artahermes retweeted
برای «سراب اصلاحاتی» که سلبریتیهای مثل ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی، باران کوثری و سایر مزدوران رسانهای سعید حجاریان مادرجنده در ایجاد و حقنه کردنش به جامعه، نقشآفرینی کردن؛ دهها میلیون نفر هزینه دادن!
جان، سلامت، عمر، آینده و ...
Schadenfreude
لذتی که هر انسان از سقوط انسانهای موفق میبرد... شاید تنها لذت واقعی مردم همین باشد حتا اگر خود ندانند!
artahermes retweeted
موکلم امیرحسین موسوی بابت اتهام افساد فیالارض از طریق فعالیت مجازی در اکانت توییتری جیمز بیدین به اعدام محکوم شد.
#امیرحسین_موسوی
artahermes retweeted
اسرائیل نخستین عمل پیوند ریه به کمک ربات را بدون باز کردن کامل قفسه سینه انجام داد
🏥 بیمارستان «بیلینسون» با استفاده از سامانه جراحی «داوینچی» نخستین عمل پیوند ریه به کمک ربات را در اسرائیل به انجام رساند. این عمل از طریق برشهای کوچک صورت گرفت و بدین ترتیب نیازی به باز کردن کامل قفسه سینه یا جدا کردن دندهها نبود.
🩺 این روش نوآورانه که تا به امروز تنها در حدود ۲۰ مورد در سراسر جهان به کار گرفته شده است، با هدف کاهش درد پس از عمل و تسهیل روند بهبودی انجام میشود. به گفته تیم پزشکی، روند بهبودی بیمار بهتر از حد انتظار پیش رفت و او به مقدار بسیار کمی مسکن نیاز پیدا کرد.
🇮🇱 یک دستاورد بزرگ در پزشکی اسرائیل که فناوری رباتیک پیشرفته را با یکی از پیچیدهترین انواع جراحیها تلفیق میکند.
📸 بیمارستان بیلینسون
artahermes retweeted
If you vote illegally, we will find you. We will track you down, arrest you, and prosecute you.
There will be no escape.
artahermes retweeted
IRIB News:
30 students in Miandoab were hospitalised due to "poisoning"
West Azerbaijan province, Iran
artahermes retweeted
حدود ۱۰ سال پیش، توی یکی از لوکسترین رستورانهای شمال تهران، برای یک مهمانی خانوادگی ۷۵ نفره با شیشلیک، چنجه، جوجه، باقالیپلو با ماهیچه و تمام مخلفات، ۱۲ میلیون تومن پول دادم.
دیشب برای یه همبرگر و نمیدونم چیکن چیچی، ۶ میلیون تومن! :)
مالهات رو زمین بذار، عنینه.
#خدایاشکرت
artahermes retweeted
Replying to @Nimaaaaa7
ابراهیم گلستان در یک محیط فقر و تنگدستی رشد و نمو کرد. خودش فقیر بود، خانوادهاش فقیر بودن، بچههاش فقیر بودن، آشپز، راننده و باغبونش فقیر بودن... همه فقیر بودن.
در چین وقتی همه چیز قرمز میشه یعنی اوضاع بورس عالیه مگه نه مایک؟
@mMeyer62
شانزده سال پیش- زمانی که دل و دماغ نوشتن داشتم- در وبلاگی که برای نوجوانان داشتم توضیح داده بودم:
youngartahermes.wordpress.co…
یک روز از دنیا پرسیدم: چرا آدمها اینهمه زنجیر دارند؟
دنیا گفت: من که هیچ زنجیری نساختهام!...
گفتم: پس اینهمه آدمِ در بند از کجا آمدهاند؟
لبخندی زد و گفت: خب حتما بعضیها زنجیرشان را به ارث بردهاند.
بعضیها هم خریدنش، و آنقدر به سنگینیش به دور گردنشان عادت کردهاند، که اگر بازشان کنی، میترسند سرشان بیفتد...؟!
بعضی هم همیشه داوطلبِ در بند شدن هستن .
ولی در ادامه هیچ چیزی در مرود پلیدی و عدالت در جهان نگفت...
بعد گربهای از کنارمان گذشت، به من نگاه کرد، خودش رو به دور پایم پیچاند، خمیازهای کشید. و رفت.
با خودم گفتم: خوش به حال گربهها، نه از کسی عدالت میخواهند، نه برای ظلم تبصره مینویسند.
اما کمی جلو تر دیدم گربه از گربهای دیگر تکه گوشتی دزدید و فرار کرد.
و من خندیدم...
انگار دنیا حتی در کوچکترین گوشهاش، همیشه نسخهای از پلیدی خودش را پنهان کرده است.
به خانه برگشتم.
پدرم نبود. مادرم پیرتر شده بود. و من بودم و خودم که هنوز داشتم دنبال پاسخی میگشتم برای چیزی که شاید اصلا از اول هم سؤالم نبود!!!
شب، وقتی چراغ را خاموش کردم، تاریکی گفت:
اوی آدمیزاد! تو از کجا مطمئنی که آزاد هستی؟
فقط چون زنجیرت صدایی ندارد؟؟؟
بفکر فرو رفتم و در جواب به تاریکی گفتم:
آزادی ؟! پس معنی آزاد بودن چیست ؟! جز اینکه در بند نباشی ؟!
گفت: شاید آزادی همیشه به معنای نداشتن زنجیر نباشد، شاید مهم شناختنِ آن زنجیرهایی است که با دستهای خودت ساختهای و به دور خودت بسته ای و دیگر جرئتِ گشودنشان را نداری!.
پرسیدم: و عدالت؟
عدالت چیست؟!
گفت: به عدالت فکر نکن و عدالت را از آدمها نپرس...
آنها هنوز بر سر تعریفِ ظلم هم با یکدیگر توافق نکردهاند.
سکوت کردم. برای نخستین بار احساس کردم شاید تمام عمرم را صرف جستوجوی پاسخهایی کردهام که خودم هم جرات و شهامتِ پذیرفتنشان را نداشتهام.
صبح که شد، بیدار شدم، به خودم نگاهی انداختم، این بار به دستهایم نگاه کردم، دور گردنم را لمس کردم و هیچ چیزی لمس نکردم، هیچ زنجیری ندیدم.!!!
شاید بعضی زندانها دیوار ندارند، و زندانی هیچ زنجیری نه ساخته و نه به ارث برده است ...
شاید فقط خودش نگهبانِ خویش است.بی هیچ دلیلی.
خودش زنجیری ست برای وجود خودش.
بدون اینکه حتی زندانی باشد ؟!!
ز.ن
#های_نوشت
معنی سیکتیر:))
Replying to @artahermes @n1ushe
بله، درست است. نقطهٔ سیکتیر (مرکز دایره) همان جای تماس نوک تیز پرگار با کاغذ است که ثابت میماند و پای دیگر محیط را میکشد.
You assholes @PTAofficialpk have nothing to do but reporting me to @X ?! This is the third time... Educate your people, clean your cities and do something useful:)))
Respectfully,
KISS MY ASS!




















