ANUNNAKI (@mohammadm220) header
ANUNNAKI (@mohammadm220) profile picture

trying to find a little more

above the glass
Joined December 2020
Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)Photo by ANUNNAKI (@mohammadm220)
آمریکایی از سال دیگه باید دنبال گرین کارت ایران باشی.. #American
2
90
Just looks good... #bitcoin $btc
1
4
101
ANUNNAKI retweeted
ویدیو آموزش ابزار جدید حجم با آپدیت ویژه 🎥✨ لینک آپارات: aparat.com/v/axq6k53 لینک یوتوب: 📺 youtu.be/yCUHV6WXBaI
🤖 Made with AI
2
2
327
ANUNNAKI retweeted
BTCUSD 4H Outlook 📊 A decisive close below the black line (OB) would confirm bearish strength and increase the probability of further downside. 👀
8
7
1
85
17,321
ANUNNAKI retweeted
این بیشتر درد و دل من با شما هست. فکر نکنید نگاه از بالا به پایین داره. خیلی دلی نوشتم، شاید به درد کسی خورد. بذارید با یه تصویر خیلی آشنا شروع کنم؛ تصویری که احتمالا همه‌مون تجربه‌ش کردیم. فرض کنید دیروز نشستید پای سیستم، یه ویدیوی آموزشیِ خیلی خوب دیدین، کلی نکته یادداشت کردین و با خودتون گفتین: دمش گرم، عجب استراتژی خفنی بود، بالاخره پیداش کردم! حس کردین یه چیزی به دانش‌تون اضافه شده و فردا قراره بازار رو بترکونین. اما امروز چطوری گذشت؟ رفتید پای چارت، پوزیشن گرفتید و باز هم ضرر کردید! این چرخه مدام تکرار می‌شه. ماه‌هاست، شاید هم سال‌هاست دارید مطالعه می‌کنید. مفهوم حمایت و مقاومت رو فوتِ آبید، مدیریت ریسک رو کاملا بلدید، می‌دونید نباید اورترید کنید، اما اکانت‌تون روزبه‌روز داره آب می‌شه. می‌خوام یه حقیقت تلخ ولی واقعی رو بهتون بگم: مشکل شما این نیست که به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، مشکل دقیقا همینه که در همین لحظه دارید کاری رو می‌کنید که شما را توی همین وضعیت نگه می‌داره. تماشا کردن ویدیوهای تریدینگ، یه توهمِ پیشرفت به آدم میده، بدون اینکه نیازی به تغییر واقعی داشته باشه. آدم حس می‌کنه داره کار مفیدی می‌کنه، حس می‌کنه مسئولیت‌پذیره، ولی در واقعیت، از نظر روان‌شناختی داره اثر عکس می‌ذاره. یک فاصله پنهان وجود داره بین چیزی که ما «می‌دونیم» و چیزی که موقعِ خطر و وقتی پولمون وسط هست، می‌تونیم «اجرا کنیم». ترید کردن با دونستن برنده نمی‌شه، با توانایی اجرا زیر فشار برنده می‌شه. چرا این‌طوریه؟ چون وقتی داریم ویدیو نگاه می‌کنیم، تو یه محیط امن و آروم نشستیم؛ نه ریسکی هست، نه ترسی و نه عجله‌ای. مغز ما کاملا باز و پذیراست. اما بازار اصلا توی این محیط آروم کار نمی‌کنه؛ بازار یعنی عدم قطعیت، سرعت و فشار شدید احساسی. مغزی که داره ویدیو می‌بینه با مغزی که داره یه پوزیشن زنده رو مدیریت می‌کنه، زمین تا آسمون فرق داره. وقتی قیمت برخلاف پوزیشنت حرکت می‌کنه، ضربان قلبت می‌ره بالا، دستات عرق می‌کنه و اون بخش منطقی مغزت که تو ویدیوها همه‌چیز رو فهمیده بود، کاملا از کار می‌افته و غریزه بقا، کنترل رو دستش می‌گیره. حالا اتفاق بدتر چیه؟ هرچقدر بیشتر ویدیو می‌بینیم، این شکاف بزرگ‌تر می‌شه! وقتی کلی محتوا مصرف می‌کنی، یه ویدیو بهت می‌گه: منتظر تاییدیه بمون. اون یکی می‌گه: زودتر وارد شو تا ریسک به ریوارد بهتری بگیری. یکی می‌گه: هم‌جهت با روند ترید کن، یکی دیگه می‌گه: توی سقف و کف‌ها خلاف جهت پوزیشن بگیر. تو هم می‌خوای خیلی دقیق و حرفه‌ای باشی، پس سعی می‌کنی همه این‌ها رو با هم ترکیب کنی. یه ساختار ذهنیِ خیلی پیچیده برای خودت می‌سازی و بعد وارد یه ترید می‌شی. قیمت چند پیپ برعکس حرکت می‌کنه و تازه داستان شروع می‌شه؛ این صداهای مختلف توی سرت شروع می‌کنن به بحث کردن با همدیگه! یکی می‌گه: نگه‌دار، این فقط یه نوسان عادیه. اون یکی می‌گه: همین الآن ببندش تا بدتر نشده، از سرمایت محافظت کن! تو اون لحظه داری با نویزهای درونیت چونه می‌زنی، نه اینکه مارکت رو ترید کنی. تریدری که سرش شلوغه و ۱۰ تا استراتژی مختلف تو ذهنش با هم رقابت می‌کنن، مدام دچار تردید می‌شه، با ترس ترید می‌کنه و ترید با ترس هم تهش ضرره. بذارید یه تله‌ی خیلی خطرناک رو بهتون بگم: تله‌ی هویت. خیلی از ما ترید رو تبدیل به هویت خودمون می‌کنیم. تو مهمونی‌ها خودمون رو تریدر معرفی می‌کنیم، صبح که بیدار می‌شیم به عنوان یه تریدر فکر می‌کنیم و ارزش و عزت‌نفس‌مون رو گره می‌زنیم به سود و زیان روزانه‌مون. وقتی ترید هویتت بشه، هر ضرر تو بازار برات یه حمله به شخصیتت به عنوان یک انسان به نظر می‌رسه. با خودت می‌گی: من این‌همه درس خوندم، من از بقیه بیشتر سرم می‌شه، نباید ضرر کنم. اینجاست که حس انتقام‌جویی، اورترید و بالا بردن حجم پوزیشن شروع می‌شه. ترید می‌کنی تا خودت رو ثابت کنی، نه اینکه پول دربیاری! پوزیشن‌های ضررده رو باز نگه می‌داری چون اعتراف به ضرر، یعنی اعتراف به اینکه خودت به عنوان یه آدم اشتباه کردی. این هویت باعث ایجاد یک اعتمادبه‌نفس عاریه‌ای می‌شه. وقتی می‌شینی صحبت‌های یه تریدر موفق رو با اون جذابیت و قطعیت گوش می‌دی، بدون اینکه بفهمی اعتمادبه‌نفس اون رو مثل اسفنجی که آب رو جذب می‌کنه، جذب می‌کنی. حس می‌کنی چون منطقش رو فهمیدی، پس خودت هم می‌تونی انجامش بدی. برای همین خیلی زود ریسک رو بالا می‌بری، در حالی که هنوز پوستت توی بازار کلفت نشده و اون سختی‌ها و هزاران ضرری که اون آدم کشیده رو تجربه نکردی. به خاطر همینه که موفقیت تو دمو، هیچ‌وقت به حساب واقعی منتقل