یه سرباز داشتیم بچهی خراسان شمالی بود تو به روستای خیلی دور افتاده؛ این بنده خدا توی پادگان براش هتل بود انقد شرایط زندگیش سخت بود و توی پادگان چوپان گوسفند های پادگان بود.
وقتی میرفت مرخصی زنگ میزد میگفت دلم برا گوسفندا تنگ شده؛))))))))
امیدوارم هرجا هستی سالم لاشی مراد جان 🫱🏻🫲🏾
امیدوارم زنده باشی و آزادی رو ببینی رضا
تو خیلی زودتر از بقیه فهمیدی و حقته که توی آزادی سهیم باشی.( زمان توییت ۲۰۰۹ )



















