خود را ندارند.
آنجا، حضور زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی میتواند نماد پیشرفت باشد؛ اینجا، گروهی از مردان تنگنظر و محروم از درک زمانه، با تحمیل افکار واپسگرایانهٔ خود، نیمی از پیکر جامعه را از زندگی محروم ساختهاند.
اینسو، مردم زیر سایهٔ فقر، بیکاری، ناامیدی و ترس زندگی میکنند؛ لبخند از چهرهها ربوده شده، نان بر سفرهها کمیاب است و آرامش از خانهها رخت بسته است.
حاکمیتی که از آموزش دختران میترسد، از کار زنان جلوگیری میکند و آزادیهای ابتدایی انسان را جرم میپندارد، چگونه میتواند ادعای ساختن جامعهای سالم و آباد را داشته باشد؟
فاصلهٔ جغرافیایی فقط یک دریاست؛ اما فاصلهٔ فکری، سیاسی و انسانی، فاصلهٔ دو جهان است.
یکسو، حرکت بهسوی مشارکت، آگاهی و آینده؛ سوی دیگر، عقبگرد بهسوی جهل، انحصار و تاریکی.
دریا مقصر نیست؛ مرزها هم بهتنهایی سرنوشت ملتها را تعیین نمیکنند.
آنچه سرنوشت یک جامعه را رقم میزند، نوع نگاه حاکمان به انسان، زن، آزادی، دانش و آینده است.
افغانستان سرزمین دخترانی نیست که از توانایی و شایستگی محروم باشند؛ سرزمین دخترانی است که تواناییهایشان به زنجیر کشیده شده است.
دختران این سرزمین همان استعداد، هوش، اراده و شایستگی را دارند که دختران دیگر کشورهای منطقه دارند؛ تفاوت در توانایی آنان نیست، بلکه در گروهی است که فرصت شکوفایی را از آنان گرفته است.
تاریخ، هیچ جامعهای را بهخاطر محروم ساختن دخترانش از آموزش و آزادی ستایش نکرده است.
هیچ حاکمیتی با خاموش کردن صدای زنان، آیندهای روشن نساخته و هیچ ملتی با زندانی کردن نیمی از استعدادهای خود به پیشرفت نرسیده است.
دختر افغانستانی نه کمتر از دختر ازبیکستانی است، نه کماستعدادتر و نه کمشایستهتر؛ او تنها در سرزمینی گرفتار شده است که حاکمانش حق پرواز را از او گرفتهاند.
روزی خواهد رسید که دختر افغانستانی نیز آزادانه درس بخواند، کار کند، در سیاست تصمیم بگیرد، در ساختن کشورش سهم داشته باشد و بدون ترس و تحقیر زندگی کند.
آن روز، نه امتیازی از سوی حاکمان، بلکه بازگشت حقی خواهد بود که هیچ گروهی صلاحیت سلب آن را از انسان ندارد.
فاجعه این نیست که آنسوی دریا دختری در سیاست نقش دارد؛ فاجعه این است که اینسوی دریا، میلیونها دختر فقط به جرم دختر بودن از حق ساختن آیندهٔ خود محروم شدهاند.
این تفاوت را باید دید، دربارهاش سخن گفت و در برابرش سکوت نکرد؛ زیرا محرومیت دختران افغانستان، تنها مسئلهٔ زنان نیست، بلکه زخمی بر وجدان انسانی و آیندهٔ یک ملت است.
بااحترام
روحانی

















