
Student in Middle East Studies at Uni of Venice @CaFoscari,Middle East analyst,Focus on Syria, Translator&Author at @NotizieGeopolit Iranian,Living in Italy
Bolzano, Trentino-Alto Adige
Joined June 2010
- Tweets33K
- Following718
- Followers105K
- Likes91.2K
Pinned Tweet
۱) هیچ خطری برای موجودیت ایران بالاتر از تداوم وضعیت فعلی نیست.
دو دهه تحریم ایران را به شکل غمباری کلنگی کرده است.
تمام زیرساختهای حیاتی از جمله خطوط هوایی و ریلی مملکت کاملا فرسوده شده.
از بازار انرژی دنیا حذف شدهایم.
از ریل توسعه خارج شدهایم.
کشور دههها به عقب پرتاب شده
بهمن ۹۹ خامنهای گفت «ترامپ به زبالهدان تاریخ پیوست و با لگد از کاخ سفید اخراج شد».
۴ سال بعد بیت خامنهای توسط همان که به زبالهدان تاریخ پیوسته بود با خاک یکسان شد.
دو سال قبل، ۷ اکتبر در تهران شیرینی پخش میکردند. غزه با خاک یکسان شد.
ارزشی حشر پیروزی و شیرینی پخش کردن دارد. نتیجه این خوشحالی را چند روز/هفته دیگر خواهیم دید.
اینقدر چرند نگید که جمهوری اسلامی نتیجه انتخابات آمریکا رو تعیین کرد!
شکست حزب حاکم الگوی غالب تاریخی در ۸۰ سال اخیر بوده!
از ۲۰ انتخابات میاندورهای از ۱۹۴۶، ۱۸ انتخابات به ضرر رئیس جمهور وقت بوده؛ بدترینش هم به سال ۲۰۱۰ در زمان اوباما برمیگرده با −۶۳ (بزرگترین ضرر)
فاز سوم حملات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که با ترورهای فرشی فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی آغاز خواهد شد چهار پیوست مهم خواهد داشت:
-استفاده از بمبهای تاکتیکی هستهای و چندین موج حملات ۳۰ تا ۴۰ تایی همزمان بمبهای ضدپناهگاه و سنگرشگن با هدف انهدام کامل تاسیسات فردو و نفوذ کامل به محوطه پایینی کوه گرانیتی
-آسیب گسترده به شبکههای برق و از کار انداختن مقطعی توسط بمبهای کربنی در برخی شهرها (پایگاههای موشکی)
-حملات سایبری گسترده به صنایع حیاتی
-حملات به برخی پالایشگاههای مهم در مرحله نهایی در صورت طولانی شدن حملات
مادارو ساعاتی قبل از سقوط با نماینده ویژه چین و هیات همراهش در کاخ ریاست جمهوری در کاراکاس دیدار کرد.
همه چیز انقدر عادی و مقتدرانه بود که کمتر کسی تصور میکرد چند ساعت بعد کت بسته سوار هواپیمای نظامی آمریکا میشود.
عراقچی چند روز قبل از سقوط اسد در دمشق رستورانگردی میکرد.
تا چند دقیقه قبل از شکست و سرنگونی دیکتاتورها، همه چیز عادی، آرام و مقتدرانه به نظر میرسد.
ژستهای این روزهای محسن رضایی سوژه جوکهای آینده است.
صبر داشته باشید.
سفر تاریخی خالد بن سلمان -وزیر دفاع عربستان- به تهران، ۵۰ روز پیش از حمله اول اسرائیل صورت گرفت.
آن زمان ارزشیها آن را قدرت جمهوری اسلامی و کرنش عربستان تعبیر کردند.
آن سفر فقط یک پیام داشت:
«جنگ از هر زمان دیگری به ایران نزدیکتر است و خاندان سعودی به شکل هوشمندانهای تلاش دارد تا عربستان را از پیامدهای درگیریهای منطقهای دور نگه دارد.»
حالا هم ارزشیها سفر هیات سعودی، ترک و پاکستان به ایران را نشانه قدرت ایران میدانند. اگر عاقل باشید میفهمید که مثل همان سفر قبلی خر داغ میکنند، خبری از کباب نیست.
تنها نشانهای که در این سفر نمیتوان یافت، قدرت جمهوری اسلامیست.
این سفر مانند سفر قبلی یک پیام بزرگ دارد: جنگ از هر زمان دیگری به ایران نزدیکتر است و این هیات تلاش میکند هم خود را از پیامدهای آن دور نگه دارد، هم نسبت به پیامدهای آن به دیوانگان تهران هشدار دهد.
