زخمخوردهها علاقهٔ عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند. آنها که از عزتنفس پایینی برخوردارند، میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتمادبهنفس و عزتنفس دیگران دارند.
تو هیچگاه کنار آنها بزرگ نمیشوی؛ فقط تحقیر میشوی. چون یک فرد ناسالم، هر چیزی در اطرافش را بیمار میکند. (۲/۲)
شاید معنای عمیق والد بودن همین باشد: آنقدر درست تربیتش کنی که روزی بتواند بدون تو زندگی کند؛ حتی اگر آن روز، دلت بیشتر از همیشه برای حضورش تنگ شود. (۵/۵)
میل جنسی نمیتواند مستقیم بیان شود؛ جامعه آن را طرد میکند. به همین دلیل، میل در پوشش عشق ظاهر میشود و خود را در قالب ادبیات، موسیقی و هنر بازمینمایاند. (۱/۳)
از نگاه فروید، ادبیات و هنر ریشه در داستانها و افسانههایی دارند که مضمون اصلیشان چیزی جز تلاش زن و مرد برای رسیدن به یکدیگر نیست. اما امیال جنسی نمیتوانند مستقیم بیان شوند، زیرا جامعه آنها را برنمیتابد. (۲/۳)
بنابراین این امیال، جامهای پذیرفتنیتر به نام عشق میپوشند و در قالب شعر، موسیقی و هنر آشکار میشوند. از این منظر، عشق چیزی فراتر از یک احساس ساده است؛ میل سرکوبشدهای که از راهی دیگر به زندگی بازمیگردد. (۳/۳)
چگونه از توهمات رها شویم؟
ثروت را دوباره تعریف کن؛ روی سلامتی، عشق و تجربه تمرکز کن.
زندگی در لحظه را تمرین کن.
از خواستههای ناخودآگاهت سؤال بپرس و مراقب باش مسیرت را گم نکنی. (۸/۹)
وقتی توهمات کنار بروند، میفهمی به چیز بیشتری نیاز نداری؛ بلکه به وابستگی، تعقیب و حواسپرتی کمتری نیاز داری.
روزهایت را با بهرهوری نسنج؛ با میزان حضورت در لحظه بسنج. (۹/۹)