دست استادم ص.م رو میبوسم که هر چی از فارسی میانه بلد بودم امروز رو مدیونشم. بهش امروز ایمیل میدم و قربونش میرم. دیشب جزوه چند سال پیشم رو نگاه کردم همه چیز یادم اومد:)
خواهرم قراره دو ماه دیگه زایمان کنه از الان غصه دردش رو دارم. من یه پریود شدم هلاک شدم خودم رو بستم به مسکن:( اون قراره یه آدمیزاد رو احتمالا طبیعی بزاد😭 نمیدونم چرا به این فکر کردم الان ولی خب 🥲 خیلی badass طوره این کارش. 😭
اینطوری بود که مدیر پروژههات همیشه بهم میگه حواسم بهت باشه. :))) رسماً دارم کون خودم رو پاره میکنم چون نباشم بیچاره میشن. یه روز مرخصی و اف نداشتم از وقتی باهاشون کار کردم.