Pinned Tweet
طول این پرچم که مزین به تصاویر موجود از جاویدنامان است، پنجاه متر بوده که در ۱۴ فوریه روی دستهای ایرانیان ملبورن چرخیده و اشک همگان را درآورده است.
چه بدکرداری ای چرخ
✍🏻✍🏻
«ناقد اگر بخواهد اثری را نقد کند باید تنها به کتاب توجه کند.»
۱۶ آبان، زادروز #عبدالعلی_دستغیب دانشآموختهی فلسفه، منتقد ادبی و مترجم شیرازی متولد ۱۳۱۰خ است و به این بهانه چیزکی نوشتم و تقدیمش میکنم به آدورنوی عزیزم.❤️
دستغیب نخستین بار با نقد تندش بر مطلب #رضا_براهنی در دههٔ هفتاد برایم پررنگ شد. براهنی در دههٔ هفتاد، در کتاب «خطاب به پروانهها»، متنی با عنوان «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» نوشت. دستغیب هم در «از دریچهٔ نقد» پاسخ داد: «تو کی شاعر بودهای که اکنون شاعر غیر نیمایی شدهای»!!
دستغیب نگاه پسامدرن براهنی را به چالش کشید، اما مدتی بعد، در نقد مفصلی بر شعرهای علی باباچاهی و پگاه احمدی، به تأیید شاعران پسامدرن پرداخت. البته این دو هیچگاه از نقد یکدیگر دست نکشیدند.
جملهٔ آغازین از دستغیب است و برای آنها که دههٔ هفتاد دوران جوانیشان بوده، و زبان تیز او را به یاد دارند، جملهٔ نخست از زبان او تعجببرانگیز است، اگر نخواهیم بگوییم غیر قابل باور.
دستغیب در نقد، به خودش هم رحم نکرده است. مولوی، سعدی و حافظ هم از نقد او در امان نبودند؛ به گفتهٔ خودش، اعتبار و جایگاه هیچ شاعر و نویسندهای نباید او را از نقد معاف کند. هنوز معتقد است منتقد باید از موضع بالا سخن بگوید و در داوری دربارهٔ آثار، سختگیر و بیملاحظه باشد!
عبدالعلی دستغیب در زمینهٔ نقد بر گردن ادبیات معاصر حقی دارد. اگر با نیما همراه بودهاید، اگر نقدهای براهنی را خواندهاید، دستغیب را هم بخوانید البته پیش از آن به #محمد_حقوقی و نقدهای ساختارگرایانهاش بپردازید. اگرچه نقد حقوقی نیز همیشه بسیار جای بحث داشته، چنانکه در پژوهشها دربارهٔ آثارش مطرح شده که دلبستگی او به فرم و انسجام شعر، گاهی تأویلهایش را به سوی شیفتگی و افراط برده است. با این همه، توجه دقیقش به زبان و روابط درونی شعر، وجه مشخص کار او در نقد شعر معاصر است.
✅بعضیها دستغیب را منتقدی «انبوهساز» میدانند.البته که نقدهای او متنوعاند و دامنهٔ گستردهای دارند اما در آنها میتوان نکتهای تازه یافت. من نه مخاطب شعرش هستم و نه بیان تندش را برمیتابم اما خواندنش برایم سودمند بوده. کتابهای پنج جلدی قطور «از دریچه نقد» حاوی نقدهای استادانه او است که البته منحصر به دوران معاصر نمیشود. پیش از خواندن آثار منتقدان نسل بعد از او اگر مانند من سودای دانستن در این زمینه را دارید، دستغیب خواندنی است.
باز گردیم به جملهٔ آغازین که برگرفته از یکی از گفتگوهای او است ،او در این گفتگو از محافلی انتقاد کرده که مخالفت با اندیشهٔ نویسنده را به حذف نام او میکشانند و صادق هدایت و احمد محمود را در مثال آورده. به باور او اختلاف دیدگاه طبیعی است مسئله از جایی آغاز میشود که جای بررسی اثر را «انکار» نویسنده میگیرد.
حتی آن زبانتند و دلمهربان چنین میگوید!
شروع به نوشتن که کردم هدفم این بود که تکملهٔ این یادداشت گوشزدی باشد دربارهٔ تندی و ترشی و افراطیگری که چقدر این رفتار در این روزهای نکبت به شکل ترسناکی شیوع پیدا کرده، در تمامی عرصهها-تاکید میکنم در تمامی عرصهها به رفتار حذفی و #رادیکالیسم و شهوت ابراز خشونت و عدم بخشش دچار شدهایم.
