دیودار retweeted
«آوردهاند که کوروش را چنین سرشتی بود و بیگانگان او را هنوز در سرودهای خویش چنین میستایند: به سیما خوبروترین بود و به دل نیکخوترین، به آموختن تشنهترین بود و به نامآوری جویاترین، و آنچنان بود که هر رنجی بر خود هموار میکرد و هر خطری به جان میخرید تا نامش به نیکی برده شود.»
– گزِنُفُن، کوروشنامه، دفتر نخست، بخش ۲، بند ۱
برگردان پارسی از این کمترین
دیودار retweeted
کاری ندارم چپ فهمید یا نفهمید، ولی تو نفهمیدی. مردم ایتالیا و فرانسه حق دارن نخوان دولتشون بودجهی نظامی برای همکاری در جنگهای آمریکا و اسرائیل رو زیاد و بودجهی بهداشت و آموزششون رو کم کنه، ولی مردم ایران با حداقل دستمزد ۶٣ دلاری حق ندارن بخوان آرمان فلسطین بر دوششون نباشه؟
دیودار retweeted
آنچه از قلم میاندازی، دوست من، این است که چیزی که ترا نکشته نیز قویتر از قبل باز خواهد گشت.
دیودار retweeted
Replying to @Mplaceowner
ما فیگور عمومی مستقل در یک نظام پلیسی نداریم. یا همکاره یا مغضوب. کسی نمیتونه تریبون عمومی داشته باشه و بیرون از این وضعیت بایسته.
دیودار retweeted
از قضا همین «مدیر گردنگیر» –حیف از نام مدیر– بود که هرگونه مذاکره با بعث عراق برای تداوم همکاریها در چارچوب قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را با این توجیه که «این حزب غیراسلامی نمایندهٔ ملت مسلمان عراق نیست» رد کرد و با دعوت علنی ارتش عراق به کودتا مرتکب اقدام خصمانهٔ تحریکآمیز شد و به صدام Casus Belli برای حمله به ایران داد و با تصفیهٔ خونین ارتش شاهنشاهی و تضعیف انتحاری لشگر ۹۲ زرهی اهواز از طریق اعدام ۱۹ تن از افسران ارشد «مشکوک به طاغوتی بودن»ـش کار صدام برای تحقق رویای اشغال خوزستان را راحتتر کرد.
و البته همو بود که وقتی بقایای همان لشگر زرهی سلاخیشده مانع از تحقق سریع اهداف از پیش معیّن عراق جهت اشغال خوزستان در عرض یک هفته شدند، پیشنهاد بعث عراق برای آتشبس و بازگشت به مرزهای بینالمللی در روز هشتم جنگ را نپذیرفت و این بلاهت شریرانه را پس از بازپسگیری خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ نیز تکرار کرد و با «مدیریت» فاجعهبارش سبب شد از لحظهٔ نوشیدن جام زهر و پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ تا اندکی پس از تجاوز نظامی عراق به قلمرو کویت در ۳۱ مرداد ۱۳۶۹، حدود ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران همچنان در اشغال بعثیون بماند.
استردادی که البته تنها بهدلیل ترس صدام از حملهٔ غافلگیرانهٔ ایران به مواضعش در آن مناطق بعد از درگیر شدن قوای اصلیاش در کویت و قیچی شدن توسط ائتلاف نیروهای ایرانی و کویتی علیه او و درگیر شدن در دو جبهه رخ داد و اگر صدام مرتکب آن حماقت افسارگسیخته نمیشد و به کویت حمله نمیکرد، جمهوری اسلامی را یارای بازپسگرفتن آن نبود.
مخلص کلام اینکه مشکل ایران و ایرانی هرگز صرفاً علی خامنهای نبوده. دلیل همهٔ فجایعی که بر این دولت و ملت میرود، احیای خلافت اسلامی در خاک ایران به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ است و این بلایا کفارهایست که در راه «باز کردن طریق قدس» میپردازیم. راهی که خمینی میخواست از کربلا بگذراندش اما نتوانست و خامنهای پس از حملهٔ ایالات متحده به عراق صرفاً ادامهاش داده و اینگونه به رویای خیس امام محبوبش موقتاً و صرفاً تا زمانی که کاسهٔ صبر جهان آزاد لبریز شود و بساط آتشافروزی جمهوری اسلامی در منطقه را جمع کند، جامهٔ عمل پوشاند.
