عربستان سعودی در شرایط کنونی، به دلایل تاریخی و ژئوپلیتیکی، نه تمایلی به برقراری روابط اقتصادی با ایران دارد نه نیازی به آن؛ این عدم تمایل و احساس نیاز به همکاری راهبردی در زمینههای سیاسی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی هم صدق میکند.
پس از حادثه آرامکو، اولویت عربستان بر مدیریت تنشها متمرکز شده تا روند توسعه این کشور با مانعی مواجه نشود.
سفر تاریخی خالد بن سلمان به تهران، فقط یک پیام دارد:
جنگ از هر زمان دیگری به ایران نزدیکتر است و خاندان سعودی به شکل هوشمندانهای تلاش میکند تا عربستان را از پیامدهای درگیریهای منطقهای دور نگه دارد.
قرار بود اسرائیل را نابود کنند، از آنهمه شعار که حیفا و تلآویو را فلان و بهمان میکنیم، که اگر هواپیماهای اسرائیلی بیایند در مسیر برگشت باندی برای فرود نخواهند داشت، رسیدند به اینجا که اگر اسرائیل حمله کند اینترنت اعراب خلیج فارس را قطع میکنیم!
آخرین نفسهای حکومتی فاسد و حقیر
به این مغالطه میگویند مغالطهٔ گزینش شواهد (Cherry-picking)!
میگوید نفت رسیده به ۱۱۶ دلار، اما نمیگوید با بستن تنگه، ایران ۱۲ هفته است نتوانسته نفت بفروشد، یعنی دستکم حدود ۱۰ میلیارد دلار ضرر کرده، یعنی حدود ۱۵ درصد بودجه مملکت از بین رفته، در مقابل اینکه مثلا فلان شهروند اروپایی ۶۰ سنت گرانتر بنزین میزند. نمیگوید بستن تنگه مثلا بومرنگ به صورت ملت ایران برگشته است.
چنین مغالطهای در بیست و چند سال پرونده هستهای هم صادق است؛ در پروندهای که ملت ایران هزاران میلیارد دلار در نتیجه تحریم متضرر شد.
پایهایترین درسی که شما در علوم پایه نظامی میآموزید، این است که اگر شما در زمینی، و زمانی و با ابزاری و روشی با دشمنی بجنگید که در آن زمین، زمان و ابزار و روش، دشمن بر شما برتری نسبی داشته باشد شما شکست میخورید.
حکومتی که در تمام شئون مملکتداری شکست خورده، با ۵ دهه شعارهای کودکانه، وارث اقتصادی فروپاشیده -ناشی از فساد و متاثر از بیش از دو دهه تحریم- شده است، اجتماعی چند پاره دارد و از فقر مفرط پایگاه اجتماعی رنج میبرد، حکومتی که تمام پیشبینیهایش از «زمستان سخت اروپا» گرفته تا «هواپیماهای اسرائیلی اگر به آسمان ایران بیایند باند فرود در مسیر برگشت نخواهند داشت» شکست خورد، حکومتی که تمامی فرماندهان مهم نظامیاش در روزهای اول جنگ قتلعام شدند، اما نتوانست یک خراش به یک افسر اسرائیلی بیاندازد، و سیاستورزی و حکومتداریاش ماهیتی طالبانی و القاعدهای پیدا کرده که از رهبر جدیدش به سبک طالبان و القاعده بیش از ۶ ماه است که حتی یک فایل صوتی در دسترس نیست؛ حکومتی که در سودای محو اسرائیل بود، اما جنگش با اسرائیل تبدیل به جنگ با تمام کشورهای عربی خلیج فارس شد، که حتی اگر مماشات کنیم و بپذیریم در پینگ پنگ موشکی تمام کشورهای عربی خلیج فارس را ویران میکنند، سودش فقط برای اسرائیل است و ویرانیشان کمترین اهمیتی برای آمریکا ندارد، و از فهم چنین بدیهیاتی عاجز است و از سر حماقت همچنان رجز میخوانند، سرنوشتی جز شکست حقارتبار نخواهد داشت. در آینده بسیار بسیار نزدیک خواهیم دید متوهمان دچار چه سرنوشتی خواهند شد، چنانکه رهبر متوهمشان به آن دچار شد.
با این حجم از نفوذ و دسترسی به سریترین اطلاعات لحظه به لحظه از جابجایی یکی از مهمترین فرماندهان سپاه، این که اسرائیل و آمریکا تا این لحظه هر فرمانده و مقام سیاسی را اراده کردهاند در ایران زدهاند، یعنی آن کسی را که نزدهاند صراحتا تا این لحظه «نخواستهاند» بزنند.