امروز قریب به اتفاق اندیشهورزان ، کنشگران و پویندگان مسیرهای مختلف در کار برونداد سنتزهایی از تزها و آنتیتزهایی رادیکال-رادیکال هستند و در این شرایط از عامهٔ مردم چه انتظار؟
@Adorno_Persian
گفت خانم بنزینی که این دفعه آوردند رنگش زرد بود، فکر کنم از هویج بنزین گرفتند.
گفتم نه جانم این شاشه بهش اتر میزنند، میشناسه من رو اما دهنش از مدل حرف زدنم باز موند.
گفتم نشنیدی؟ میگن هرجا بنزین تموم کردی خودت هم نداشتی بده بشاشند توی باک ماشینت، خدا رو چه دیدی شاید راه افتاد. از چرخ مملکت که پیچیدهتر نیست چهل و اندی ساله فقط میرینند توش، هنوز داره میچرخه.
این رشتو حالم را خوب کرد!
انسانهای جرأتورز را باید بارها و بارها ستود.
به نظرم حسرت زندگی نزیسته، بزرگترین حسرتی است که انسان با خود میبرد و برای آدمی با باورهای من، دلیل بارها برگشتن و شاید سختتر زیستن است.
تبریک به بنفشهٔ عزیز بابت این زیست و این بینش درست
مردم ایران که اهمیتی برای ترامپ یا نتانیاهو نداشتند اما با این ارزیابیهای غلطشان از جیم الف، در واقع (مودبانه) قوز بالای قوز ملت ایران گذاشتند. نه که در ۴۰ و اندی سال نظام مملکت را خیلی درست اداره کرده بود، حالا حتی ملت بخواهند دستبهآب هم بشوند، میگویند نرینید آب قطعه!
✅نیاز به شفافسازی دیدم
شب میخوابی و صبح بلند میشوی و میبینی مثلا ۵۰ نفرِ (دیگر) ریزش کردند. دوستانی خبر میرسانند که در گروههای مجازی ایکس رادیکالهایی از دیگران میخواهند که تو را آنفالو کنند. عزیزانی که عمدتا مقیم ایران هم نیستند و در حاشیهٔ امن خود نشستهاند و دلیلشان؟
-خب قبل از پرداختن به دلیل آن بزرگواران، مقدمهٔ زیر را برای خوانندگان عجولی مینویسم که تا ته این پست نرسیده، میدوند که لیچار بنویسند یا در بهترین حالت بپرسند:
«این شرایط تقصیر کیه؟»
⚠️عاملیت، مسئولیت و خطای غیرقابل بخشش از جمهوری اسلامی است.
و اما برگردیم به دلیلشان:
من از جنس هیجان و رادیکالیسم نیستم، استقلال فکریام را حفظ میکنم، حتی با آدمهای معمولی طرفدار نظام (که مطمئن باشم اسلحه به دستهای دیماه نبودند) کماکان دیالوگ میکنم، به کسی پشت نمیکنم شاید دلهای بیشتری را نرم ورحیم کردم و بهشدت نگران فردای هستم که با این روند قطعاااا جنگ مسلحانهٔ خیابانیِ «مردم مقابل مردم» رقم خواهد خورد و خونها ریخته خواهد شد.
-من آدمی نیستم که ریخته شدن خون هیچ #پیادهنظامی برایم توجیه باشد.
چه سروقامتهای ما که پرپر شدند و هنوز هم بر سر دار میشوند💔🖤
و چه بچّکها و میوههای کالی که با دستگاه پروپاگاندای نظام شستشوی مغزی شدهاند، خودی و غیر خودی یاد گرفتهاند، کینه در دلشان کاشتهاند و پیادهنظامهایی شدهاند که چاقو برای روز موعود تیز میکنند.😔
عارضم که:
راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد
شعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زد
قَدِّ خمیدهٔ ما سهلت نماید اما
بر چشمِ دشمنان تیر، از این کمان توان زد
درویش را نباشد برگِ سرایِ سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
🏴شیرین رستگارپور retweeted
این اکانت افغانیه ببینید چجوری تو توییتر فارسی با سوادی که از ایران یاد گرفته عین کرم میلوله یه بار خودشو ترک معرفی میکنه یه بارم به ترکا فحاشی میکنه مراقب اکانتهای تفرقه انداز باشید اینها اکثرا افغانن که با اسم و عکس ایرانی در فضای مجازی حضور دارن
توییتاشو اینجا بخونید
unavailable
🏴شیرین رستگارپور retweeted
خانه ارزشمند #امام_جمعه در اختیار «صندوق توسعه و احیا» و در تملک وزارت میراث فرهنگی است و به عنوان یک اثر ملی از اموال دولت، متعلق به یکایک ملت ایران است.
