ثنا retweeted
بیپرینسیپل بودن هم زندگی سختی باید باشه، از خواب پامیشی میبینی ارباب گفته از امروز طرفدار اون راه سومیه که تا دیروز بهش میگفتی آخوند و زیرساخت به کون و حالا تو موندی و حل کردن این تناقض جدید.
Replying to @m_derka
اصن زندگی آدمی که امنیت داره، با آدمی که نداره زمین تا آسمون فرق داره. از یه جایی به بعد زبان مشترک از دست میره.
بابام گفته پول توجیبیم از اول ماه بعد زیادتر میشه، انقد خوشحال شدم که به مدیرم فوری پیام دادم گفتم من دیگه دو ساعت اضافه رو واینمیسم و زودتر میرم. فقط دلم میخواد اول ماه بشه و پول توجیبیم همون بمونه، اون وقت من میمونم و گردن کج جلوی مدیرم 😂
Replying to @ATMirAmir
چرا هست؛ نمیدونم ولی وقتی اتوبوس و مترو میشن جایی که ساعتهای زیاد خستگیت رو میگذرونی، فضاش متفاوت میشه. یه وقتایی اون آدمی که داره با تلفن صحبت میکنه اصن نمیدونه کارش درست نیست، خودش هم اذیت نیست اگه یکی صحبت کنه. من تو مسیرهای طولانی اینو خیلی میبینم.
Replying to @m_derka
میبینی خانوم زهره، مذهب تا کنه وجود خانواده ما رسوخ کرده =)))
Replying to @ATMirAmir
من قبلا حساس بودم و اذیت میشدم، تذکر نمیدادم و نهایتا ایرپاد میذاشتم. الان که خودم خیلی استفاده میکنم، میبینم واقعا ساعتهای زیادی از عمرمون توی اتوبوس و مترو میگذره و برام قابل درکه آدمها بخوان این لحظههای خسته کننده رو کمی قابل تحمل کنن.
نشستیم زیر سقف ایوون، نمنم بارون میاد، بوی تازگی و خنکی میخوره تو صورتمون. منقل جلوی پامونه. زغالهای گداخته سرخ میشن. بوی جوجه کباب بلند شده. یه لیوان چای دستمه، لپم رو بالای لیوان نگه میدارم که گرم بشه. تو این لحظه از زندگی راضیام.
Replying to @Aeris6969
نه. منظورم از توییت تفاوت سطح زندگیمون بود. تجربههای زیستهی متفاوت خواهی نخواهی آدمها رو دور میکنه.
دوستام اکثرا کارمندن و یا زندگیشون به سر و سامونی رسیده. غالبا هم آشنایی، سهمیهای چیزی دارن. برعکس من یه آدم یه لاقبام که تو کل کهکشان راه شیری یه ستاره هم نداره. نه من میتونم ملال روزمرهشون رو درک کنم و نه اونها میتونن اضطراب و خشم و درموندگی و تلاش و امیدهای من رو درک کنن.

