چون کمتر مردی همچین گریه ای رو تجربه میکنه و اونم فقط تو اوج فروپاشی و بی پناهی اتفاق میوفته جایی که همزمان چندین چیز اساسی زندگی باهم از دست رفته اکثریت اون غم رو به اعماق وجودمون هدایت میکنیم و مثل بتن سرد ادامه میدیم
افریقایی ها هندی ها سرخ پوستا هم از مهاجرت بریتانیایی های بیگانه عصبانی بودن ولی جوابش کتک نبود بلکه کشتن و شکنجه کردن بود
بهرحال چرخ دنیا میچرخه و جامعه ای که احساس گناه در وجودش داره همون بلا رو جور دیگه ای سر خودش میاره
یک یوتیوبر نژادپرست بریتانیایی به نام «جان باب» که فکر میکرد که خیابان ها هم شبیه فضای مجازی اینترنت است، به یک محله کارگر نشین مهاجری یا چندفرهنگی در منچستر رفت تا با تحریک ساکنان چهارتا ویدئو بگیرد و شاخ بودن خودش رو نشان بدهد.
وی شروع به داد و فریاد زدن کرد و با سر دادن شعارهایی خواستار اخراج مهاجران از کشورش شد و میگفت اینجا خانه من است و البته مهاجران محترم هم چنان با چوب و چماق از خجالتش در آمدن که برای بقیه هم درس عبرتی شود.
پسر بچه قصه ما یاد گرفت که در خیابان، نژادپرستی یک «زاسکا» نیست و بهتر است خیلی از شعارهایش را با خاموش کردن کامپیوترش فراموش کند.