احیاء یک اثر تاریخی پسندیده است اما به شرط رعایت آییننامههای حفاظتی و تبدیل ملک به آشپزخانه و تالار عروسی خلاف ضوابط است.
حالم بههم خورده از این شکل نازل دعوای بین هواخواهان سلطنت و هواخواهان مصدق
-منقلی، ممد غشی؟؟!!
-سطلی؟؟!! رعیت؟!؟
دیوانسالاران جریانهای پس از مشروطه، در این مملکت خدمت کرده، اشتباه هم کردهاند!! خب که چه؟
خدا شاهد است، از این بهبعد این جنس فحاشی و توهین و عقدهگشایی را ببینم بلاک_آنبلاک میکنم.
«آقایون-خانمهای تحصیلکرده، الگو، رول-مدل! از شما بعیده-زشته!!»
تحصیلات آکادمیک عالی دارید هنوز به سیاق جوانکهای متوهم پاچهگشاد، پازلفیدار و کلاهکج آرمانگرای ۵۷ی به هم القاب میدهید.
تا یادنگیرید که تکثر آرا مهم است و محترم، از تفکر رعیتی فاصله نگرفتهاید حتی اگر تحصیلکرده و مجهز به القاب و عنوان باشید.
«اگر شادی و خندهٔ جوانها را دوست ندارید جمع کنید از ایران برید!»
استانداردهای دوگانه مبنای بیاعتمادی به ادعای ملیگرایی جماعتی است که التقاطی عمل میکند.
به مار ماهی مانی نه این تمام و نه آن
منافقی چکنی مار باش یا ماهی
با نکبت و غمی که گردانندگان این کشور عامل آن هستند، شادی جوانهایی که در این شرایط برای تابآوری دستوپا میزنند حتی در مناسبت غیر ایرانیای مانند هالوین، بسیاااااار خوشحالکننده، قابل فهم و پذیرش است. بسیاااار.
من نمیدونم چرا شماها هر وقت خاطر آخوند مکدر میشه ملیگرا میشید.
وقتی بیت خامنهای رو میزنن نگران تعرض دشمن به خاک میشید ولی وقتی کاسپین رو میبخشن به روسیه به اذن خدا لال میشید.
وقتی زینب ساداتها کاپ عن میدن به فردوسی و شاهنامه رو مسخره میکنن، وقتی دوستهای کمونیستتون پرچم شیر و خورشید لگد میکنن، وقتی وسط کنگره آزادیتون نسبت به فارسی بودن زبان جلسه معترض میشن، همه اینها اسمش آزادیه و اهمیتی نداره ولی یهو یه روز پا به پای ارزشیها برای خشایارشا که حتی اسمش رو هم بلد نیستید گریبان میدرید.
الان هم که همزمان با آخوند به نظرتون هالوین احمقانهست و به ما ایرانیها ربطی نداره ولی دوستاتون میان علنی و رسمی اعلام میکنن که کلا ایرانی نیستن.
گمشین بابا سیاهبازا.
ملیگرایی برای دهن شماها زیادی گندهست.
شما رو همون مغایرت هالووین با اعیاد شعبانیه مانور بدین بابا.
به عکسهایی نگاه میکنیم که پیشوند زندهیادان را باید برای همهٔ آنها به کار برد!
تصویر نخست: نمایی از فیلم #مطرب با بازی مرتضی_احمدی، مهری ودادیان و گیتی فروهر.
امروز سالروز تولد مرتضی احمدی است، متولد دهم آبان ۱۳۰۳ که علاوه بر بازیگری، صداپیشگی و گویندگی به دلیل علاقهٔ وافرش به تهران، کتابهایی چند نیز تالیف کرده است.
