Abel retweeted
عمران، ۲۱ساله، به عنوان پیک موتوری کار میکرد و ساکن تهران است.
#عمران_امانی در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ بازداشت میشود و دو ماه در سلول انفرادی شکنجه میشود و ماه هاست کتف راستش شکسته اما هنوز رسیدگی پزشکی مناسبی دریافت نکرده، او با اتهام واهی "محاربه" در خطر اعدام است.
#OmranAmani
Abel retweeted
Replying to @ALostCherryGirl
با حکمِ سر به داری
از «شیون» عار داریم
او گفت «دست افشان..»
ما هم بر این قراریم..
Abel retweeted
#شایان_شکیبایی، ۲۹ ساله، ساکن کرمان و از بازداشتیهای دی ماه به اعدام محکوم شد.
شایان تحت فشار برای اعترافات اجباری ویدیویی قرار گرفته بود و بیگناهه.
و داداشم..
و داداشم..
و داداشم..
جاویدنام #نادر_مولوی 💔🖤
#IranMassacre
Abel retweeted
عرفان ۱۸ ساله است و در جریان "انقلاب شیرو خورشید" بازداشت شد.
او در خطر اعدام است.
#عرفان_امیری
#ErfanAmiri
Abel retweeted
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، عمران امانی، جوان ۲۱ ساله اهل گنبدکاووس در استان گلستان، دوم آبانماه ۱۴۰۵ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد.
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت امانی ۲۲ بهمنماه ۱۴۰۴، در پی یورش نیروهای بسیج و ماموران اطلاعاتی به خانهای در تهران، همراه با دو نفر از دوستانش به نامهای علیرضا دولتی و محمد خالیزاده بازداشت شد. این سه جوان بهعنوان پیک موتوری اسنپباکس کار میکردند و همخانه بودند.
به گفته این منبع، ماموران هنگام بازداشت آنها را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند و امانی پس از بازداشت، دو ماه در سلول انفرادی نگهداری شد.
در پرونده امانی، علاوه بر محاربه، اتهامهای «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی یا خارجی» و «فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی و دولتها یا گروههای متخاصم» نیز مطرح شده است.
این منبع افزود کتف راست امانی در زندان اوین بر اثر شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری شکسته و با گذشت چندین ماه، رسیدگی پزشکی مناسبی به او نشده است.
iranintl.com/202610318206
Abel retweeted
تصویری از #عمران_امانی که به اعدام محکوم شده.
عمران ۲۱ ساله و اهل گنبد کاووسه.
#عمران_امانی، #وحید_قهرمانی و #امیررضا_رضایی، سه تن از بازداشتیهای انقلاب شیر و خورشید، به اعدام محکوم شدهن.
عکسی ازشون نداریم، اسمشون رو تکرار کنیم.
Abel retweeted
🚨 امروز ۹ آبان است؛ از ۲۴ مهر، خواهرانم صفورا عینی و مریم عینی ربوده شدهاند و ما هیچ خبری از سلامت و سرنوشتشان نداریم.میخوام بدونم زنده ان
به داد من و خانوادهام برسید. خواهرانم کجا هستند؟ جمهوری اسلامی چه بر سرشان آورده؟ صدای ما باشید، سکوت نکنید. 🙏
#صفورا_عینی #مریم_عینی
Abel retweeted
بشکافت سینهای که، پوشیده از مدال است…
#آرنیکا_دباغ
از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک
یک شهر را قرق کرد با نورهای کوچک
از پردهای بگو که افتاد و خون خروشید
از او که بیسپر بود، رختی ضخیم پوشید
با تیرِ جنگی اما.. کُشتی دگر محال است
بشکافت سینهای که پوشیده از مدال است
آن نورِ سبز روی پیشانی و گلوهاست
آن دستْخطِ کوتاه.. فهرستِ آرزوهاست
از خندهاش بگو که نزدیک قتلگاه است
از او که دست بسته در کیسهی سیاه است
از چکمههای کارش… او رَزمکارمان بود
« اینها برای ورزش… » این گفتهی کیان بود
Abel retweeted
امروز روز جهانی مربی بوده💔
#مسعود_ذاتپرور
Abel retweeted
بشکافت سینهای که پوشیده از مدال است
#احمد_خسروانی
از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک
یک شهر را قرق کرد با نورهای کوچک
از پردهای بگو که افتاد و خون خروشید
از او که بیسپر بود، رختی ضخیم پوشید
با تیرِ جنگی اما.. کُشتی دگر محال است
بشکافت سینهای که پوشیده از مدال است
آن نورِ سبز روی پیشانی و گلوهاست
آن دستْخطِ کوتاه.. فهرستِ آرزوهاست
از خندهاش بگو که نزدیک قتلگاه است
از او که دست بسته در کیسهی سیاه است
از چکمههای کارش… او رَزمکارمان بود
« اینها برای ورزش… » این گفتهی کیان بود
Abel retweeted
آن دستخطِ کوتاه، فهرستِ آرزوهاست...
