وقتی از دانشمندان اسلامی یا عرب قرنهای پیش حرف میزنند ذهنام به این میرود که آیا چند قرن بعد ما را به عنوان دانشمندان انگلیس خواهند شناخت؟
پ.ن.۱: فرض کنیم کارهایمان ماندگار شود.
پ.ن.۲: و هوشمصنوعی ما را نخورد.
پ.ن.۳: کانادا هم نه ها، همان انگلستان!
در کانادا فردی در دهه ۸۰ میلادی سعی کرده دو زن را به قتل برساند: در یک مورد پس از تجاوز جنسی موفق به قتل میشود و در مورد دیگر نمیشود اما آنقدر به آن دختر ۱۵ ساله آسیب میزند که طرف فلج میشود و آسیب دایم مغزی میبیند.
طرف به جرم قتل و تلاش برای آن به زندان ابد محکوم شد.
و حتی اگر باورمند به چنین حقای باشم، دلیلای ندارد لازم باشد طرف آموزش حضوری ببیند. احتمال قوی میدهم دانشگاهای باشد که حقوق را به صورت آنلاین درس بدهد.
اندوهناک و غمگین!
میپرسند چرا دهه ۵۰ و ۶۰ایها با بقیه فرق دارند. شاید چون همانطور که خود حضرت سعدی در نهایت همین شعر میگوید زندگی در آن ایام همان و «من خود به چشم خویشتنْ دیدم که جانم میرود».
برای خوانندگان فارسیزبان مشتاق ادامه تحصیل در زمینههای نزدیک به AI در مرکز پژوهشی Mila در شهر مونترال کانادا.
Mila's annual supervision request process is now open to receive MSc and PhD applications for Fall 2027 admission! For more information, visit mila.quebec/en/prospective-s…
به قول سیف فرغانی (قرن ۷ و ۸):
«این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید / نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد»
گرچه متاسفانه ممکن است نوبت از ما نیز بگذرد! 😐
امروز بحثمان از اینجا شروع شد که شاشبند-شدن بد دردی است و ممکن است بدتر باشد از یبوست و کاش اسپاگتی کسی را دچارش نکند. فورا یاد فیلم سمیرا مخملباف افتادم که چیز زیادی ازش به خاطرم نبود جز اینکه یک بدبختی شاشبند شده بود. الان دیدم اسم فیلم «تخته سیاه» است.
با دوستان فیلم را در سالن سینما عصر جدید دیده بودم. کهها بودند؟ مطمئن نیستم، اما شاید روزبه و پویان.
کاش ایرادی نداشت که آدم این جزییات را در همان صفحه ویکیپدیا مینوشت که بعدا یادش بماند. مثلا بنویسد:
روایت اعدامها درد خالص است!
دل من و تو میخواهد بگوید
«بایست!
شر نباش!
دست بردار از گلوی این آدمها!».
اما گاهی میاندیشم که چنین درخواستهایی گویا از جنس دهه ۸۰ است که هنوز امیدکی به آن بود که یکی در حکومت به حرف مردم گوش کند یا از جامعه بینالمللی شرم کند و حکم را عوض کند.