در زمینهٔ گردآوری و نگارش فرهنگ عامیانهٔ (فولکلور) تهران کتابهای «کهنههای همیشه نو»، «فرهنگ بروبچههای تِرون»، و «پرسه در احوالات تِرون و تِرونیا» از او به یادگار است. علاوه بر تألیفاتش در حوزهٔ فرهنگ شفاهی شهر، تعدادی از قدیمیترین ترانههای کوچهبازاری تهران را بهصورت ضربیخوانی بازخوانی کرده و معروف به «صدای تهران» است و نام و صدایش در زمرهٔ انگشتشمار پیشپردهخوانان قدیم برده میشود. در ادامه یکی از ضربیخوانیهای معروف او را برای شما پست میکنم👇
#مهمترین_زیرساختها
تصویر نخست بسیار بسیار من را متاثر میکند، روز تبعید او است، مشتی از خاک را برداشته، ببرد. فراموش نکنید برای آنچه در سودای تحقق آن بود، بیشک اشتباههایی هم داشت، چه آنکه املای نانوشته غلط ندارد! هرکس خلاف این را ادعا کند یا دچار خودفریبی است یا مطلقا در مقام عالی اجرایی نبوده. به هرصورت از تصویر دوم که منتسب است به «روز رایگیری مجلس مجلس مؤسسان، آذر ۱۳۰۴» تا تصویر نخست، چه بسیار فرصتها در این بر و بوم ایجاد شد و ایران از ایجاد زیرساختها بهره برد.
#رضا_شاه_پهلوی
#زیرساخت
#ایران
#مجلس_موسسان
🤖 Made with AI
نهم آبان سالروز رأی مجلس شورای ملی به پایان سلطنت قاجار و واسپاری حکومت به طور موقت به «رضاخان_پهلوی» است. در این نشست تعیین تکلیف سلطنت به مجلس مؤسسان واگذار شد؛ مجلسی که در آذر همان سال، سلطنت را به رضاخان و اعقاب ذکور او اختصاص داد. بدینترتیب آغاز پادشاهی مقتدرانهٔ #رضا_شاه_پهلوی مولف و معمار مصمم مدرنیزاسیون ایران با این روز گره خورده است.
نهم آبان سالروز رأی مجلس شورای ملی به پایان سلطنت قاجار و واسپاری حکومت به طور موقت به «رضاخان_پهلوی» است. در این نشست تعیین تکلیف سلطنت به مجلس مؤسسان واگذار شد؛ مجلسی که در آذر همان سال، سلطنت را به رضاخان و اعقاب ذکور او اختصاص داد. بدینترتیب آغاز پادشاهی مقتدرانهٔ #رضا_شاه_پهلوی مولف و معمار مصمم مدرنیزاسیون ایران با این روز گره خورده است.
🏴شیرین رستگارپور retweeted
دردناک ترین بخش تاریخ معاصر #ایران این روزهاست.
از باکو تا تاجیکستان و قرقیزستان بی پناه و رها شده دست یاری دراز کردند.
اما هاشمی هنوز در کتابخوانی صبح جمعه به دستاورد روحانیون در گلستان و ترکمنچای نرسیده بود.
باقی رفیق برادران هم برای جایزه خوشخدمتی #کرملین امت سازی هدفشان بود!
🏴شیرین رستگارپور retweeted
«مدیون زخمهای خود هستم»
میگوید سرنوشتسازترین لحظه زندگیش آنگاه بود که از اروپا به مرز ایران رسیدند، پدرش از اتوموبیل پیاده شد و خاک وطن را بوسید.
پدر معمار و تحصیل کردهای که وقتی برای اولینبار او را به مقبره فردوسی برد به دخترش، ایران دَرودی گفت:
«اینجا با ادب راه برو!»
شاید هیچ فرازی به اندازهی این جمله که در زندگینامهاش نوشته بازتاب زندگی او نباشد:
«نه فرمان میدهم، نه فرمانبردارم»
و این آموزهی دَرودی است به ما که طی سالها ممارست در هنر و کوشیدن در راه فرهنگ، در آخرین گفتگوی بلندش به تاکید گفت که؛
«بزرگترین ثروتش عشق به ایران است و فرهنگ این سرزمین»
و نوشت؛ انسان تا بدانجا انسان است که بداند آزادی حق دیگران است./۱
دقیقا امسال توی یک مهمونی هالوین جوانها، یکی با عبا و عمامه رفته بود و بقیه جیغ میزدند و مثلا فرار میکردند که یعنی چقدر ترسناک.
