Ray Torabi retweeted
بیشرفها امتحانات نهایی رو تو استانهای جنوبی تعطیل کنید! از بچههای مردم سپر انسانی نسازید...
Ray Torabi retweeted
از جاویدنام #مهدی_شبانی خیلی کم گفته شده.
جوان ۳۲ سالهای که شب ۱۹ دی، در بلوار امامت مشهد، با شلیک گلوله به سر کشته شد.
یادش جاودان.
Ray Torabi retweeted
اگر اینترنت رو دوباره قطع کردن بگم ذرهای پشیمون نیستم از این راه. مقصر این جنگ و آسیبهای احتمالیش فقط و فقط جمهوری اسلامیه. منتظر فراخوان نهایی و لحظهی حضور در خیابونیم تا کار نیمهتموم رو تموم کنیم. نهبهجنگیها هم میتونن گوه بخورن.
پاینده ایران.
Ray Torabi retweeted
دیشب بسیجیا همراه نیروی کثافت انتظامی ریختن توی یکی از محلههای اصفهان و ۳ شهروند بهایی رو ربودن.
#بهایی_بودن_جرم_نیست
Ray Torabi retweeted
جاویدنام #مجید_فرنیا پدر چهلوشش ساله، هجدهم دیماه در چالوس با شلیک مستقیم تروریستهای جمهوری اسلامی به قتل رسید.
Ray Torabi retweeted
بچه ۱۷ ساله رو زیر شکنجه کشتن. با ضربات میلگرد و باتوم!
#مانی_رحمانی
Ray Torabi retweeted
فرزند ایران و جانفدای میهن، جاویدنام #رضا_رحمتی
Ray Torabi retweeted
برای یک قهرمان دیگر طناب دار بافتهاند. جان #بنیامین_نقدی در خطر است.
Ray Torabi retweeted
سه ماه از اولینباری که این ویدئو رو دیدم گذشت. بالای صد بار دیدمش و مهمترین چیزی که درش میبینم شوق زندگی توی چشمهای این پسره.
مجید زنگنه، بچه مشهد..
Ray Torabi retweeted
میلاد آرمون، محمدمهدی حسینی، مهدی ایمانی، و نوید نجاران به اعدام محکوم شدن. این بار از سوی جلاد صلواتی و با اتهام واهی محاربه!
وسط بحثهای الکی از سرنوشت این چهار جوون بیگناه بگید که چهار ساله جمهوری اسلامی با ترس مرگ آزارشون میده.
#بچه_های_اکباتان
Ray Torabi retweeted
ا.عدام شد.
کشته شد.
به دست جمهوری کثیف اسلامی به قتل رسید.
او نخبه و زیر ساخت کشورم بود.
زیرساختتر از پل و نیروگاه و ....
#عرفان_شکورزاده
ا.عدام شد.
کشته شد.
چطوری جلوی این کشتار روزانه رو بگیریم؟
برم جلوی بیدادگاههای جمهوری اسلامی گیتار بزنم؟ شاید راهش همین ساز زدنه!!!!!!
#محراب_عبداللهزاده
Ray Torabi retweeted
گردهمایی ایرانیان در کلن برای توقف اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی و دسترسی آزاد به اینترنت در ایران
آلمان — یکشنبه ۲۰ اردیبهشت
Ray Torabi retweeted
با اینترنت عاریهای وصل شدم که بگویم دارند ما را به بهانه «شرایط جنگی» و با اعدام و زندان و بیکاری و سرکوب و احضار، در خاموشی کامل میکشند.
ما هیچ صدایی نداریم و داریم زنده به گور میشویم.
خاک بر دهانتان اگر جز این بگویید و بنویسید.
Ray Torabi retweeted
حتی بدها هم به اندازه زشتها رذل نیستند.
فریبا حسینی، بعد از شرکت در تجمعات در دوازدهم دیماه، توییتی منتشر کرد با شرح حالی از خودش.
این شهامت، در حد تصور و درک و فهم برخی نبود که فحاشی و ناسزا در فضای مجازی را اکت سیاسی میدانند و آن توییت، مایهی عقدهگشایی و ناسزا به این مبارز سابقهدار شد.
فریبا روز بعد بازداشت و اکانت توییترش از دسترس خارج شد.
تعداد وکلایی که دفاع از اینچنین پروندههایی را بپذیرند زیاد نیست مگر آنکه خود از جنس این مبارزین باشند.
#آستاره_انصاری، وکیل آزادهای بود که وکالت فریبا را بهعهده گرفت و این درجه از جسارت و شهامت، همان چیزیست که جمهوری جنایت اسلامی از آن هراس دارد.
