Analyst with a fresh perspective on global affairs 🌍 | Politics, security & justice ⚖️ | Economics & history 📚 | Anti-extremism | 🇦🇫

Afghanistan
Joined January 2012
اداره طالبان با کسب تنها ۱۶ امتیاز، بار دیگر در قعر جدول شاخص شفافیت جهانی و در فاسدترین کشورهای جهان قرار گرفت. آنان حتی نسبت به سال گذشته یک رده دیگر نیز پایین ‌تر سقوط کرده‌ اند و ریکارد شانرا در مفسد بودن خود شان شکستند. نبود رسانه‌ های آزاد، نهاد های نظارتی مستقل و پارلمان، و همچنین فقدان هرگونه پاسخ‌ گویی در برابر مردم افغانستان، زمینه فساد گسترده را در ساختار اداره طالبان فراهم ساخته است. در هیچ مقطع زمانی، فساد به این سطح و گستردگی در افغانستان گزارش نشده بود.
2
45
16,448
اردوی ملی افغانستان تنها ارتشی در تاریخ کشور بود که به هیچ حزب یا جریان سیاسی وابسته نبود، بلکه به مردم افغانستان تعلق داشت. به همین دلیل، مردم با دیدن سربازانش احساس آرامش، امنیت و اطمینان میکردند و آنان را از خود میدانستند. همین قهرمانان پس از سقوط نظام، سنگ‌ بنای مقاومت را گذاشتند و تا امروز، در جنگی نابرابر، با عزم و اراده‌ای استوار در برابر وحشیان قرن ایستادگی میکنند. دعای خیر و حمایت مردم افغانستان همواره با شماست، قهرمانان وطن!
3
31
895
در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰، ریاست امنیت ملی افغانستان از کشته‌شدن ابومحسن المصری، یکی از رهبران ارشد القاعده، در ولایت غزنی خبر داد. این عملیات در ولسوالی اندر غزنی توسط نیروهای ویژه امنیت ملی تحت رهبری @zia_saraj1 افغانستان انجام شد. کشتن چنین افراد تحت تعقیب و خطرناکی، نیازمند اطلاعات استخباراتی دقیق، نیروهای ویژه و یک عملیات پیچیده امنیتی است که هر کسی توانایی انجام آن را ندارد حتا کشور های بزرگ.
#المصری بعد از اسامه بن لادن مهمترین فرد در القاعده شمرده میشد.که توسط نیرو های دلیر امنیت ملی کشته شد. افتخارات امنیت ملی در بیست سال گذشته آن‌قدر زیاد بوده که امروز حتی بزرگ‌ترین ابرقدرت‌ها هم توان مهار چنین افرادی را ندارند.
3
11
255
شش سال پیش در چنین روزی: نیروهای امنیت ملی افغانستان، یکی از رهبران ارشد القاعده و نفر دوم این شبکه را در ولایت غزنی افغانستان از بین بردند. #غزنی، ۲۴ اکتوبر ۲۰۲۰ — شش سال پیش در چنین روزی، نیروهای ویژه ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان (#NDS)، تحت رهبری @zia_saraj1، طی یک عملیات موفق ضدتروریستی در ولایت غزنی، ابومحسن المصری، از رهبران کلیدی القاعده در شبه‌ قاره هند را از بین بردند. #المصری که در فهرست تروریست‌ های تحت تعقیب اف‌بی‌آی قرار داشت، از چهره‌های ارشد ساختار فرماندهی القاعده به شمار میرفت. کشته‌ شدن او ضربه‌ای مهم به فعالیت‌ های این گروه وارد کرد. این دستاورد تاریخی، یادآور شجاعت، مسلکی‌ بودن و تعهد نیروهای امنیتی افغانستان، به‌ ویژه ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان است؛ نیروهایی که با تلاش‌ های بی‌دوقفه خود، شبکه‌ های تروریستی بین‌المللی را به‌ شدت تضعیف کردند و نقش مهمی در حفاظت از افغانستان و منطقه در برابر تهدیدهای بزرگ تروریستی ایفا نمودند.