این خانم هم انتخاب بامزهای کرده، مامور منکرات…
با مزه ترین چیزی که درباره #هالووین در توییتر دیدم چند سال قبل بود:
یه خانمی چند سال پیش از خارج کشور نوشتهبود برای هالووین بچهام رو با عبا و عمامه فرستادم مهمانی مدرسه
معلمش زنگ زد این که ترسناک نیست
گفتم ما هم ۵٧ همین فکر رو میکردیم
#فرهنگ
هشتم آبان، سالروز درگذشت #مظاهر_مصفا، شاعر، استاد ادبیات فارسی و مصحح متون کهن است که در سال ۱۳۹۸ درگذشت. «ده فریاد» و «توفان خشم» از مجموعههای شعر و تصحیح «کلیات سعدی» و «مجمعالفصحا» نیز بخشی از کارنامهٔ پژوهشی او را تشکیل میدهد.
فرهنگ در ایران با وجود سالهای بیشمار و بیمهری و تلاطم همواره در خانوادهها سینه به سینه و ژن به ژن ! حفظ شده است.
استاد حسینعلیخان تفرشی ملقببه نکیسا که از خوانندگان طراز اول آواز ایرانی به شمار میرود و فرزند موذن مخصوص محمدعلیشاه قاجار و از تعزیهخوانان بنام تکیه دولت است، خودْ عموی دکتر مظاهر مصفا بود و چنانکه از اسم پیدا است علی مصفا نیز فرزند او است.
امیدوارم علی_مصفا میراثدار خوبی باشد، بهویژه که امیربانو کریمی، استاد زبان و ادبیات فارسی و دختر امیری فیروزکوهی نیز مادر ایشان است.
فرازی از شعرخوانی دکتر مظاهر مصفا در مراسم شب مظاهر مصفای شبهای بخارا در ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ در کانون زبان پارسی که میگوید خطاب به خودم است!
تصویر سوم #نکیسا است. از پدر او #حاج_ملا_رجبعلی_تفرشی تصویری نیافتم.
دمتون گرم، واقعا ممنون هستیم👌🏻❤️
هرررر سال روز_کوروش پاسارگاد را میبندید، از حضور مردم جلوگیری میکنید و هر سال این اشتیاق به ریشههایمان به ایرانی_بودنمان را بیشتر در دل مردم زنده میکنید.
#ما_ملت_کبیریم
#ایرانیتر
🏴شیرین رستگارپور retweeted
ماکیاوللی و دو چهره از کوروش بزرگ
کوروشِ ماکیاوللی هم فضیلتمند است و هم فریبکار در «امر نظامی». در اینجا فصل ۱۴ رساله شهریار را بازخوانی خواهیم کرد تا ببینیم ماکیاوللی درباره کوروش چه گفته بود. این فصل وظیفه شهریار درباره امر نظامی نام دارد و در بخش دوم آن به توصیف ویژگیهای کوروش بزرگ میپردازد.
در فصل ۶ شهریار، ماکیاوللی سه الگوی آرمانی برای حکمرانی (بنیادگذاری) دارد که به تناوب در فصلهای مختلف تکرار میکند: رومولوس، تسئوس و کوروش و یکبار نیز موسی. او در فصل چهارده دربارهی سلسلهی تقلیدهای مردان بزرگ اشارتی کوتاه دارد، ولی فوراً از آنها عبور میکند تا به بحث کوروش برسد و بگوید تقلید از او تا چه مایه موجب نیکنامی و پیروزی شده است. موضوع تقلید Imitatio در اندیشهی ماکیاوللی اهمیت زیادی دارد و یکی از نقاط عطف است. از نظر ماکیاوللی اصولاً در سیاستِ بنیادگذاری باید طرحی نو درانداخت، اما تقلید از بنیانگذاران جایز است، زیرا تقلید از تأسیس مستلزم آن است که منطق تأسیس فهمیده شود، که این کار عین تأسیس است. بنابراین فصل چهارده جزو آن بخشهایی از شهریار است که در آنها تقلید در سیاست توضیح داده میشود که در اینجا منصرف به پیروزی است. سپس شرح میدهد که سیپیو در پاکدامنی، ادب، انسانیت و جوانمردی تا چه مایه مرهون تقلید از کوروش بود. همهی اینها برای این هدف است که در نهایت این جملهی معروف را بگوید: «در زمانهی صلح جنگ را فراموش نکن».
