Pinned Tweet
The irony of Americans attending MEK conferences and supporting Maryam Rajavi and the NCRI.
Did you know that the MEK and especially it's leadership, not only didn't mourn the September 11, 2001 attacks on the Twin Towers, which took the lives of thousands of innocent Americans, but rather celebrated it. I know because I was in the MEK at the time. Let me tell you about it.
It was the afternoon of September 11th, 2001. We, the majority of MEK members had gathered in Bagherzadeh Camp near Baghdad because annual meetings were being held with MEK leadership. That afternoon we were playing soccer on the pitch during sports time, when several commanders rushed outside from the buildings and yelled "the American imperialism is crumbling"!
Our commander quickly explained that the Twin Towers had been targeted by airplanes and they were up in smokes.
We all quickly rushed to the cafeteria where large projection screens had been set up and the live news from Aljazeera and CNN was being broadcasted. Every time the scenes of the planes crashing into the towers were shown, the crowd cheered and clapped. That evening celebrations began. Loud music and dancing as sweets were distributed (an Iranian tradition when people receive good news). We danced until late night as the scenes of the towers crumbling were being broadcasted in the background.
We, especially the young members, had been indoctrinated that American imperialism was a "paper tiger" (a term coined by Chinese Communist Party founder Mao Zedong) and that it would one day crumble from within. And the MEK portrayed 9/11 as that day. The beginning of the fall of American imperialism. It's important to note that Rajavi always insisted that the Islamic Republic is our tactical enemy and American imperialism is our strategic enemy.
The next day the entire MEK rank had a meeting with Masoud and Maryam Rajavi. As we sat in the meeting hall, which held almost 3000 MEK members, the Rajavis were sitting behind a wide desk on stage. On both sides of the stage were large projector screens, which were broadcasting live news and rerunning the scenes of the towers crumbling. Masoud Rajavi was very quiet during those moments, but Maryam Rajavi was smiling and clapping as the audience cheered on.
Every time I see an American politician meeting with Maryam Rajavi, this scenes comes to my mind and I think to myself: if only they were with us on that day and saw Rajavi's smile as all those innocent people fell to their deaths.
Shame on any American who openly supports the MEK and it's deceiving, corrupt and criminal leader Maryam Rajavi.
ما امروز تو فرانکفورت ۱۰۰ نفر بیشتر نبودیم. این رو گفتم که خیالتون راحت بشه و سر عدد دعوا نکنید. وقتی از بعد از ۱۸ و ۱۹ دی فقط یک نیرو در صحنه حاضر شده و با دشمن میجنگد، دیگر عدد مهم نیست. «عدد» کمی است. معیار «حضور» است.
#پاینده_ایران
جای تک تک شما بچه های ایران، شما شجاع ترینها، و همه جاویدنامان امروز کنار ما در فرانکفورت خالی و پر بود.
امروز فرانکفورت خود ایران بود.
به تک تک تون افتخار میکنم.
#پاينده_ایران
سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی پس از دریافت جایزه آزادی در کلیسای پاولس کیرشه یکی از قوی ترین، منصفانه تمرین و همه جانبه ترین سخنرانی هایی بود که تا بحال از یک رهبر سیاسی شنیدم.
برای کسانی که کورکورانه و ایدئولوژیک به او حمله میکنند جدا متاسفم.
#پاينده_ایران
«شما نماد همان شیر و خورشید کشورمان هستید. مثل شیر به پا خیزید و مثل آفتاب بدرخشید.»
شاهزاده رضا پهلوی
فرانکفورت، ۷ نوامبر
"We do not have to agree about the past to agree about the future."
Crown Prince Reza Pahlavi
Frankfurt, 7 November
"(Iran) is not a country waiting to be taught democracy. It is being prevented from practicing it by the Islamic Republic."
Crown Prince Reza Pahlavi
Frankfurt, 7 November 2026
«من این جایزه را موقت و به امانت نگه خواهم داشت. روزی آن را به دست صاحبان اصلیش، یعنی مردم ایران خواهم رساند.»
شاهزاده رضا پهلوی
فرانکفورت، ۷ نوامبر
#پاينده_ایران
ورود شاهزاده رضا پهلوی به سالن کلیسا برای شروع برنامه
فرانکفورت، ۷ نوامبر
#پاينده_ایران
تدابیر امنیتی در سطح شهر و بخصوص در اطراف و ورودی کلیسا بسیار شدید است. چک و کنترل ورودی کلیسا از کنترل امنیتی در فرودگاه ها هم بیشتر است.
