Pinned Tweet
on Base is building something around leverage for people who plan to hold BTC long term, rather than day traders. The with lower costs than perps or leveraged ETF
points.2factor.finance/r/t84…
@2FactorFinance
noname,nub retweeted
شبی که پسرم تیر خورد، التماس کرد:
«بابا نذار بمیرم.»
دیر رسیدم. در آغوشم صورتمو بوسید و گفت:
«بابا حلالم کن» و تموم کرد.
از ۹ شب تا ۲ صبح، پیکر جگرگوشهام تو ماشین پیش چشمم بود و هیچ سردخانهای راهمون نداد…
جاوید نام #شاهرخ_زارع
۱۹ دیماه ۱۴۰۴ -نورآبادِ ممسنیِ عزیز
noname,nub retweeted
او خُرد کرده آنشب دیدِ ستمگری را
تصویر ِ دوربین ِ پشتِ کلانتری را
فوجِ چکاوکان را از تیررس رهانده
آنگاه خصمی از بام آن ماشه را چکانده
جز وصفِ روی ماهش، از او نشان چه داری؟
_”عطری که میپَرد از پیراهنِ «بهار»ی “
برگشت و .. خانه ناگاه از شانههاش دریافت
او را شکسته عهدش، وقتی «کمیل» را یافت…
خون میدمد بر آتش، دی میچکد از آبان
پرهای سینهسرخ است هر گوشه از خیابان..
مثلاً این خبر که عادی شده میگه جمهوری اسلامی یه مشت افغانی وارد ایران کرده تا مردم ایران بکشن.
در پی حمله افراد مسلح به محل استقرار نیروهای وابسته به گروههای فاطمیون و زینبیون در یک مدرسه در روستای بیر سفلی از توابع شهرستان کنارک، شماری از این نیروها کشته و مجروح شدند.
به گزارش حالوش، این حمله حوالی ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵، در مدرسه بیر سفلی در روستای بیر، واقع در بخش کهیر شهرستان کنارک، رخ داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی حالوش، دو موتورسیکلت حامل افراد مسلح وارد روستا شدند و سرنشینان آنها با شلیک رگبار، نیروهای مستقر در این مدرسه را هدف قرار دادند. در جریان این تیراندازی دستکم چند نفر کشته و زخمی شدند.
بیشتر بخوانید: iranwire.com/fa/news-1/15970…
noname,nub retweeted
فرزند ایران و جانفدای میهن جاویدنام #علی_زنگنه
۲۴ ساله، دانشجوی مهندسی برق، ۱۸ دی مشهدِ عزیز
noname,nub retweeted
#نرگس_علمی ۳۰ ساله نخبه و پژوهشگر رشته ژنتیک.کارشناس ارشد دانشگه تهران
۲۱ دی در تهران
روحش شاد نامش مانا
مهمترین ضربه به مثلاً گروه طرفدار جمهوری افراد کسشری بودن که خودشونو طرفدارش نشون میدادن. هر چند دموکراسی همینه هر آدم کسخلی میتونه ادعایی داشته باشه.
این تصویر را میتوان بهعنوان یک خوانش ادبی ـ روانشناختی از زبان بدن بررسی کرد، نه تشخیص قطعیِ شخصیت یا نیت واقعی افراد. از یک عکس ثابت نمیتوان نتیجه گرفت که آقای سعید قاسمینژاد واقعاً به رضا شاه دوم احساس مالکیت، وابستگی حیاتی یا اضطرابِ فروپاشی دارد؛ اما میتوان از فاصله، جهت نگاه، جایگاه بدنی و ترکیببندی تصویر، تفسیری نمادین ارائه داد.
خوانش صحنه
در تصویر، رضا شاه دوم در پیشزمینه و نزدیکتر به دوربین نشسته است؛ چهرهاش نیمرخ است و نگاهش به خارج از قاب امتداد دارد. آقای قاسمینژاد در پسزمینه ایستاده، مستقیمتر دیده میشود و نگاهش به سوی رضا شاه دوم است. همین آرایش، از نظر بصری، رابطهای نامتقارن میسازد: یکی در مرکزِ نزدیک و صاحبِ میدان دید، دیگری در فاصلهای بیشتر و در موضع مشاهده، پیگیری و مراقبت.