نمی‌شه. توی دمو ترسی نیست چون چیزی برای از دست دادن وجود نداره، غریزه بقا بیدار نمی‌شه و تو قوانینت رو موبه‌مو اجرا می‌کنی. اما تو حساب واقعی، پول واقعی غریزه باستانی مغزت رو فعال می‌کنه. مغز باستانی ما فرقی بین از دست دادن پول و خطر مرگ نمی‌بینه! برای همین سیستم عصبی وارد حالت شناسایی تهدید می‌شه و اون بخش منطقی کلا از مدار خارج می‌شه. علاوه بر ترس، یه دشمن پنهان دیگه هم داریم که کمتر کسی ازش حرف می‌زنه: حوصله‌سررفتگی یا همان بی‌حوصلگی. مغز ما مدام به دنبال هیجان و محرک می‌گرده و ترید با اون کندل‌های متحرک و تغییرات سود و زیان، این هیجان رو مثل یه ماده مخدر به مغز تزریق می‌کنه. خیلی وقت‌ها تو پوزیشنی می‌گیری که اصلا توی پلنت نیست؛ نه به خاطر اینکه بلد نیستی، بلکه فقط چون سیستم عصبیت دنبال اکشن و هیجان می‌گرده! خیلی از تریدرها می‌گن دنبال استمرار و سود مستمر هستن، اما در واقعیت دنبال هیجانن. استمرار و سود مستمر، یه کار خیلی آروم، تکراری و خسته‌کننده‌ست؛ هیچ هیجانی نداره. تریدر به طور ناخودآگاه برای خودش آشوب درست می‌کنه تا اون نیاز به هیجان رو برطرف کنه. حجم رو بالا می‌بره، قوانین رو می‌شکنه و بعدش هم همه‌چیز رو می‌ندازه گردن نداشتن دیسیپلین. بیاین برای چند لحظه روان‌شناسی رو بذاریم کنار و نگاهی به ریاضیات بازار بندازیم؛ اعدادی که دروغ نمی‌گن. خیلی‌ها فکر می‌کنن کال شدن یا نابود شدن یه اکانت به خاطر یه اشتباه بزرگ یا یه ترید خیلی احمقانه است. اما تو واقعیت، نابودی اکانت نتیجه‌ی برآیندِ صدها تصمیم کوچیکِ احساسیِ پشت‌سر‌همه که طی چند هفته جمع می‌شن. یه کم حجم رو بالاتر بردن چون اون روز حس خوبی داشتی، یه ترید از روی بی‌حوصلگی، یه کم جابه‌جا کردن استاپ‌لاس برای اینکه به پوزیشن فرصت بدی برگرده... هیچ‌کدوم از این‌ها به تنهایی خطرناک به نظر نمی‌رسن و همه‌شون رو می‌شه در لحظه توجیه کرد، اما با هم کشنده‌ان. ریاضیات افت سرمایه یا دراداون خیلی بی‌رحمه. اگه ۵ درصد ضرر کنی، با یه سود ۵.۲۶ درصدی جبران می‌شه. اگه ۱۰ درصد ضرر کنی، به ۱۱.۱ درصد سود نیاز داری تا برسی به نقطه سر‌به‌سر. اما اگه ۵۰ درصد از اکانتت رو از دست بدی، چقدر سود لازم داری تا فقط برسی به جایی که شروع کردی؟ باید ۱۰۰ درصد سود کنی! یعنی باید پولت رو دوبل کنی تا فقط برگردی به صفر! اینجاست که تریدرها بدترین کار ممکن رو می‌کنن؛ حجم رو بالا می‌برن و تهاجمی‌تر ترید می‌کنن تا سریع جبران کنن، ولی این کار فقط سرعت سقوطشون رو بیشتر می‌کنه. در ترید، دفاع همه‌چیزه. بازار نادونی رو تنبیه نمی‌کنه، بلکه بی‌ثباتی احساسی رو تنبیه می‌کنه. تریدرهایی که در نهایت سودده می‌شن، اونایی نیستن که سودهای بزرگ می‌کنن، اونایی هستن که یاد گرفتن چطور همیشه کوچک و کنترل‌شده ضرر کنن. تریدرهای سودده دارن چیکار می‌کنن؟ استراتژی عجیبی دارن؟ اندیکاتور مخفی دارن؟ نه، اصلا. تریدرهای حرفه‌ای فقط به فرآیند خودشون ایمانِ مطلق دارن و این ایمان از بازبینی تریدها و تکرارِ هزاران باره به دست اومده، نه از دیدن ویدیوهای بیشتر. ۹۰ درصد تریدرهایی که شکست می‌خورن، ترید رو بیش از حد پیچیده می‌کنن. دنبال هولی گریل می‌گردن؛ دنبال اون اندیکاتور یا رباتی که بدون کار کردن روی درونِ خودشون، اون‌ها رو پولدار کنه. جام مقدسی وجود نداره، اما سیستم سودده وجود داره. یه سیستم سودده سه تا ویژگی داره: ساده‌ست، شخصی‌ هست، و مورد اعتماده. ساده‌ست چون پیچیدگی زیر فشار بازار باعث سردرگمی و تردید می‌شه. شخصی‌ هست چون باید با روان‌شناسی تو جور دربیاد. و مورد اعتماده چون با چشم خودت براش شواهد جمع کردی. برای اینکه سیستم خودت رو بسازی، باید بتونی به سه تا سوال خیلی ساده، پاسخ‌های کاملا دقیق و صادقانه بدی. ۱. تو واقعا چه تیپ تریدری هستی؟ نه اون چیزی که به نظرت باحاله یا فلان استاد یوتوب انجام میده؛ چه چیزی با زندگی و روان‌شناسیِ واقعیِ تو می‌خونه؟ آیا اسکلپری که می‌خواد ظرف چند دقیقه کار رو تموم کنه چون تحمل استرس نگه داشتن پوزیشن رو نداره؟ یا دِی‌تریدر هستی؟ یا سوینگ‌تریدر که پوزیشن‌ها رو چند روز نگه می‌داره چون شغل دیگه‌ای داری و نمی‌تونی مدام چارت رو ببینی؟ باید با خودت صادق باشی. کسی که فکر بالا و پایین شدن قیمت موقع خواب بهش اضطراب میده، اصلا نباید سوینگ‌ترید کنه، هر چقدر هم که اون استراتژی روی کاغذ سودده باشه. ۲. تو دقیقا چه زمانی ترید می‌کنی؟ منظورم یه بازه مشخص و دقیقه، نه هر وقت که شد. مثلا: من هر روز از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱ صبح ترید می‌کنم و تمام. این تمرکز خیلی مهمه. اگه استراتژی رو یه بار ساعت ۹:۳۰ صبح بزنی و یه بار رندوم ساعت ۳ بعد از ظهر چون حوصله‌ت سر رفته، شرایط بازار، حجم معاملات و ولاتیلیتی کاملا با هم فرق دارن. تو نمی‌تونی یه استراتژی رو توی ۲۰ تا محیط مختلف بازار تست کنی و انتظار نتیجه‌ی یکسان داشته باشی. ۳. دقیقا روی چه نماد یا اینسترومنتی ترید می‌کنی؟ مدام جفت‌ارز یا دارایی‌ت رو عوض نکن. یک چیز رو انتخاب کن و روش استاد شو. هر نمادی شخصیت، ریتم و تله‌های خاص خودش رو داره. وقتی هم‌زمان روی چند تا چیز مختلف تمرکز کنی، هیچ‌وقت نمی‌تونی رفتار اون بازار رو عمیقا درک کنی. وقتی این‌ها مشخص شد، بحث تعادل بین وین‌ریت و ریسک به ریوارد میاد وسط. تو نیازی به وین‌ریت ۹۰ درصدی نداری. فرض کن در طول یک ماه، ۱۸ روز رو با سودهای کوچیکِ ۱۰ دلاری ببندی ولی توی اون ۲ روزی که باختی، هر