بچه ها چرا دارن تو چنلای محله و شهرمون راجع به حمله اتمی مینویسن من دارم سکته میکنم از ترس بخدا نفسم بالا نمیاد😟
همیشه به پسرم میگم: کار کن، پول جمع کن و اونقدر به استقلال مالی برس که احساس قدرت کنی. این حرفها رو هم بریز دور که منو فقط به خاطر خودم بخواه. مردی که از نظر مالی ضعیفه حتی خودشم از خودش متنفره چه برسه به کسی که کنارشه، هیچکس از احساس بیلیاقتی و بیفایده بودن خوشش نمیاد.
اگه واقعا اونقدری که میگه، دوستت داشته باشه رفتارش همیشه اینو ثابت میکنه. وقتی بهت نشون داد واقعا چه حسی بهت داره، حتی اگه ناراحتت میکنه هم باورش کن، بهم اعتماد کن.
عصریه حالم گرفته بود خواستم گریه کنم پسرم زنگ زد مامان برام کوکوسبزی درست کن برا شام، دختر خالم زنگ زد که میخواد بیاد دنبالم بریم برا بازسازی خونش کمکش کنم، نیکی دو دقه ای یه بار میومد یه سوال میپرسید، یعنی واقعا من حتی وقت برا گریه کردنم ندارم باید صبر کنم شب بشه همه بخوابن😂
بچه ها ترفندای روانشناسی رو مرد ایرانی جواب نمیده، یه جا خوندم اگه خانوم حین سکس لبخند بزنه حس خوبی به مرد میده یعنی عاشقشتم و دارم از رابطه لذت میبرم هیچی دیگه منم گفتم بزار بهش حس خوب بدم چند بار وسطاش لبخند زدم یهو خیلی شاکی برگشت گفت زن چته عین کصخلا هی میخندی؟ دلقکتم مگه😐
نیکی یه ماهه رفته مدرسه پنج تا جشن گرفتن براشون😐
جشن شکوفه ها، جشن قرآن، جشن تخم مرغ، جشن صبحانه سالم، جشن آب😕
تازه جشن روز دختر و جشن تولدشم بوده😂
بعد زمان ما یه جشن ختنه سورون بود که اونم فقط برا پسرا میگرفتن ما دخترا هیچ جشنی نداشتیم هععییی خداییش چقد مظلوم بودیم ما 😭
این روزا انتخاب دوست و دشمن برام خیلی راحتتر شده به این صورت که نگاه میکنم هر کی از کشته شدن بچه های دیماه و میناب خوشحاله قطعا دوست من نیس🙏🌹
پیش بی درد دمی صحبت از درد مكن
شاخه سبز دلت را به خطا زرد مكن...
مرد اگرنیست دراین شهر ولی كوه كه هست
تكیه بركوه كن و تكیه به نامرد نكن
روزتون بخیر دوستای عزیزم❤️
بعد ۳۹ سال چند ماهه دارم تمرین میکنم از دیگران کمک بخوام.
حس بدی دارم؟ آره
این حس رو اطرافیانم بهم دادن؟ نه اتفاقا برعکس اطرافیانم خیلیم خوشحال و شگفت زده میشن وقتی ازشون درخواست کمک میکنم.
فکر میکنم اگه خودم اون کارو انجام میدادم بهتر بود؟ آره
پس چی؟ دیگه نمیتونم🤷♀️
صبح با دختر عموم رفتیم یکی از این فروشگاه بزرگا دم در آقاهه با احترام تا کمر خم شد بهمون خوش آمد گفت، یهو بلند گفتم اع برگردیم نوشته کالابرگ ندارن دختر عموم دستمو میکشه میگه هیس بابا آبرومونو بردی الکی یه چرخی میزنیم بعد میریم اینهمه بدبخت خم شد بهمون سلام کرد😂
من و پسرمونو و دخترمونو مثل دستیار آماده به خدمت به کار گرفته تمام خونه رو جارو زدیم و سابیدیم بعد میگه بفرما خانوم برو حالشو ببر کل خونتو تمیز کردم😐