این فاصله الزاماً نشانه تسلط یا وابستگی نیست. حالت ایستادن، دستهای قرارگرفته پشت بدن، لباس رسمی و کارت شناسایی میتواند صرفاً با فضای یک نشست سیاسی یا حرفهای سازگار باشد. با این حال، در زبان ادبی تصویر، نگاه آقای قاسمینژاد چنین القا میکند که توجه او بیش از آنکه به فضای عمومی یا مخاطبان باشد، بر شخصِ رضا شاه دوم متمرکز شده است.
در این تصویر رضا شاه دوم در این صحنه مانند مرکز ثقل سیاسی و نمادین ظاهر میشود؛ نقطهای که حضور دیگران در نسبت با او معنا مییابد. آقای قاسمینژاد در فاصلهای ایستاده که نه کاملاً در مرکز است و نه بیرون از مدار. او نزدیک است، اما هنوز به آن از نظر مشروعیت و قبول در جامعه سیاسی ایران، جایگاه دسترسی کامل ندارد؛ دیده میشود، اما صاحب صحنه نیست.
در این خوانش، «جامد ماندن» به معنای حفظِ هویت، نقش، اعتبار و جایگاه سیاسی است. «بخار شدن» نیز استعارهای از محو شدن در بیمرکزی، از دست دادن مخاطب، کاهش نفوذ و گمشدن در حاشیه تاریخ است. بر اساس این تعبیر، نگاه او را میتوان نه صرفاً نگاه یک همکار، بلکه نگاه کسی دانست که میکوشد پیوند خود را با کانون قدرت، معنا و آینده حفظ کند.
البته این تصویر، اثبات نمیکند که حیات سیاسی یا شخصی او واقعاً به رضا شاه دوم وابسته است. چنین نتیجهای از یک عکس قابل اثبات نیست و باید آن را در قلمرو تفسیر نمادین نگه داشت.
مالکیت سیاسی و عاطفی
مفهوم مالکیت در چنین رابطهای لزوماً به معنای تملک شخصِ دیگر نیست؛ بلکه میتواند به شکلِ مالکیت بر روایت، نقش و سهم تاریخی ظاهر شود. فردی ممکن است احساس کند در ساختن یک گفتمان، تثبیت یک چهره یا رساندن یک جریان سیاسی به مخاطبان سهم مهمی داشته است. در این حالت، او بهتدریج میان «من از این پروژه حمایت کردهام» و «این پروژه بخشی از هویت من است» فاصلهای نمیبیند.
از این منظر، اگر آقای قاسمینژاد خود را از معماران فکری یا سیاسیِ جریان نزدیک به رضا شاه دوم بداند، ممکن است در ذهن خود رابطهای مبتنی بر حقِ سهم شکل دهد: چون من در توضیح، دفاع، سازماندهی یا گسترش این گفتمان نقش داشتهام، پس باید در تصمیمها، ارتباطات و وفاداریهای آن نیز جایگاهی ویژه داشته باشم.
در اطلاعات منتشرشده، آقای قاسمینژاد بهعنوان اقتصاددان- اقتصاد جمهوری اعدامی- تحلیلگر مسائل جمهوری اعدامی و فعال سیاسی معرفی شده است؛ منابعی نیز از فعالیت او در حوزه سیاست جمهوری اعدامی و نقش در جمهوری اعدامی و مشاورهایاش در پیرامون جریان پهلویگرا سخن گفتهاند. این سوابق میتواند زمینهای برای شکلگیری احساسِ مشارکت و سهم سیاسی باشد، اما در عمل حس مالکیت شخصی یا انتظار وفاداری از رضا شاه دوم را با آوردن ایسان در مقابل دوربین ثابت کرده اند.
