علاوه بر اینکه توی این هوا پاشدیم اومدیم سرکار، برای بعد از کار هم برنامهای نبود که از این هوا لذت ببریم. بختت احمدرضا جون.
جالبه که بدونید در اغلب مواقع، این پارتنرهای مقابل من بودن که از ابراز احساسات و بوسیدن پابلیکلی واهمه داشتن یا مشکل داشتن باهاش.
This Post is from an account that no longer exists. Learn more
میرسی سرکار و میبینی به مناسبت روز جهانی business analysis برات کادو گذاشتن روی میزت و روز بارونیت تکمیل میشه ^^
از سری داستانهای data analyst بودن.
داره بارون میباره، ساندویچ مرغ با نون فوکاچیا درست کردم، آباژور روشنه و دارم یه فیلم fairytale اسکاتلندی که ژانر مورد علاقمه نگاه میکنم. حالا میتونم بگم زندگی یکم قشنگه.
هیچ چیز جالبی دیگه وجود نداره، هیچ چیزی برانگیختهم نمیکنه، هیچ چیزی به وجدم نمیاره، هیچ چیزی زیبا نیست.