𝗙𝗶𝘃𝗲 𝗬𝗲𝗮𝗿𝘀 𝗔𝗴𝗼 𝗧𝗼𝗱𝗮𝘆: 𝗡𝗗𝗦 𝗘𝗹𝗶𝗺𝗶𝗻𝗮𝘁𝗲𝗱 𝗦𝗲𝗻𝗶𝗼𝗿 𝗔𝗹-𝗤𝗮𝗲𝗱𝗮 𝗟𝗲𝗮𝗱𝗲𝗿 (𝟮𝗻𝗱 𝗶𝗻 𝗰𝗼𝗺𝗺𝗮𝗻𝗱) 𝗶𝗻 𝗚𝗵𝗮𝘇𝗻𝗶 𝗣𝗿𝗼𝘃𝗶𝗻𝗰𝗲 #Ghazni, October 24, 2020 — Five years ago today, the National Directorate of Security (#NDS) Special Forces, under the leadership of @zia_saraj1 , carried out a successful counterterrorism operation in Ghazni Province, killing Abu Muhsin al-Misri, a key Al-Qaeda leader for the Indian Subcontinent. #Al_Misri, who was listed on the FBI’s Most Wanted Terrorists, was a senior figure within Al-Qaeda’s regional command structure. His death marked a major setback for the group’s presence and operations in South Asia. This historic achievement remains a powerful reminder of the courage, professionalism, and dedication of Afghanistan’s National Security Forces, particularly the NDS, whose relentless efforts significantly weakened global terrorist networks and safeguarded Afghanistan and the region from major threats.
8
2
23
1,874
#مقدمه پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱، حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در افغانستان به‌ تدریج با برنامه‌ های گسترده بازسازی زیرساخت‌ ها، ایجاد نهادهای دولتی، آموزش نیروهای امنیتی و ارائه خدمات عمومی همراه شد. بسیاری از تحلیل ‌ها این روند را «ملت‌سازی» نامیده ‌اند؛ اما برای درک ماهیت واقعی این مداخله، باید میان هدف اصلی جنگ، ابزارهای دستیابی به آن و پیامد های جانبی اقدامات نظامی تفاوت قائل شد. هدف #مداخله هدف اصلی عملیات آزادی پایدار، تضعیف القاعده، نابودی توان آن برای سازماندهی حملات تروریستی و جلوگیری از استفاده مجدد از خاک افغانستان به‌ عنوان پایگاه این گروه بود. با این حال، تجربه نشان داد که سرنگونی یک رژیم به‌ تنهایی برای جلوگیری از بازگشت تهدید کافی نیست. برای جلوگیری از تجدید سازمان طالبان و دیگر گروه ‌های مسلح، نیروهای خارجی به جاده‌ ها، پایگاه‌ها، شبکه‌های اکمالاتی، نیروهای امنیتی محلی و حضور مؤثر حکومت در مناطق دور دست نیاز داشتند. از این منظر، بخش مهمی از فعالیت‌ های بازسازی را میتوان در چارچوب الزامات نظامی و راهبرد ضدشورش تحلیل کرد. تیم های بازسازی #ولایتی: پیوند بازسازی و امنیت تیم‌ های بازسازی ولایتی (PRT) نمونه روشنی از پیوند میان بازسازی و اهداف امنیتی بودند. این تیم‌ ها علاوه بر همکاری با نهاد های ملکی، در ساخت جاده‌ها، پل‌ ها، مکاتب، کلینیک‌ ها و ساختمان‌ های دولتی نقش داشتند، اما کارکرد این پروژه‌ها به ارائه خدمات عمومی محدود نمیشد. جاده‌ای در یک منطقه دورافتاده میتوانست رفت ‌و آمد نیروهای افغان و خارجی و انتقال تجهیزات و اکمالات را تسهیل کند و دسترسی طالبان به برخی مناطق را دشوارتر سازد. ایجاد مراکز دولتی نیز حضور حکومت را در مناطقی گسترش میداد که پیش‌ تر زیر نفوذ گروه‌های مسلح بودند. جلب حمایت محلی در همین چارچوب، مفهوم «جلب قلب‌ ها و ذهن‌ ها» اهمیت یافت. فرض بر این بود که ارائه خدمات، بهبود زندگی و افزایش حضور حکومت، اعتماد مردم را تقویت و زمینه اجتماعی فعالیت شورشیان را تضعیف میکند. بنابراین بازسازی میتوانست هم هدف توسعه‌ای داشته باشد و هم ابزار حمایت از راهبرد نظامی باشد؛ این دو کارکرد لزوماً متضاد نبودند و یک جاده میتوانست هم به انتقال نیروهای امنیتی کمک کند و هم