بار ۲۰۰ دلار ضرر کنی. تو ۹۰ درصد مواقع برنده بودی، اما در نهایت اکانتت منفیه! در مقابل، تو می‌تونی فقط ۳۰ درصد مواقع برنده باشی، اما چون سودهات خیلی بزرگ‌تر از ضررهات هستن، کاملا سودده بمونی. یک سیستم مکانیکی ساده با وین‌ریت ۵۰ درصد و ریسک به ریوارد ۱ به ۲، تو رو در بلندمدت قطعا سودده می‌کنه. این وضوح ریاضی باعث می‌شه فشار روانی از روی تک‌تک تریدها برداشته بشه و دیگه ضررها رو یک شکست شخصی سهمگین نبینی. ترید کردن برای ایگو و غرورت رو متوقف کن و برای آینده‌ت ترید کن. موفقیت این نیست که به یه عدد خاص توی اکانتت برسی یا سه ماه پشت سر هم سودده باشی؛ موفقیت یعنی از همین امروز با هویتی رفتار کنی که انگار تریدر موفقی هستی. وقتی با ذهنیت کمبود و ناچاری ترید می‌کنی، تصمیمات عجولانه و از روی استرس می‌گیری. بازار بوی این نیاز و اصرار رو از فرسخ‌ها حس می‌کنه؛ بازار از کسایی که بهش نیاز دارن می‌گیره و میده به کسایی که بهش نیازی ندارن! تریدرهای بزرگ اونایی هستن که اتفاقا کمتر از همه کار می‌کنن. تمام روز دست روی دست می‌ذارن و منتظر می‌مونن، شاید کلا هفته‌ای دو یا سه تا پوزیشن بی‌نقص بگیرن و تمام. اون‌ها آرامش دارن، چون می‌دونن تلاشِ زیاد بدون هم‌راستایی ذهنی، فقط هدر دادن انرژیه. هدف ترید این نیست که احساساتت رو کاملا نابود کنی، این کار غیرممکنه. هدف اینه که احساساتت رو مدیریت کنی تا رفتارت رو کنترل نکنن. تریدرهای حرفه‌ای هم ترس و طمع رو حس می‌کنن، ولی با وجود ترس، باز هم قوانینشون رو اجرا می‌کنن. چطوری؟ با کوچیک کردن حجم معاملات تا جایی که سیستم عصبی کاملا آرامش داشته باشه و غریزه بقا بیدار نشه. تو باید حقِ ترید با حجم بزرگ رو با نشون دادن دیسیپلین توی حجم‌های کوچک به دست بیاری. کال کردن اکانت‌ها همیشه نشونه‌ی بی‌صبر بودن در مقابل فاکتور زمانه. ما می‌خوایم تجربه ۱۰ ساله رو توی ۶ ماه به دست بیاریم، ولی بازار به جدول زمانی ما اهمیتی نمیده. تریدرهایی که رشد می‌کنن، لزوما باهوش‌تر نمی‌شن، اون‌ها فقط آروم‌تر می‌شن؛ کمتر ترید می‌کنن، ریسک رو کوچیک نگه می‌دارن، روزهای خسته‌کننده رو به عنوان بخشی از مسیر قبول می‌کنن و به جای جنگیدن با بازار، خودشون رو مدیریت می‌کنن. خیلی ممنون از توجهتون. ❤️
31
16
5
282
16,364
97k before 60k #btc
4
238
Stop❌️
This quoted post is unavailable.
2
290
9
213
4
1,538
26,387
#btc 500k is loading...⏳️
با توجه به طولانی شدن رینج ،دیگه روی ۷۷ ستاپ خریدی ندارم ،بنظرم از همین رینج کف ۸۰ هزار تارگت ۱۰۳~۱۰۴ زده میشه و ادامه ریزش...
2
1
2
260
همینکه بعد از ۴۵ سال بجای دفاع از عملکرد خودشون ، با تو درگیرن یعنی هنوزم زنده ای .
179
3,022
85
23,098
619,448