#سهند_ناصری
از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک
یک شهر را قرق کرد با نورهای کوچک
از پردهای بگو که افتاد و خون خروشید
از او که بیسپر بود، رختی ضخیم پوشید
با تیرِ جنگی اما.. کُشتی دگر محال است
بشکافت سینهای که پوشیده از مدال است
آن نورِ سبز روی پیشانی و گلوهاست
آن دستْخطِ کوتاه.. فهرستِ آرزوهاست
از خندهاش بگو که نزدیک قتلگاه است
از او که دست بسته در کیسهی سیاه است
از چکمههای کارش… او رَزمکارمان بود
« اینها برای ورزش… » این گفتهی کیان بود
Abel retweeted
فرزند ایران و جانفدای میهن،
جاویدنام #ماهان_مردانی، با نام کامل محمدمهدی مردانی، تنها ۲۳ سال داشت.
ماهان دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه صنعتی شاهرود بود؛ جوانی نخبه، ورزشکار و عاشق فوتبال که بهعنوان دروازهبان تیمهای فوتبال و فوتسال دانشگاه بازی میکرد و سابقه قهرمانی و نایبقهرمانی داشت.
پس از تعطیلی خوابگاهها، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ به خانه خانوادهاش در شهر قدس برگشت. ساکش را زمین گذاشت و تقریباً بلافاصله به جمع معترضان پیوست.
شب نخست زنده به خانه برگشت. خانوادهاش از شدت تیراندازی و کشتار دیده بودند و از او خواستند روز بعد بیرون نرود.
اما ماهان تصمیمش را گرفته بود.
روز ۱۹ دی دوباره به خیابان رفت. هنگام بازگشت، نیروهای حکومتی مردم را تا داخل کوچهها تعقیب میکردند. ماهان خودش را به مقابل در خانه رسانده بود؛ چند قدم بیشتر تا پناه خانه نداشت که دو گلوله جنگی به او اصابت کرد.
مادر و خواهر کوچکش، همانجا، شاهد فرو افتادنش بودند.
او را با خونریزی شدید به بیمارستان رساندند، اما دیگر دیر شده بود.
پیکر ماهان چند روز بعد، پس از گرفتن تعهد از خانواده برای برگزار نکردن مراسم، در ۲۳ دیماه در شهر قدس به خاک سپرده شد.
ماهان در صفحه شخصیاش نوشته بود که اگر حتی یک نفر از ما باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.
امروز خودش نیست؛
اما روایتش مانده است.
روایت جوانی ۲۳ ساله که میتوانست سالها درس بخواند، ورزش کند، عاشق شود، زندگی بسازد و نامش را در زمین فوتبال بلند کند؛
اما زندگیاش چند قدم مانده به درِ خانه پایان یافت.
ماهان مردانی
در یاد ایران
جاودان
#پایان
Abel retweeted
داره بارون میاد، من بازم یاد #حمیدرضا_روحی افتادم! 🖤
Abel retweeted
راهنمای بات تلگرام «برخیزایران» به همراه مجموعه نکات امنیتی که باید هنگام استفاده از این بات رعایت کنید:
iranopasmigirim.com/fa/maxim…
Abel retweeted
«از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک
یک شهر را قرق کرد …
#دی
از آن جماعتی که در ظلمتی مُشبک
یک شهر را قرق کرد با نورهای کوچک
از پردهای بگو که افتاد و خون خروشید
از او که بیسپر بود، رختی ضخیم پوشید
با تیرِ جنگی اما.. کُشتی دگر محال است
بشکافت سینهای که پوشیده از مدال است
آن نورِ سبز روی پیشانی و گلوهاست
آن دستْخطِ کوتاه.. فهرستِ آرزوهاست
از خندهاش بگو که نزدیک قتلگاه است
از او که دست بسته در کیسهی سیاه است
از چکمههای کارش… او رَزمکارمان بود
« اینها برای ورزش… » این گفتهی کیان بود
Abel retweeted
ننگ بر حکومت بچه کش …
روزی به سر مزار نداشته شما هلهله کنان خواهیم رقصید.
#مجتبی_روستایی