دسترسی مردم به بازارها و مراکز صحی را بهبود بخشد. با این حال، بهره‌مندی مردم از منافع یک پروژه، به‌خودی‌ خود ثابت نمیکند که هدف اصلی آن توسعه اجتماعی یا ملت‌ سازی بوده است. مقایسه با برنامه #مارشال (The Marshal plan ) مقایسه افغانستان با اروپای پس از جنگ جهانی دوم نیز باید با احتیاط انجام شود. برنامه مارشال که در ۱۹۴۸ آغاز شد، عمدتاً برای احیای تولید، گسترش تجارت و تقویت ثبات اقتصادی و سیاسی اروپای غربی طراحی شده بود. در حالیکه مداخله امریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ با هدف مبارزه با تروریسم و مقابله با القاعده آغاز شد و پروژه‌ های بازسازی در چارچوب اهداف نظامی و امنیتی اجرا شدند. بنابراین، این دو از نظر اهداف، ماهیت و شرایط اجرا کاملاً متفاوت بودند؛ یکی طرحی برای احیای اقتصادی و سیاسی اروپا بود و دیگری مداخله‌ای نظامی با محوریت مبارزه با تروریسم. مواضع رسمی رؤسای جمهور #امریکا مواضع رسمی واشنگتن بارها بر اولویت مبارزه با تروریسم و مخالفت با تعهد نظامی نامحدود برای ملت‌ سازی تأکید کرده است: جورج دبلیو #بوش (اکتوبر ۲۰۰۱): اعلام کرد که امریکا خود را درگیر ملت‌ سازی نمیداند و افغانها باید مسئولیت ساختن کشور خود را بر عهده بگیرند؛ هرچند دولت او از نقش جامعه بین‌المللی در تثبیت حکومت آینده افغانستان نیز حمایت میکرد. باراک #اوباما (۲۰۰۹ و ۲۰۱۱): در سخنرانی وست‌ پاینت، اهداف نظامی را بر تضعیف القاعده و جلوگیری از بازگشت تهدید تروریستی متمرکز ساخت و در ۲۰۱۱ تأکید کرد که هدف امریکا ساختن کشوری مطابق الگوی امریکایی نیست. دونالد #ترامپ (اگست ۲۰۱۷): اعلام کرد که امریکا وارد پروژه ملت‌ سازی نمیشود و بر مبارزه با تروریسم و تأمین منافع امنیتی‌اش تمرکز میکند. جو #بایدن (۱۶ اگست ۲۰۲۱): تصریح کرد که مأموریت امریکا ملت‌ سازی یا ایجاد یک دموکراسی متمرکز و یکپارچه نبود و هدف اصلی، جلوگیری از استفاده مجدد #القاعده از افغانستان برای حمله به امریکا بود. جمع‌بندی مداخلهه نظامی به رهبری ایالات متحده در افغانستان با هدف مبارزه با تروریسم آغاز شد و در جریان آن، بعضی پروژه‌ های بازسازی نیز اجرا شدند. بازسازی زیرساخت‌ ها و تقویت نهادهای دولتی در بسیاری از موارد ابزاری برای تحقق اهداف امنیتی بود، هرچند منافع واقعی برای مردم افغانستان نیز در پی داشت. اما اجرای این پروژه ‌ها به معنی دولت سازی و ملت‌ سازی یا اجرای طرحی مشابه برنامه مارشال نبود.
4
18
511
"We are the cows of the future... Just as cows can't understand the financial system that controls their lives today, we will not be able to understand the AI financial system that will control our lives in 10 or 20 years." Watch the whole conversation with @DanielStach for @hpcivilizace on @Vedact24 here: bit.ly/YNH-HPC
230
855
203
3,368
264,679
حدود ۶ سال قبل طالبان بزدل جنرال رازق را در تاریخ ۲۶ میزان به شهادت رساندند، و نکته جالب این بود که فرد مهاجم در یک متری جنرال اسکات میلر قرار داشت و میتوانست به سادگی او را نیز از بین ببرد، اما به او‌هیچ آسیبی نمیرساند و وطندار و برادر مسلمان خود را به شهادت میرساند. نه طالب با آمریکا دشمنی داشت، نه آمریکا به طالب، هر دو اهداف خود را دنبال میکردند. این مشکل ما بود که درک درست از دوست و دشمن نداشتیم و متأسفانه امروز هم نداریم. روح شهید جنرال رازق شاد و یادش گرامی باد!
