دیودار (@deva_daru) header
دیودار (@deva_daru) profile picture
Joined January 2024
Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)Photo by دیودار (@deva_daru)
چه کشور زیبایی را از کف دادیم. و اینک به درگاه بلند غمگینش چیزی پذیرفته نیست مگر خون و زندگی ما.
“What a beautiful country it was, and eminently worth our blood and our lives.” — Ernst Jünger, Storm of Steel
2
3
80
2,960
کسی که شهامت ندارد همیشه فلسفه‌ای برای توجیه خودش پیدا میکند.
«Ceux qui manquent de courage trouvent toujours une philosophie pour l'expliquer.» Albert Camus
1
17
239
در آن جهان‌های موازیِ دیگر به نوامبر خوش‌آمد می‌گویند: عبور جادوگری از مقابل قرص کامل ماه؛ لولایی سودایی که درِ سال را به روی ارواح می‌گشاید. ما نیز برمی‌خیزیم و به آبان سلام می‌کنیم: به نیزار و یاران و آبان سلام، به زخم و به خون و به ایران سلام.
2
26
314
در جوانی مجذوب آدم‌های باهوش بودم؛ حالا که پیرتر شده‌ام به قلب آدم‌ها نگاه می‌کنم و شیفتهٔ مهربانیم.
« Quand j'étais jeune, j'admirais les gens intelligents, et maintenant que je suis plus âgé, j'admire les gens gentils. »Ibrahim Joshua
2
46
570
بنگر تا چه چیز را مضحک می‌یابی، که هیچ چیز چنین پرده از شخصیت آدمی بر نمی‌دارد.
23
332
طنز در انتخاب جنسی مزیت بزرگی است، چون هوشی را می‌رساند که نمی‌توان در آن تقلب کرد. می‌توانید همینطور مفاهیم دشوارفهم، اصطلاحات فنی غامض، و اسم فیلسوفان بزرگ را قطار کنید، ولی هیچکدام از اینها مثل یک شوخی بجا و بموقع قدرت تشخیص و قوای شناختی شما را نشان نمی‌دهد. [نقل به مضمون]
5
9
2
221
7,361
در هر انسانی گورستانی است از آن چیزها که می‌پنداشت ابدی‌اند.
من أكثر العبارات الحزينة التي قرأتها: كل إنسان يحمل بداخله مقبرة لأشياء كان يعتقد أنها ستدوم إلى الأبد ."
3
66
817
جمعه من زندگی را چشیدم. لقمه‌ای پهناور بود. سیرکی از کنار خانه گذشت—هنوز قرمز را در ذهنم احساس می‌کنم گرچه طبل‌ها خاموش شده‌اند. چمن‌ها انباشته از جنوبــند و بوها در هم می‌آمیزند، و امروز برای نخستین بار رود را درون درخت می‌شنوم.
"Friday I tasted life. It was a vast morsel. A Circus passed the house—still I feel the red in my mind though the drums are out. The Lawn is full of south and the odours tangle, and I hear to-day for the first time the river in the tree." – Emily Dickinson (letter, May 1866)
1
21
328
حماقت بسی خطرناکتر از شرارت است، زیرا شر، برخلاف حماقت، هر از گاهی می‌ایستد تا نفسی تازه کند.
«La stupidité est bien plus dangereuse que le mal , car le mal prend des pauses de temps en temps, contrairement à la stupidité »Anatole France
6
80
1,209
استقلال رأی نخستین شرط بزرگی است. [معلوم است که زدن هر ساز مخالف، و داشتن هر عقیدهٔ احمقانه، و ابراز هر 'نظر نامحبوب' به معنی استقلال رأی نیست.]
To be independent of public opinion is the first formal condition of achieving anything great.
1
17
323
اینکه به هرکس خوشمان نمی‌آید بگوییم کم‌هوش یا بی‌سواد، نه خیلی هوشمندانه است و نه خیلی عالمانه.
2
1
26
467
رُم را مردانی ساختند که بر خاک می‌خفتند، و نوادگانی حیف و میلش می‌کنند که تا ظهر می‌خوابند.
“Rome was built by men who slept on dirt. It is being spent by grandsons who sleep till noon.” - Seneca
1
55
667
«آورده‌اند که کوروش را چنین سرشتی بود و بیگانگان او را هنوز در سرودهای خویش چنین می‌ستایند: به سیما خوبروترین بود و به دل نیکخوترین، به آموختن تشنه‌ترین بود و به نام‌آوری جویاترین، و آنچنان بود که هر رنجی بر خود هموار می‌کرد و هر خطری به جان می‌خرید تا نامش به نیکی برده شود.» – گزِنُفُن، کوروش‌نامه، دفتر نخست، بخش ۲، بند ۱ برگردان پارسی از این کمترین
5
65
2
368
4,659
همیشه متعجب بودم که چرا «ویرایش نوشته‌های مارکس» را جزء دستاوردهای مهم انگلس به حساب می‌آورند، تا وقتی دست‌نویس‌های مارکس را دیدم:
我一直有个疑问,为什么“整理马克思的手稿”也被纳入恩格斯的功绩之一,直到我看到了马克思的手稿:
2
39
1,430
مرا چنین خوار منگر،
2
57
795
با من از پول سخن مگو، من خدایی را نمی‌ستایم که چنین آسان در کف پست‌ترین کسان می‌افتد.
Euripides on wealth: μὴ πλοῦτον εἴπῃς· οὐχὶ θαυμάζω θεόν, ὃν χὠ κάκιστος ῥᾳδίως ἐκτήσατο. - Don’t talk to me about money, I do not admire a god whom even the greatest wretch can easily get a hold of. Fragment 186
21
413
چه بیهوده است نشستن برای نوشتن، وقتی برای زندگی نایستادی.
Ralph Waldo Emerson, what a line
2
1
31
545
امورات آدمی بر گردونه‌ای نهاده است، که گردش آن هرگز نمی‌گذارد تا مردمانی همیشه در اوج بمانند.
Croesus on the wheel of fortune: κύκλος τῶν ἀνθρωπηίων ἐστὶ πρηγμάτων, περιφερόμενος δὲ οὐκ ἐᾷ αἰεὶ τοὺς αὐτοὺς εὐτυχέειν. - the affairs of men are placed on a wheel, the motion of which does not let thrive the same men forever. Herodotus 1.207.2
1
14
270
گویند بر گور سارداناپالوس، شاه افسانه‌ای آشور نوشته بود: بدان که تو از بهر مرگ زاده‌ای، پس جان خود تازه بدار و به شادی گرای و به بزم درآی، که چون بمیری از هرچه شادی و خواسته است محروم خواهی شد؛ که من نیز خاک شدم، من که شاه بزرگ نینوا بودم، ↓
A Greek epitaph of Sardanapalus, legendary king of Assyria, whose name became a byword for the most brazen forms of decadence:
1
2
1
35
988
و مرا نماند جز از آنچه خوردم و نوشیدم، و از آنچه به شهوت پیمودم، و از آنچه به عشق‌ورزی لذت یافتم. و نماند مرا از ثروت و نعمت، و هرچه بود پراکنده شد. و این عبرتی است مر زندگان را و این پندی است مر خردمندان را. پس بگذار هر که می‌خواهد زر بی‌شمار بیاندوزد.
13
131
در آن لحظات بزرگ ما به کلی تنهائیم؛ مرگ، درد، و ترس تجربیاتی نیستند که بتوان با کسی تقسیم‌شان کرد.
«Dans les grands moments, nous sommes complètement seuls ; la mort, la douleur et la peur sont des expériences qui ne peuvent être partagées.» Philip Roth
33
409