Pinned Tweet
نکتههایی که توی جلسهها به ذهنم میاد که عمومیت داره برای بچهها رو اینجا مینویسم، باشد که یه نفر هم که شده بخونه و لطفی در حق بچهاش بکنه
رعنای یک ساله دیدم، چقدر هم بانمک بود. مدتها بود با این اسم مواجه نشده بودم. کوچکترینشون الان پنجاه سالشه 😁
معمولا آدرس کلینیک شماره تماس من رو وقتی که واریزی مراجع انجام میشه بهش میدن، اما یه بار یکی از مراجعین از یه جایی که نمیدونم کجا، آدرس کلینیک رو پیدا کرده بود و اومده بود. شدیداً اصرار داشت که بین مریض ویزیت بشه. بعد من خودم اینجوری بودم که ۱/
Soudeh Modaress retweeted
برای یکی از دوستانم که در حوزههای روابط عمومی، مارکتینگ و امور اداری تجربه و مهارت داره، دنبال یک فرصت شغلی هستم.
اگر موقعیت مناسبی سراغ دارید که به نیروی حرفهای و باانگیزه در این زمینهها نیاز داشته باشه، لطفا بهم معرفی کنید.
ممنون میشم اگر بازنشر هم کنید. ❤️
اول جلسه اول:
بچه دارو هم میخوره؟
یکم ویتامین و اینا میدم بهش، چیز خاصی نه
آخر جلسه چندم:
باید بره روانپزشک، دارو شروع کنه
یعنی داروهاشو عوض کنه؟
مگه رفتی؟
اره، یه سری چیزایی داده، و نایلون قرصهای روانپزشکی رو روی میز خالی میکنه 🥴🥴
یه کیس این مدلی هم داشتیم، فقط خداروشکر باردار نبود، عقلش رسیده بود فرار کرده بود از خونه.
بعد از هر جلسه، به اندازه تایم جلسه میرفتم تو اتاق، زاااار میزدم.
خودش تحویل بهزیستی شد، و تا جایی که میدونم پدر و مادر رو هم دستگیر کردن.
درد؟ خب که چی!
کابینت خونه مامان رو تمیز کردم، آشپزخونه رو شستم بعد اینکه تعمیرکار رفت
اومدم خونه، ظرفا رو شستم، کابینت رو مرتب کردم، بالکن رو شستم، سبزی خشکا رو خرد کردم
تازه آخرش هم یه ماساژ همراه با دیکلوفناک گرفتم 😁
البته بعد اینکه دعوام کرد که چرا استراحت نکردم تا بیاد 🥲
اینکه یه عده توی منشنها باور نمیکنن و میگن دروغه بیشتر برام عجیبه تا خود کیس. انقد که این موارد زیاد ارجاع میشه بهمون، دیگه عجیب نیست.
فقط میتونم بگم خیلی مراقب بچههاتون باشین، دختر و پسرش هم فرقی نداره متاسفانه.
تعمیرکار اومده برای سینک، مشغول یه پیچ بود، گفت کاش WD40 داشتم، این پیچ زنگ زده.
رفتم براش آوردم، از اینکه میدونستم چیه بیشتر تعجب کرد تا از داشتنش😁😁
یه ریلز بود، طرف داشت آشپزخونه رو مرتب میکرد.
ده تا ظرف ادویه رو پر کرد، برچسب زد. عین ده تا برچسب کج بود! چرا خب؟!