22
10
4
129
16,253
یکی از رویداد های جالب پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ این بود که افغانستان، پس از سه سال خشکسالی شدید، بار دیگر شاهد بارندگی‌ های فراوان و برف‌ باری ‌های گسترده شد. زمین‌ ها سیراب شدند، کوه‌ های هندوکش دوباره سپیدپوش گشتند و بارندگی ‌ها باعث بهبود وضعیت کشاورزی در سال ۲۰۰۲ گردید. بسیاری از مردم افغانستان اینرا یک تحفه و نعمت الهی میدانستند. بدون شک، هر روزی که طالبان دوباره شکست بخورند، برای مردم افغانستان یک تحفه الهی و یک نعمت بزرگ خواهد بود. انشاءالله!
1
3
69
4,452
پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و افزایش فشارهای دیپلماتیک و استخباراتی پاکستان به نمایندگی از ایالات متحده، طالبان برای اتخاذ تصمیمی سرنوشت‌ ساز، شورایی متشکل از حدود ۱۵۰۰ تن از علما، ریش‌ سفیدان و بزرگان قومی را به ریاست ملا #عمر دایر کرد. #قطعنامه این شورا از منظر سیاسی و ژئوپولیتیکی اهمیت بسیار داشت. مهمترین مفاد آن عبارت بود از: * ابراز همدردی با خانواده‌ های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر؛ * درخواست از ایالات متحده برای انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه درباره عاملان حمله، از طریق سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل متحد؛ * درخواست خروج اسامه #بن‌لادن از افغانستان، به‌ منظور جلوگیری از وقوع جنگی گسترده. این قطعنامه تلاشی برای پیشگیری از یک فاجعه نظامی و انسانی و حفظ منافع مردم افغانستان بود. با این حال، ملا #عمر این پیشنهاد حیاتی را رد کرد؛ تصمیمی که پیامد های سنگینی در پی داشت. با نادیده‌ گرفتن نظر علما و بزرگان قومی، طالبان عملاً مسیر رویا رویی نظامی با ایالات متحده را برگزیدند. در نتیجه، #آمریکا در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ عملیات نظامی خود را علیه القاعده آغاز کرد، حکومت طالبان سقوط کرد، رهبران این گروه به پاکستان فرار کردند و جنگی بیست ‌ساله آغاز شد که صدها هزار قربانی گرفت و زیرساخت‌ های کشور را ویران کرد. نکته قابل توجه این بودکه ریش‌ سفیدان، با وجود خطرات جدی، خواستار خروج بن‌لادن از افغانستان شدند؛ زیرا این درخواست در عمل به معنای مخالفت با موضع رهبر طالبان بود و میتوانست پیامد های خطرناکی برای آنان داشته باشد. با این همه، آنان برای جلوگیری از جنگی بی‌ حاصل، این مخاطره را پذیرفتند. پیشنهاد شورای علما و ریش‌ سفیدان از سوی طالبان، نه‌ تنها سرآغاز یکی از طولانی‌ ترین جنگ‌ های تاریخ معاصر بود، بلکه به ویرانی زیرساخت‌ ها، کشته‌ شدن صدها هزار تن و تخریب ساختارهای اجتماعی و سیاسی افغانستان انجامید. این تصمیم نشان داد که طالبان آمادگی شنیدن صدای عقلانیت و مشورت را نداشتند و در قبال تبدیل‌ شدن افغانستان به میدان جنگ میان القاعده و آمریکا طی دو دهه، مسئولیت مستقیم دارند.