#IranMassacre
همکارم #آستاره_انصاری دیشب در منزل شخصی در #شیراز بازداشت شد.از دلیل بازداشت و نهاد بازداشت کننده و اینکه در کجا نگهداری میشود اطلاعی نداریم.خانم انصاری وکیل حقوق بشری در بسیاری از پروندههای سیاسی و امنیتی است. @AnasariAstare
Ray Torabi retweeted
17-year-old swimmer and boxer Shayan Hadian is on death row in Iran, sentenced by the regime for “leading protests.”
A kid. An athlete. Facing execution any day.
Share his name. Be his voice.
Ray Torabi retweeted
امجد یوسف، جلاد حکومت بشار اسد، کسی که دهها نفر از مردم سوریه را با دستان بسته درون گودال انداخت و به آنها تیر خلاص شلیک کرد، امروز پس از مدتها پنهانشدن دستگیر شد. فرارسیدن این لحظهی باشکوه را برای اژهای، صلواتی، رادان و سایر جلادان خامنهای و قاتلان مردم ایران آرزو میکنم.
#شاهرخ_همایونی
۱۴ سالش بود…
پدری که رهاش کرد،
مادری که در اعتیاد گم شد،
و پرورشگاهی که تنها پناهش بود.
توی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، رژیم خونخوار کشتش…
اونقدر ازش میترسیدن
که «جاویدنام» رو هم
از روی سنگ مزارش پاک کردن…
همینقدر حقیر، همینقدر پست.
شاعر عزیز «امیر لکی ملقب به اهلی» اشعار زیر رو برای جاویدنام شاهرخ سروده:
«بياييد بشنويد از قصه غمگین
و دردم
ببينيد پيكر بيجان ولى خونين
و سردم
اگرچه كودک هستم همره از
جان در نبردم
و بودم كودكى از رشت كنون یک
گیله مردم»
«مپرسيد پيكر كودک چنین خونى چرا شد
براى حق وآزادى همايونى به پا شد براى يک تغيير و يک دگرگونی فدا شد
دريغا تير ناحق چون ز ملعونى رها شد»
اهلى
این حجم از مظلومیت
نباید توی سکوت دفن بشه…
نذاریم اسمش، دردش و تنهاییش
از یادمون بره💔😭🥀🖤
#علیه_فراموشی
#IranMassacre
من #شاهرخ_همایونی هستم. من کشته شدم در تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴. فقط ۱۳ سالم بود، متولد ؟. فرزند عادل و اهل املش در استان گیلان و ساکن رشت بودم. یه برادر ۱۱ ساله تنی بنام شادمهر و دو برادر ناتنی بنامهای آرمین و ابوالفضل داشتم. پدرم دو بار ازدواج کرده بود، دو برادر ناتنیام حاصل ازدواج اولش بودن که خیلی از من و شادمهر بزرگتر بودن، وضع مالی خوبی هم داشتن. من و شادمهر حاصل ازدواج دوم پدرم بودیم. متاسفانه ما دو تا تو شرایط مالی و خانوادگی بسیار بدی زندگی میکردیم، مادرمون معتاد بود و پدرمون هم ما رو رها کرده بود و کاری به کارمون نداشت. خیلی بدبختی و سختی تو زندگیمون کشیدیم، نه هیچوقت خوب خوردیم، نه خوب پوشیدیم، آخرشم چند سال پیش بخاطر بدسرپرستی به بهزیستی تحویل داده شدیم و تو پرورشگاه مژدهی رشت زندگی میکردیم.
خیزش مردمی ۱۴۰۴ از ۷ دی ماه، با اعتراضها و اعتصابهای ناشی از بحران شدید اقتصادی در بازار بزرگ تهران شروع شد و به سراسر کشور گسترش پیدا کرد، احزاب کردی با صدور بیانیههایی خواستار اعتصاب سراسری و تعطیلی بازارها تو شهرهای کردنشین در اعتراض به سرکوب شدن. رضا پهلوی هم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد و اعتراضات در نهایت به بیش از ۴۰۰ شهر رسید و به فراگیرترین و وسیعترین حرکت اعتراضی علیه جمهوری جنایتکار اسلامی در چهار دهه گذشته تبدیل شد.
روز جمعه ۱۹ دی بود، میدونستم که خیابونا شلوغه و اعتراضات در جریانه. تصمیممو گرفتم و نقشه کشیدم که تو اون دو ساعتی که اجازه داشتم از بهزیستی برم بیرون، به مردم بپیوندم. اونا تو خیابون جمع شده بودن و مشغول شعار دادن بودن، منم همراهشون شدم. ناگهان مزدورای سرکوبگر وحشیانه به مردم حملهور شدن و به سمتشون شروع به تیراندازی کردن، تک تیراندازا هم با بیرحمی سرها و قلبهای جوونا رو هدف قرار میدادن و شلیک میکردن. ناگهان یکیشون سر منو نشونه گرفت و مستقیم شلیک کرد، گلوله سرمو شکافت و من غرق در خون افتادم کف خیابون.
