پسره رو بردم کافه دیدم ایس کارامل ماکیاتو سفارش داد، همونو بلند شدم زدم بیرون.
پسری که عقدههاشو تو خونه باباش رفع نکرده باشه به درد دوستی با من نمیخوره👍🏻
مهراد اریایی تونسته بود قلب نرگسو بلرزونه
البته به خودش مطمعن بود کی همچین پسری رو میتونه پس بزنه؟ هه
همهچیز طبق نقشه پیش میرفت.
با اینکه نرگس دختری بود با چشمهایی مشکی و لبهایی قلوهای به رنگ خون
قدی بلند و اندامی کشیده، ولی بازهم مهراد اصلا جذبش نمیشد
فهمید که نرگس نقشههای شومی براش کشیده…
فقط بخاطر پول؟ هه….
بعد اخرین پیامی که به نرگس داد پاکت سیگارش را برداشت و پکهای عمیقی به آن زد. گوشی رو برداشت و زنگ زد به امیر و گفت:سریع بیا اینجا کار واجبی باهات دارم.
+امیر بیا بشین و تحویل بگیر دختری که براش میمردی، دختری که حاضر بودی جونتو براش بدی
چجوری برای ۵۰ میلیون پول و یه ماشین تورو فروخت!
امیر با عصبانیت دستاشو مشت کرد و چشاش پر اشک شد. با چشمای پراز خشم به صفحات چت نگاه میکرد.
_ چیشد مهراد اریایی بزرگ تونستی انتقام چند سال پیشو بگیری؟ الان راحتی؟
و با سرعت از خونه مهراد زد بیرون.
مهراد به صندلیش تکیه زد و لیوان ویسکیش رو با یه لبخند کج به لبانش نزدیک کرد و با چشمانی ریز شده گفت:
تموم نشده این بخش کوچیکی از انتقامم بود…
This quoted post is unavailable.
من دیشب یه خوابی داشتم میدیدم که انگاری خنده دار بوده و مثل اسب بلند بلند میخندیدم
بببببین قهقه از ته دلا
خواهرم ازم فیلم گرفته
انقدر انقدرررررر این فیلم ترسناکه که حد نداره
نمیدونم مامانم و خواهرم ججوری سکته نکردن از ترس🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خدایا خودت اونچیزی که میخوامو نشونم بده 🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️
من فهمیدم ایران ازاد برای وایتای کسکش یه کابوسه
هزاران هزار نفرو کشتن چیزی نگفتی خفه بودی
حالا کاستوما چوب شده رفته تو کونت؟؟؟
دهنتو ببند و خفه بمون حرومی.
خدای عزیزم لطفا بهم گوش بده🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️
متاسفانه در ۲۷ سالگی هم دلم تیکه تیکه شد🤭
خلاصه امیدوارم در زندگی بعدی خود گوسفند که نه،پشکل یک گوسفند باشم.
خیلی بیدلیل دوماهه خطم مسدوده. برای پیگیریش هم زنگ میزنم به. پشتیبانی میگن باید بری اداره دادگستری.
همچین چیزی هست که برای مسدودی خط باید برم دادگستری؟