4
2
19
1,472
بمبگذاری در مسجد الحاج کچلاغ، کویته پاکستان، که متصل به مدرسه خیر المدارس است. تاریخ ۱۶ اگوست ۲۰۱۹، هدف این بمبگذاری هبت الله بوده است. در این تصویر شما یک خانم را میبینید که ناله و فریاد دارد. در این مدرسه و مسجد فامیل هبت الله و مسول مسجد الحاج زندگی میکرد. این خانم در نظر شما کی باشد؟
The Kuchlak Mosque Bombing, 16 August 2019 On 16 August 2019, a bomb exploded during Friday prayers at the Khair-ul-Madaris Mosque in Kuchlak, near Quetta, killing four people and wounding more than 20 others. Pakistani police reported that a timed explosive device had been placed beneath the wooden chair used by the prayer leader, indicating that the attack was directed at a specific position within the mosque rather than being a random act of violence. The mosque was closely associated with Hibatullah Akhundzada, who had spent many years teaching and preaching there and maintained longstanding religious and personal connections to the site. Reports identified members of his immediate family among those present, while some accounts stated that the individual leading prayers was his younger brother, Hafiz Ahmadullah. Hibatullah was not publicly reported as being at the mosque when the explosion occurred. The attack was initially unattributed, but several days later a Taliban splinter faction known as the High Council of the Islamic Emirate claimed responsibility and alleged that Hibatullah had been the intended target. This introduced a significant internal-security dimension, suggesting that the bombing may have been connected to factional competition within the Taliban rather than solely to the wider conflict surrounding the movement. The timing was also notable: the explosion occurred while US–Taliban negotiations in Doha were approaching a potential agreement, yet the Taliban stated that the attack would not affect the talks, which culminated in the February 2020 agreement. Almost immediately after the bombing, rumours circulated that Hibatullah himself had been killed. The Taliban denied the reports, but the episode demonstrated the extraordinary uncertainty surrounding his movements and physical security. Later accounts went further, alleging that Hibatullah had actually been present at the mosque, had survived the explosion with injuries, or even that his death had been concealed and his identity subsequently maintained by another individual. None of these claims has been independently verified, and they conflict with contemporary accounts placing him elsewhere. Nevertheless, the persistence of such reports is significant: the bombing became one of the earliest major episodes in which uncertainty over Hibatullah’s whereabouts developed into competing narratives about his survival and identity, a pattern that resurfaced in subsequent years. 1. Pictures Inside Al Haj mosque 2. Not confirmed Hafiz Ahmadullah 3. Hafiz Ahmadullah talking on death anniversary of mullah mansour.
2
11
2,613
The Hidden Man — Hibatullah Akhundzada Who is the man behind the Taliban’s most opaque leadership? This profile traces Hibatullah Akhundzada’s journey from his early life and years in Pakistan, through his Taliban affiliation and rise, to his consolidation of authority as Emir. Based on OSINT, archival records, official documents, contemporary reporting and spatial analysis. Three parts. One trajectory: from religious scholar to the centre of Taliban rule. ibrahimkhailp.substack.com/p…
1
4
2
17
2,695
Walid retweeted
وقتی اوباما به قدرت رسید نیروهای آمریکایی را از عراق خارج و عراق به سرعت بدست داعش یکبار قبل از ما سقوط کرد نصف بغداد را هم تصرف کردند،ولی آمریکا دوباره نیرو فرستاد با کمک قاسم سلیمانی از سقوط نجات شأن داد.حافظه سیاسیون و رسانه های ما همه پوپنک زدگی است.زیاد حرف جدی نیست.
این نوشته تصویری بسیار سطحی و ساده‌ سازی‌ شده از واقعیت افغانستان و عراق ارائه میکند و چند مشکل اساسی دارد. اول، درباره افغانستان باید مشخص شود منظور از خروج آمریکا کدام خروج است. اگر منظور پایان مأموریت رزمی آمریکا و ناتو باشد، این مأموریت در ۲۰۱۴ پایان یافت، اگر منظور خروج نیروهای حمایوی و مشورتی آمریکایی باشد، این خروج در ۳۰ آگست ۲۰۲۱ انجام شد، در حالیکه جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ سقوط کرده بود. یعنی سقوط دولت حدود دو هفته پیش از خروج کامل آمریکا اتفاق افتاد. موضوع عراق نیز به همین سادگی نیست. آمریکا در پایان ۲۰۱۱ نیروهای رزمی خود را از عراق خارج کرد، اما در سالهای بعد، القاعده شاخه عراق تقویت شد و سپس داعش ظهور و گسترش یافت. در ۲۰۱۴ داعش موصل و بخش‌ های بزرگی از عراق و سوریه را تصرف کرد و بخش‌ هایی از نیروهای امنیتی عراق نیز فروپاشیدند. در واکنش به این وضعیت، ائتلاف جهانی شکل گرفت و آمریکا دوباره در قالب ائتلاف بین‌المللی علیه داعش وارد عملیات شد. بنابراین، گزاره‌ی “آمریکا از افغانستان خارج شد و افغانستان فروپاشید، اما از عراق خارج شد و عراق ماند” یک مقایسه بسیار ساده ‌انگارانه و سطحی است. یک رسانه با این سطح بزرگی و گستردگی، برای چنین موضوع پیچیده‌ای باید میان پایان مأموریت رزمی، خروج کامل نیروها، سقوط دولت و فروپاشی امنیتی تفاوت قائل شود. و در اخیر باید ذکر کرد که دیری نخواهد گذشت که عراق و سوریه دوباره به مرکز تنش میان القاعده، داعش و ایران تبدیل شوند و دولت کنونی تحت حمایت غرب از بین برود.