وقتی مردم رسوندنم بیمارستان پورسینا تو رشت به کما رفته بودم. دکترا سعی کردن با دستگاه زنده نگهم دارن ولی عملا شانسی نداشتم. بعد از ۱۲ روز که تو کما بودم سرمو جراحی کردن، ولی عاقبت به دلیل شدت جراحات وارده تنم تاب نیاورد و در تاریخ ۲۷ بهمن غریبانه جان باختم… دکتر و پرستارا منتظر بودن یه نفر پیدا بشه بیاد سراغ منو بگیره که جسدمو بهش تحویل بدن ولی کسی تو بیمارستان دنبالم نیومده بود.
بعد از اینکه از دنیا رفتم اعضای بدنم اهدا شد و جنازمو به سردخونه بیمارستان منتقل کردن.
از اون طرف وقتی به بهزیستی برنگشته بودم، اونا نمیدونستن کجام و چه بلایی به سرم اومده تا اینکه وقتی دیگه از دنیا رفته بودم حامی که تو بهزیستی داشتم دنبالم میگشته که شنیده تو سردخونه بیمارستان یه بچه هست که کسی هنوز دنبالش نرفته، وقتی مراجعه کرد اونجا با جنازه من روبرو شد.
مامورا جسدمو تحویل نمیدادن و میگفتن باید تو رشت دفن بشم.
آخرش با کلی شرط و شروط، به شرط اینکه شبانه خاکم کنن، اجازه دادن تو زادگاهم املش دفن بشم.
مزدورا خودشون شبانه به صورت مخفی جنازمو به آرامستان وادی املش، یه جای پرت و دور از دسترس بردن که خاک کنن.
جسم بیجون من با حضور کمتر از ده نفر در جو امنیتی شدید بدون مراسم مظلومانه به خاک سپرده شد…
مراسم پنجم در تاریخ ۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ تو مسجد انارستان در محله املش برگزار شد.
هموطن، هنوز هیچکس نمیدونه تو اون دو ساعتی که روزای جمعه اجازه داشتیم از بهزیستی بیرون بریم من به تظاهرات پیوسته بودم و گلوله خوردم یا طبق گفته بهزیستی برای خرید نون رفته بودم و تو خیابون بهم شلیک شده. به هر حال که مظلومانه و به ناحق کشته شدم.
من فرزند بیپناه بهزیستی، نه پدری داشتم که دادخواهم باشه و نه مادری که بر سر مزارم برقصه، آنقدر بیکس بودم که بعد از کشته شدنم والدینی نداشتم که سراغمو بگیرن و ببینن چی به سرم اومده. مادرم تو کمپ اعتیاد بود و پدرم که ما رو رها کرده بود حتی دنبال جنازهام نیومد. طفلک شادمهر گریه میکرد و میگفت: «من توی بهزیستی هم تنها شدم».
آره تو این دنیا هیچ عدالتی برای ما دو برادر وجود نداشت، نه پدری نه مادری نه خانه و کاشانهای، آخرشم در حالیکه اولین سال دوران نوجوانیمو داشتم زندگی میکردم جونمو به ناحق گرفتن….
راستی مدتی بود که دلم چیپس و ماست موسیر میخواست و قرار بود یکی از حامیای بهزیستی برام بیاره ولی عمرم قد نداد و آخرش به دلم موند…
توی یه ویس به حامی مهربونم گفته بودم که آرزو دارم فوتبالیست بشم، ولی آرزوشو به گور بردم…
کاش خونهای بیشتری ریخته نشه و مردم ستمدیده وطنمون بالاخره طعم آزادی رو بچشن. روز پیروزی تو جشن آزادی ایران عزیزمون از منم یاد کنین…💔
#علیه_فراموشی
Ray Torabi retweeted
اسامی بازداشتشدگان انقلاب شیر و خورشید که در خطر جدی اعدام هستند به همراه یک توضیح:
۱. امیرحسین پویان
۲. محسن عباسخانی دوانلو
۳. مسیح عباسخانی دوانلو
۴. بهروز زمانینژاد
۵. کوروش زمانینژاد
۶. محمدرضا مجیدیاصل
۷. بیتا همتی
۸. شهاب دادخواه
۹. مجید نصیری
۱۰. بابک خاربو
۱۱. علی احمدی
۱۲. ابوالفضل صالحی سیاوشانی
۱۳. رحیم بینیاز
۱۴. شهاب زهدی
۱۵. محمد عباسی
۱۶. آرمین نورمحمدی
۱۷. مهرداد محمدینیا
۱۸. اشکان مالکی
۱۹. حمیدرضا وطنی
۲۰. ابوالفضل کریمی
۲۱. حسین میخک بیرانوند
۲۲. بهروز باسره
۲۳. محمد شهریاری
۲۴. ایلیا بنرشید
۲۵. امید جانمی
۲۶. شروین باقریان جبلی
۲۷. امین پورفرهنگ







































