Pinned Tweet
از زبان آنها🪵:
ما تخت ها ،کتابخانه ها ،ما اجتماع چکش خورده چوب ها ، همه اشکال دیگر جنگلیم ، رنج ها ما را تغییر داده اند .
یکی از دوستای من ،اگه تو با حداکثر صدات سرش فریاد میزدی خیلی خونسرد فقط نگات میکرد حتی به خودش زحمت نمیداد چیزی بهت بگه بعد همین آدم شبا باطری ساعت دیواریش و درمیاورد میگفت تیک تاک ساعت میره رو مخم نمیزاره بخوابم
از نظر من تمام مربیای بدنسازی (خانم و آقا)روانی و سادیستیکن
به مربی میگم این وزنه سنگینه تپش قلب گرفتم ،
میگه ساکت شو غیر از ناله هات دیگه صدایی نشنوم😐😐😐
بابا صبح جمعه : قوطی چایی کجاست؟
مامان : شما مردا توی عمرتون نمیتونین چیزی رو به تنهایی پیدا کنید!
حالا چایی کجا بود؟؟ تو کابینت ادویه هاا!!!!!
تو قوطی كاكائو که روش نوشته زردچوبه
طبیعت آدم اینه که جذب مسائل ممنوعه میشه
مثلا اگه سیگار سرشار از کلسیم و پتاسیم و فسفر بود ولی شیر سرطان زا بود ، خود من دزدکی لب پنجره شیر میخوردم
ظهر به بابام گفتم جان عزیزت صدای تی وی و زیاد نکن
من حتی در اتاقم و میبندم باز صدا میاد
دقیقا ۲۰ ثانیه بعد از حرفم با حداکثر ولوم صداش شروع کرد به خوندن «خواهم تو شوی محبوب دلم »فریدون فروغی 😐😐
به دوستم گفتم زودتر بمیری میام کونت و تیغ میندازم اشغال
گفت زر نزن تو باید باشی که گوشیامو و لب تاپم و منهدم کنی پس من زودتر میرم
یه سریال خارجی دیدم پسره با دختره میرن سوپر مارکت خرید بکنن، بعد من این طرف استرس داشتم نکنه کارت پسره موجودی نداشته بلشه ،خیلی جدی😂😂😂
چند سال پیش به یه پسره گفتم چون سیگار میکشی نمیتونم پیشنهادت و قبول کنم (اندکی کسخل میزدم)
امروز همون پسره من و سیگار به دست دید🙃🙃
یکی از چیزایی که هیچوقت یادم نمیره ،این بود که تو دوره ی کرونا کلاسا انلاین بود بعد پسر خاله ی من دمر خوابیده بود و میگوزید بعد عر میزد و به نحوه ندریس معلمشون اعتراض میکرد و میگفت چرا چیزی نمیفهمم😂
از تخمی ترین میوه ها میتونم به لیمو شیرین اشاره کنم🍋 البته اگه الان یه مشت شپش نیان بگن چرا به این بزرگوار حس ناکافی بودن میدی
یه بار میخواستم برم مهمونی بابام گفت اگه میخوای دیر بیای شب نیا خونه ،منم نرفتم اخر شب زنگ زد که نمیخوای تشریفتونو بیارین؟؟گفتم خودت گفتی دیر اومدی نیا خونه ...
اولی و اخرین بار بود که میگفت چون میدونست واقعا نمیام
در مقابل عبارت زیبای “رسیدی خونه پیام بده” که زبان عشق محسوب میشه، عبارت “بالاخره که میرسی خونه دیگه” زبان پارگی کونته. فقط بدو ،البته من اینجور وقتها کلا خونه نمیرم میگم دوستام زنگ بزنن برای خایمالی
اگه موقع رانندگی قوانینو رعایت میکردید، انقدر اتوبانا پر پلیس نمیشد که الان ماشین منو به خاطر سرعت غیر مجاز جریمه کنن
اگر اونروز که سرتون خورده بود به میز مامانتون میزو نمیزد که شما احساس بهتری پیدا کنین و گریهتون بند بیاد، الان تو خدا سالگی برای گوهایی که خودتون دو لپی خوردین دنبال مقصر در زمین و آسمانها نمیگشتید.
یه زندگی میخوام عین این سریال ترکیهایا
خوشگل و پولدار و بیدغدغه،
هرروز یه دست لباس جدید بپوشم برم شرکتم با یه قرمساق لج و لجبازی کنم، آخرشم عاشق همدیگه بشیم
خدا رو شکر صدای مغز مو کسی نمیشنوه ، از ۷تا ۷۰ سال و بسته به اوضاع روحیم تو خیابون فحش کش میکنم
ملت بشنون همون تو خیابون شرحه شرحه ام میکنن