کوروش برای ماکیاوللی الگوی نظری سیاست است، کسی که فضایلی را داشته که شهریاران بهصورت مشروط میتوانند همین فضایل را داشته باشند. «مشروط» را به این دلیل آوردم که از نظر ماکیاوللی سیاست عرصهی فضیلت و اخلاق نیست و رسالهی شهریار برای توضیح جدایی ذاتی این حوزهها نوشته شده است.
اما کوروش برای ماکیاوللی هم فضیلتمند است و هم تدبیرگر و فریبکار در جنگ، یعنی در «امر نظامی» که موضوع فصل ۱۴ است (استراتژی از ریشه فریب است).
در کل ماکیاوللی به هر دو سویهی کوروش توصیه میکند، چنانکه قبلاً گفته بود: «شهریار گاهی باید بتواند که خوب نباشد». ماکیاوللی به گزنفون استناد میکند تا نشان دهد فریب برای رسیدن به قدرت لازم است و کوروش در امر نظامی بارها فریب به کار برد. در فصل ششم رساله شهریار نیز کوروش بنیانگذاری است که از نارضایتی پارسیان از مادها بهره برد تا با استفاده از این فرصت (اوکازیونه) به قدرت برسد و کشور تأسیس کند. پس او در عمل نمونهی همان «شیر و روباه» برای سیاست است که ماکیاوللی در فصل ۱۸ توصیه میکند.
سخن آخر اینکه کوروش در اینجا الگوی کسب شکوه است، اما شهریار نباید این فضایل را بیقیدوشرط به کار ببندد، چون در زمانهی فساد، فضیلتورزیِ محض میتواند به زوال بیانجامد.
بخش آخر فصل چهارده: «وظیفه شهریار درباره امر نظامی»:
اما در مورد پرورش ذهن، شهریار باید تاریخ بخواند و در آنها اعمال مردان برجسته را بسنجد، ببیند در جنگها چگونه رفتار کردهاند، و علل پیروزیها و شکستهایشان را بررسی کند، تا بتواند از دومی بپرهیزد و از اولی تقلید کند. و بیش از هر چیز باید همان کند که پیشتر مردی برجسته کرده است: کسی را یافته بود که پیش از او ستوده و پرآوازه شده بود، و او را همواره در کنار خود سرمشق قرار داده بود؛ چنانکه میگویند اسکندر کبیر از آشیل تقلید کرد، سزار از اسکندر، و سیپیو از کوروش. و هر که زندگی کوروش را به قلم گزنفون بخواند، سپس در زندگی اسیپیو خواهد دید که آن تقلید چه افتخاری برایش به بار آورد، و اسیپیو در پاکدامنی، ادب، انسانیت و جوانمردی تا چه اندازه با آنچه گزنفون دربارهی کوروش نوشته بود همخوان بود.
شهریار خردمند باید چنین شیوههایی را رعایت کند و هرگز در زمان صلح بیکار نماند، بلکه با سختکوشی خود از آنها سرمایه بسازد تا بتواند در روزگار سختی از آن سود ببرد، بهگونهای که وقتی بخت (فورتونا) دگرگون شود، آمادهی ایستادگی باشد.
The Prince
هفتم آبان، پنجمین سالروز درگذشت ایران درودی است. نقاش، مستندساز و نویسنده که در تلویزیون ملی ایران مستندهای هنری نیز از او به یادگار است.
زمانی که این دانشآموختهٔ پرشور مدرسه بوزار پاریس در رشته معماری درگذشت برای دوستی نوشتم آنهایی که پربار زندگی میکنند، هنگام مرگشان برای ما ماندگان یک حسرت کمتر به بار میآورند.
«در فاصلهٔ دو نقطه…!» حدیث نفس خواندنی او است.
ویدیوی پست بعدی از گفتگوی با او تحت عنوان تاثیر متقابل هنرمند بر شهر است. در جایی از این گفتوگو میگوید، میدانهای شهر را با مجسمهها آرایش کنیم. که اینروزها چقدر به اجرای این پیشنهاد نیازمندیم!





