حسین تنگسیری، فرزند سردار تنگسیری کفته: آنروز ، پدرم شاید 7 تا 8 بار محل اقامتش را تغییر داده بود و ساعت یکونیم بامداد به آخرین محل رسیده بود.
ساعت 4:13 صبح، جنگنده F-35 آمریکایی ساختمان را هدف قرار داد.
قرار بود پدرم پس از نماز صبح، حدود نیم ساعت بعد، آن ساختمان را ترک کند. این نشان میدهد دشمن با چه دقت اطلاعاتی بالایی محل حضور او را شناسایی کرده بود.»
دختر شادمانی فرمانده مهمترین قرارگاه نظامی کشور هم گفته بود: پدرش در جریان تعقیب و گریز مستقیم با اسرائیل در تهران کشته شده، نه بمباران»
توجه دارید؟
فرمانده مهمترین قرارگاه نظامی کشور در تعقیب و گریز در خیابانهای تهران کشته شد و این جماعت هنوز درس نگرفتنهاند و شعار میدهند!
موج گسترده ترور تمامی فرماندهانی که به آنها در این چند ماه وقت داده شد، قطعی و قریب الوقوع است. چون این جماعت هنوز درس نگرفتهاند و نفهمیدهاند در جنگی که در تمامی ابعاد نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی و حفرههای امنیتی، جایگاه اجتماعی داخلی از دشمنانشان هزاران فرسنگ عقبترند، باید مثل تمامی حاکمان عاقل تاریخ تسلیم شد، وگرنه به سرنوشت تمامی احمقان تاریخ دچار خواهند شد، از صدام بگیرید تا معمر قذافی…
حرفهای محسن رضایی و فرماندهان سپاه در آینده نزدیک تبدیل به جوک و عبرت تاریخ خواهد شد. مثل شعارهای خندهدار سلامی که چند دقیقه اول جنگ هم ندید. مثل حاجیزاده که گفت «خیالتون راحت، جنگندههاشون بیان در مسیر برگشت باند فرود نخواهد داشت.»
اینبار قتلعام فرماندهان تاریخی خواهد بود.
اجازه ندهید صحنه نمایش را عوض کنند.
بردن کشور به مهلکه جنگ و وضعیت فعلی مملکت فقط و فقط یک مقصر دارد، آن هم جمهوری اسلامیست.
اجازه ندهید به شما برچسب جنگطلب بزنند.
جمهوری اسلامی تداوم حیات ننگین خودش را به قیمت شروع دوباره جنگ، به منافع ملی ایرانیان ترجیح داد. به او فرصتی چند ماهه داده شد اما ترجیح داد ماشین نظام را تا انتهای دره ببرد.
تنها کسی که میتواند جلوی شروع جنگ را بگیرد، جمهوری اسلامی ست، آنهم از طریق:
-باز کردن تنگه هرمز
-تحویل اورانیومی که جز هزاران میلیارد دلار ضرر تحریم و جنگ، هیچ دستاوردی برای ملت نداشته است.
-آزادی تمامی زندانیان سیاسی
-اعلام انحلال حکومت
-خلع سلاح کامل سپاه و سپردن تامین امنیت مرزها به ارتش
-تشکیل مجلس موسسان متشکل از تمامی احزاب و شخصیتهای سیاسی داخلی و خارجی
-مشخص کردن زمان همهپرسی برای تعیین شکل حکومت
-مشخص کردن زمان انتخابات آزاد.
هر حرفی جز این، مشروعیت بخشیدن به تداوم حماقت سپاه و دستنشاندگانش است.
محتوایی که از دیدار قالیباف و رضایی با فرمانده ارتش پاکستان منتشر شده، شیپور شروع قطعی جنگ است.
پیام، پیام تسلیم مطلق بوده.
قالیباف: «تهدیدها و تحرکات نظامی نمیتواند تصمیمات راهبردی ما را تحت تاثیر قرار دهد»
رضایی: «به هیچ وجه ذرهای از مواد هستهای از ایران خارج نخواهد شد»
یک سال پیش کمتر کسی تصور میکرد خامنهای و فرماندهانش در ۳ روز اول جنگ طوری کشته شوند که تا ماهها حتی نشود جنازهشان را تشییع و دفن کرد.
حکومتی که در تداوم توهم کودکانه «زمستان سخت اروپا» تصور میکرد با بستن تنگه هرمز میتواند از دنیا باج بگیرد و حالا تنگه مثل بومرنگ به صورتش خورده، در ماههای آینده چنان از هوا و زمین غافلگیر شود که سقوطش درس عبرتی برای تمام حاکمان سدههای آینده باشد.