پلیس فرانکفورت امنیت شاهزاده و شرکتکنندگان برنامه را خیلی جدی گرفته.
فرانکفورت، ۷ نوامبر
تجمع ایرانیان آزادیخواه در اطراف کلیسا
فرانکفورت ۷ نوامبر
#پاینده_ایران
از پنجره هتلم یک لحظه فیلم گرفتم.
امشب همه جای فرانکفورت پر شده از ایرانیانی که فردا میخواهند صدای هموطنان شان بشوند.
امشب و فردا فرانکفورت ایران است.
#پاينده_ایران
فردا به نمایندگی از بچههای ایران که آروزشون شرکت در این مراسم است در برنامه اهدای جایزه آزادی که به مردم ایران داده خواهد شد و شاهزاده رضا پهلوی به نمایندگی آن را دریافت خواهد کرد شرکت میکنم. این جایزه مال تک تک شما، شجاع ترینهاست.
جای همه شما کنار من خالی.
#پاينده_ایران
این هم بگم که من و مهرداد سر موضوعات مختلفی اختلاف نظر داریم، از جمله اینکه اون پادشاهی خواهه و من جمهوریخواه ولی اتهام شک امنیتی به او زدن فقط و فقط دل جمهوری اسلامی و مجاهدین را خوشحال میکند.
ای حقهباز
اتفاقا این یکی هم زیر سر مجاهدینه.
اولین مورد ایجاد تنش و درگیری این چنینی مربوطه به ۲۰ فوریه ۲۰۲۳ در تجمع بروکسل بود که هوادار شناخته شده مجاهدین خلق، حسن حبیبی با پلاکارد و شعار دادن «نه شاه نه شیخ» در بین پادشاهی خواهان ایستاده بود و درگیری راه انداخت. بعدش هم رفت رو تخت بیمارستان خوابید و خودش رو زد به موش مردگی.
تظاهرات نیروهای زن زندگی آزادی بود با خواسته قرار دادن سپاه تو لیست و پادشاهی خواهان هم در آن بطور خیلی مسالمتآمیز شرکت کردند. اما این جانور با هدف ایجاد تنش شروع به شعار دادن علیه آنها کرد.
خودتان شروع کننده بودید.
ماهانه به اعضای جدا شده تون ۳۰۰-۵۰۰ یورو نقد میدید که خفه خون بگیرن و سرتون هیچ حرفی نزنن. شما ها دیگه خفه؛)
این هم تایید حرف های من توسط یکی از آکانت های مجاهدین🙌🏽
سال ۲۰۱۳ وقتی از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شدیم کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کنار کمپ مستقر بود و روزانه تو کمپ گشت میزدند و با اعضا صحبت میکردند. یکی از کارمندان UNHCR مسعود نام داشت و از کشور افغانستان بود. او در چند مورد نامه های خانواده های اعضا را از خارج کمپ به دست اعضا در داخل رسانده بود. به دلیل همین موضوع رجوی خیلی از او بدش میآمد. برای تخریب وجهاش و تو سر زدنش اسم او را «مسعود افغان» گذاشته بود. در همه نشست های مجاهدین از او با این عنوان نام میبرد. افغانی بودنش را تو سرش میزد و مسخرهاش میکرد.
خلاصه اینکه مجاهدین تو این بحث لطفا خفه شن.
سال ۲۰۱۳ وقتی از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شدیم کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کنار کمپ مستقر بود و روزانه تو کمپ گشت میزدند و با اعضا صحبت میکردند. یکی از کارمندان UNHCR مسعود نام داشت و از کشور افغانستان بود. او در چند مورد نامه های خانواده های اعضا را از خارج کمپ به دست اعضا در داخل رسانده بود. به دلیل همین موضوع رجوی خیلی از او بدش میآمد. برای تخریب وجهاش و تو سر زدنش اسم او را «مسعود افغان» گذاشته بود. در همه نشست های مجاهدین از او با این عنوان نام میبرد. افغانی بودنش را تو سرش میزد و مسخرهاش میکرد.
خلاصه اینکه مجاهدین تو این بحث لطفا خفه شن.












