Ali (@St_A92) header
Ali (@St_A92) profile picture
🌊
Joined October 2023
Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)Photo by Ali (@St_A92)
گویا متأسفانه رفتم اول لیست دایرکت‌های اینستاگرام خاله‌م و به صورت رندوم اما رگباری تحت بمباران ویدئوهاش قرار گرفتم.
1
56
576
«یادآوری غیرارادی انبوه خاطرات شخصی»
1
3
60
706
قبل‌تر با شنیدن خبر مهاجرت دوست‌هام، طوری خوشحال می‌شدم که انگار برای خودم اتفاق افتاده. الان خوف می‌کنم.
1
62
779
باغ آلبالو رو تموم کردم. آخرین اثر نمایشی چخوف قبل از مرگش. اثری که از نظر خود چخوف کمد‌ی‌، از نظر استانیسلاوسکی تراژدی و از نظر من که مهم‌تره، تراژدی‌ایست‌ با لایه‌های عمیق تمثیلی :))) شیفته‌ی قلم چخوفم اما همچنان دایی وانیا نمایشنامه‌ی محبوبم از چخوف مونده.
9
2
155
2,075
روانم داره فرسوده می‌شه از خوندن اخبارِ الان جنگ می‌شه، زیرساخت‌ها رو می‌زنن، گاز فلانه، برق اِل می‌شه. هرچقدرم می‌خوام خبر نخونم و از تمام کانال‌های کوفتی خبری لفت دادم، بازم از یه سوراخ‌سنبه‌ای خودشون رو می‌رسونن بهم. عقل نارس اینطوریه که وسط خاورمیانه می‌خواد سوئیسی نفس بکشه.
17
21
1
676
11,865
قبل اینکه نمایشنامه‌ی جدیدی رو از چخوف شروع کنم رفتنم سراغ نامه‌های چخوف و همسرش. یه جا اولگا در جواب شکاک‌بازی‌های چخوف بهش اینطور جواب داد: «مزخرف نگو که من عاشق شده‌ام و تو را از یاد برده‌ام. حتی اگر هم قصد چنین کاری داشته باشم وقتش را ندارم ای آنتوان پیر و فرزانه‌ی خُل خودم.»
3
2
62
1,404
بعد از زجری که از خوندن رومولا کشیدم، به شدت از خوندن سبیلِ کارر دارم لذت می‌برم. طوری که بتونم بگم تا همینجاشم شُست، بُرد.
3
126
1,673
آدم الکلاسیکو رو نگاه می‌کنه میگه خدایا این سیرکی که تو لیگ خودمون می‌بینیم هم اسمش فوتباله؟
2
1
63
939
از این پیج «آن» تو توییتر خوشم نمیاد. یهو یه مشت جملهٔ پرزرق‌و‌برق از داستایفسکی تا وحشی بافقی رو توییت می‌کنه بقیه هم ریت پشت ریت. اصلاً یکی از آیتم‌های جذابیت یک انسان واسه من اینه که وقتی کتابی رو می‌خونه خودش از یه جمله‌ی ظاهراً معمولی یه چیز شگرفی دراره و نورافکن بندازه روش.
2
1
90
1,665
تابلویی که قرار بود ۸۰۰ تومن بابتش پول بدم، گفته حالا درمیاد یک میلیارد تومن ناقابل. دوز اِزی‌پم منو بکنید ۲۰ میلی‌گرم.
8
1
69
4,103
اینترنت‌ها که قطع می‌شه، اولین چیزی که دلم واسش تنگ می‌شه شماهایین. خوندن روزمرگی‌ها و شریک دغدغه و غم و شادی‌هاتون بودن، اونم تو یه مدت زمان طولانی، یه وابستگی شدیدی رو تو آدم به وجود میاره. 🤷🏻‍♂️
8
7
1
161
2,443
صفحات آخر این کتاب رو دارم می‌خونم و تو فصل‌های آخرش، پر شده از جملاتِ «نه برای فلان، بلکه برای بیسار». کاملاً الگوی aiیی داره، نه؟ به نظر من که اگه مترجمی از ai استفاده کنه، خودش و کتابش رو باید انداخت تو سطل آشغال، درشم گذاشت.
3
55
1,140
اگه اجازه بدید چکیده‌ی مهر رو اینجا ثبت کنم چون با گرفتن تصمیم‌های ریسکی و راه‌اندازی بیزینس جدید سپری شد.
21
175
2,892
من خسته و کوفته نمیام خونه که جورج الیوت ناامیدم کنه.
2
54
1,218
اگه زدی غر نزن.
در رابطه با مهریه، زیر سندی که نمی‌تونی انجام بدی امضا نزن.
4
1
77
2,041
یه جایی یه کسی، رومولا رو صدا زد «مادونّا ا‌ورگولئیوزا». به ایتالیایی یعنی «بانوی غرور». خیلی زیباست.
1
1
62
1,134
این نخه هست که می‌گن ما رو به زندگی متصل نگه داشته؟ اگه آقای منصوری یکی دو روز دیگه هم نیاد کامل پاره میشه. بیا مرد، من دلم به صدای موتور تو خوشه.
یکی دو هفته پیش، یه دیوان وحشی بافقی سفارش دادم که تا امروز نیومد. اگه فردا هم نرسه جدی خیلی غمگین میشم چون میره برای بعد از عید. آقای منصوری؛ پستچی مهربان و عزیزم، فردا بیا. آهسته و خرامان، اما بیا.
7
81
1,641
خوندن کتاب رومولای جورج الیوت تجربه‌ی خیلی خفنیه. تلفیقی از تاریخ و داستانه با جزییات ریز. و خیلی جدی هر شب به محض باز کردن لای کتاب، حس می‌کنم سفر در زمان کردم به اون دوره‌ی پر تب‌وتاب فلورانس. امیدوارم پونصد صفحه‌ی باقی‌‌مونده هم همینقدر بچسبه بهم.
67
1,252
امروز یاد این تیکه از کتاب «اینک انسان» نیچه افتادم که اینطور خواهر و مادر خودش رو مورد تفقد قرار می‌ده: هرگاه ژرف‌ترين پادنهادم را، پستی‌ بی‌اندازه‌ی غريزه‌ها را، می‌جويم، همواره مادر و خواهرم را می‌يابم. با چنين بی‌سروپاهايی خويشاوندم‌ انگاشتن، کفر به خدايانگی‌ام باشد.
2
40
1,045
نکته‌ی بامزه‌ترش اینه که الیزابت فورستر نیچه، خواهر نیچه، این تیکه از کتاب رو سانسور‌ کرده بود و تا دههٔ هفتاد میلادی تو خیلی از چاپ‌های کتاب اصلاً این قسمت وجود نداشت.😁
6
311