Pinned Tweet
پسر بعدی که ازش خوشم اومد، لازم نباشه ازش مووآن کنم 🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️
دنباله دار retweeted
عزیزم تو خیلی خوشگلی، خیلی هم افسردهای.
مثل دستهگلی که روی سنگ قبر میذارن هستی.
این ژن چای دوستِ ایرانی من جوری فعاله که همیشه تو شیفتام چای میذارم
جدیدا حس میکنم آبدارچیم😂 اگه من باشم و چای نباشه صدام میزنن میگن چای چیشد پس!😂
اسم یکی از بیمارهای امروز ایران بود
چقد مردم ما این سرزمین رو دوست داشتن که اسم بچهشون رو گذاشتن ایران
واقعا این حال و روز حق این مردم نیست
من هدفم رو گذاشتم روی “زندگی کردن و خوشحال بودن” فک میکردم به به چه هدف راحتی، چه زندگی آروم و شاد و بیدغدغه ای بشه.
اما انگار سخت ترین هدف ممکن همین زندگی کردن بود. نه گذروندن روزها. زندگی کردن
فوقالعاده بود. اما اینقدر سخت بود احتمالا نتونم به کسی پیشنهادش کنم چون احتمال اینکه هیچی ازش نفهمه زیاده
وارد روستایی میشی که ساکنینش مُردهن و گناهکار
خودت هم وسط اشباح و گناهها و نجواهاشون گم میشی و نمیفهمی کی زنده هست کی مرده
کی به کیه چی به چیه
روایتی کاملا گوزپیچ طور 😂
دنباله دار retweeted
بابا ما شیرازیا اینقدر دل در گره این خاک داریم که آخر عروسیهامون ایستاده "ای ایران" میخونیم تا ته شادیهای عزیزانمون، عشق وطن باشه!
بعد به ما هیت میدین نانجیبا؟؟
یه مدته باید خیلی سخت خودم رو متقاعد کنم تا فقط بتونم از تخت خارج شم
بچه های شیراز، تراپیست خانم معرفی کنید لطفا🤕
این کتاب “پدرو پارامو” هم خیلی عجیبه
انگار یکی مواد زده رفته بالا و از عوالم بالا کتاب رو نوشته و تو الان داری میخونی =))
یک سری کارهای خیلی کوچیک باعث میشه تاحدی حالم خوب شه، اینقدر کوچیک که مسخره به نظر میرسه؛ مثل روشن کردن شمع، درست کردن کافی و چای، نوشتن
موهامو چتری زدم و ریدمان شده
همینجوری که داشتم غصه میخوردم فک میکردم دفعه دیگه یه آرایشگاه دیگه چتری میزنم.
یعنی تحت هیچ شرایطی به این نتیجه نمیرسم دیگه اینکارو نکنم🫥