از «همکاری» تا «حقِ وفاداری»
در روابط سیاسی، همکاری طولانی یا نقشآفرینی فکری گاهی به انتظاری پنهان منجر میشود: وفاداری باید متقابل باشد. فرد ممکن است با خود بگوید:
من در ساختن این تصویر سیاسی سهم داشتهام.
من در دورههای پر از حاشیه از این چهره نمایش دفاع عرضه کرده ام.
من برای این پروژه، چه بسا بی نتیجه وبی اعتبار، وقت و سرمایه ذهنی گذاشتهام.
بنابراین، این چهره باید مرا در حلقه نزدیکان خود نگه دارد و برای نگهداری جایگاه من در زمان خطر و پر از حاشیه، حتی اگر اشتباه کرده ام، اعلام وفاداری کند.
ورود افراد دیگر ممکن است جایگاه و سهم مرا تهدید کند.
در اینجا حمایت سیاسی میتواند به نوعی سرمایهگذاری هویتی تبدیل شود. فرد دیگر فقط از یک رهبر یا نماد حمایت نمیکند؛ بلکه بخشی از خویشتنِ سیاسی خود را در موفقیت او میبیند و برای همین دلیل در حرکت رضا شاه دوم سرمایه گذاری کرده اند. اگر آن چهره موفق شود، حامی یا افرادی که در سایه آن فرد ایستاده اند، نیز احساس میکند به رسمیت.و مرجعبت شناخته شده است؛ و اگر کنار گذاشته شود، این حذف ممکن است...
آقا کسی خبری از ایشون داره؟
اقدام به خودسوزی دانشجوی دکتری دانشگاه تهران؛ «خسته شدم بس که احضار شدم»
شاهین شکوهی، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران، در اعتراض به آنچه دوستانش پروندهسازی انضباطی، احضارهای مکرر و محرومیت از امکانات دانشگاهی میخوانند، مقابل ساختمان کمیته انضباطی دانشگاه اقدام به خودسوزی کرد.
buff.ly/b2Qzxiq
noname,nub retweeted
وقتی شخصیت آرام و درونگرایی دارید و پدرسوخته نیستید، تنها راه نجات در این زندگی این هست که شدیداً کارآمد و متخصص باشید. در غیر این صورت شما در میان این حجم از انباشت مادر قحبهگی، خورده میشید و حسابتون رو میرسند.
افغانیا کشوری که آمریکا سالها براشون هزینه داد و سعی کرد ازشون مراقبت کنه به ده دقیقه نکشیده کل حکومت تحویل یه مشت پاپتی دادن و حاضر نبودن بجنگن. اینا بنظرم لیاقت زندگی تو یه کشور آزاد ندارن.
فکر کنم ۹۶,۹۸,۱۴۰۱ تصویر سقوط جمهوری اسلامی ایجاد و پررنگ تر شد، قاعدتاً رضا پهلوی درش نقشی نداشت.
۱۴۰۴ که اعتراضات شروع شد، رضا رفت مسافرت!
اینکه هر کار نکرده بهش نسبت بدی جالب نیست.
یکی از اتفاقاتی که افتاده اینکه یکسری که بنظر ایده و خلاقیت داشتن فکر میکردن میتونن تو بازار آزاد کار کنن اما حواسشون به آخوند نبود. در سمت دیگه افراد زیادی همون زندگی کارمندی انتخاب کردن و اینجوری یه بیلاخ نصیب باهوشهای قصه ما شد.
!
عزیزان، یک دوره درسی کنترل موتورهای صنعتی آماده کردم و گذاشتم یوتوب. ممنون میشم اگر علاقه مند هستید نگاه کنید و بهم بازخورد بدید. یا اگر کسی را می شناسید که ممکن است بهش علاقه مند باشه و یا به دردش بخوره برسونید به دستش.
زبانش به انگلیسی است اما زیرنویس داره.
youtube.com/watch?v=dyMdYh3d…