قرار گذاشته بودند اسرائیل را نابود کنند، حالا با تمام کشورهای عربی منطقه درگیر شدهاند و جرات پرتاب یک راکت سرگردان به سمت خاک اسرائیل هم در وجودشان باقی نمانده.
جنوب لبنان برایشان خط قرمز بود، حالا در مقابل لت و پار شدن جنوب ایران خفهخون گرفتهاند.
بیپدرهای کودن
یکی از بهترین اتفاقات زندگی ما دیدن مرگ ذلیلانه سید علی خامنهای بود.
و دیدن حقارت کسانی که در انتقام خون عالیترین فرماندهان و رهبرانشان حتی نتوانستند یک افسر اسرائیلی را زخمی کنند.
و ما حالا به گور نداشته کسی که میگفت «کسی مثل من با کسی مثل یزید مذاکره نمیکند.» میخندیم.
نویسنده گزارش نیویورک تایمز در مورد هدف آمریکا برای به قدرت رساندن احمدینژاد، نویسنده بدنام و پروژهای: فرناز فصیحی ست.
همان که در این سالها دهها گزارش اشتباه و همسو با منافع برخی بلوکهای قدرت در نهادهای امنیتی ج.ا منتشر کرد.
هر گزارشی امضای این فرد، فاقد اعتبار است.
خامنهای واقعا طوری مُرده که انگار هیچوقت وجود نداشته!
و مرگ خفتبار یعنی آنچنان بمیری که جنازهات را بیش از دو ماه در یخچال نگه دارند.
اینچنین مرگ خفتباری در تاریخ ایران برای هیچ حاکمی سابقه ندارد.
تصویر روشن است.
-تعلیق ۱۵ ساله غنیسازی
-تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪
- تعطیلی مراکز زیرزمینی هستهای
ترامپ گفته اگر نپذیرند بمباران میشوند.
پیش از آتشبس هم گفته بود پای مذاکره نیایند بمباران میشوند.
و نهایتا دیدیم قالیباف را انداختند جلو و کسانی که میگفتند با قاتل فلان و بهمان مذاکره نمیکنیم و مذاکره مستقیم ممنوع، رفتند پای میز مذاکره مستقیم با آمریکا!
آمریکا و اسرائیل تا اینجا نیامدهاند که گریبان جمهوری اسلامی را رها کنند. آنهم وقتی:
-پدافند را کاملا از بین بردهاند.
-بر آسمان ایران تسلط کامل عملیاتی دارند.
-نیروی هوایی را کاملا از بین بردهاند.
-نیروی دریایی را به یک یگان با چند قایق ماهیگیری تبدیل کردهاند
-تسلط کامل اطلاعاتی بر تمام شریانهای اجرایی، اطلاعاتی، نظامی و امنیتی دارند و نشان دادهاند هر کسی را اراده کنند ترور میکنند.
جمهوری اسلامی دو راه دارد:
-یا میپذیرد و در طولانی مدت در جنگهای داخلی قدرت استحاله میشود و نهایتا با سرنوشتی شورویگونه سقوط میکند.
-نمیپذیرد و با محاصره اقتصادی، سایه جنگ، اقتصادی ویران، جامعهای چندپاره، از بین رفتن ششهای تنفسیاش برای دور زدن تحریم، در مدت زمان چند ماهه دوباره با جنگ روبرو میشود.
تکلیف جامعه ایران چیست؟
باید خودش را در این بازی تحمیل کند، در خارج و داخل کشور شبکهسازی کند و بخشی از ملت مسلح شوند. برای اعتراضات آماده شوند و به عنوان بازیگر سوم همیشه در صحنه باشند و اجازه ندهند فقط رژیم و آمریکا/اسرائیل در این صحنه ایفای نقش کنند و مطرح باشند. ما نباید فقط نظارهگر باشیم. ملت ایران باید بخشی از این تحولات باشند.
این تمام آن چیزیست که از نیروی دریایی جمهوری اسلامی باقی مانده: مانور قدرت با قایقهای ماهیگیری!
آمریکا در هفته اول جنگ بیش از ۱۳۰ شناور (قایقهای تندرو، ناوچهها، مینگذارها و ناوهای بزرگتر) را غرق کرد؛ عملا دیگر چیزی از نیروی دریایی باقی نمانده.
ناوچههای نقدی، بایندر،دنا، جماران، سلیمانی، صیاد، حاج قاسم
و تمامی ناوهای پهپادبر: باقری، مکران و مهدوی
در حالیکه اینها نتوانستند حتی یک خراش روی ناوهای آمریکایی بیاندازند.