1
1
4
171
Walid retweeted
ثبات افغانی نتیجه کمک‌ های نقدی دالری، حواله مهاجران، کمبود پول افغانی در بازار، حذف بازار آزاد با زور و بازداشت، و عدم استقلالیت بانک مرکزی ‌است. این «مدیریت بحران» با ابزار سرکوب است، نه مدیریت موفق اقتصاد. پول قوی بزرگترین ضربه را به تولیدات داخلی و صادرات میزند: کالای وارداتی را ارزان میکند و تولید کننده داخلی را از رقابت بیرون میراند، و کالای افغانستانی را برای خریدار خارجی گران میسازد. طالبان که به این اصل بنیادین توجهی ندارند، روز به روز مردم را فقیرتر و وضعیت اقتصادی را دشوارتر کرده‌اند و همچنان میکنند. بگونه ای که درآمد سرانه، اشتغال و سطح زندگی مردم با گذشت زمان بدتر میشود. بانک مرکزی تحت اداره طالبان میتواند با مداخله مستقیم، نرخ افغانی را در یک سطح مشخص نگه دارد؛ اما ثبات پولی به‌ تنهایی به معنای رشد اقتصادی نیست. معیار واقعی، افزایش تولید، درآمد سرانه، اشتغال، قدرت خرید و بهبود سطح زندگی مردم است. تفاوت میان «ثبات پول» و «سلامت اقتصاد» دقیقاً همین‌جاست؛ ممکن است پول روی کاغذ باثبات باشد، اما اقتصاد در زندگی روزمره مردم همچنان با فقر، بیکاری و کاهش قدرت خرید دست‌وپنجه نرم کند رژیمی که این دو را یکی جلوه میدهد، یا نمیفهمد یا نمیخواهد که مردم بفهمند. بیشتر بخوانید …. ⬇️
1
4
23
1,441
این نوشته تصویری بسیار سطحی و ساده‌ سازی‌ شده از واقعیت افغانستان و عراق ارائه میکند و چند مشکل اساسی دارد. اول، درباره افغانستان باید مشخص شود منظور از خروج آمریکا کدام خروج است. اگر منظور پایان مأموریت رزمی آمریکا و ناتو باشد، این مأموریت در ۲۰۱۴ پایان یافت، اگر منظور خروج نیروهای حمایوی و مشورتی آمریکایی باشد، این خروج در ۳۰ آگست ۲۰۲۱ انجام شد، در حالیکه جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ سقوط کرده بود. یعنی سقوط دولت حدود دو هفته پیش از خروج کامل آمریکا اتفاق افتاد. موضوع عراق نیز به همین سادگی نیست. آمریکا در پایان ۲۰۱۱ نیروهای رزمی خود را از عراق خارج کرد، اما در سالهای بعد، القاعده شاخه عراق تقویت شد و سپس داعش ظهور و گسترش یافت. در ۲۰۱۴ داعش موصل و بخش‌ های بزرگی از عراق و سوریه را تصرف کرد و بخش‌ هایی از نیروهای امنیتی عراق نیز فروپاشیدند. در واکنش به این وضعیت، ائتلاف جهانی شکل گرفت و آمریکا دوباره در قالب ائتلاف بین‌المللی علیه داعش وارد عملیات شد. بنابراین، گزاره‌ی “آمریکا از افغانستان خارج شد و افغانستان فروپاشید، اما از عراق خارج شد و عراق ماند” یک مقایسه بسیار ساده ‌انگارانه و سطحی است. یک رسانه با این سطح بزرگی و گستردگی، برای چنین موضوع پیچیده‌ای باید میان پایان مأموریت رزمی، خروج کامل نیروها، سقوط دولت و فروپاشی امنیتی تفاوت قائل شود. و در اخیر باید ذکر کرد که دیری نخواهد گذشت که عراق و سوریه دوباره به مرکز تنش میان القاعده، داعش و ایران تبدیل شوند و دولت کنونی تحت حمایت غرب از بین برود.
امریکا روز چهارشنبه، ۸ میزان ۱۴۰۵ به بیش از دو دهه حضور نظامی خود در عراق پایان داد. این خروج بر اساس توافقی انجام شد که در سال ۲۰۲۴، در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، میان واشنگتن و بغداد شکل گرفته بود. در عراق، نگرانی از خلأ امنیتی، گسترش نفوذ گروه‌های مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی ایران و قدرت‌گیری دوباره داعش همچنان وجود دارد. با این حال، حکومت عراق پابرجا مانده و نیروهای این کشور مسئولیت تامین امنیت را بر عهده گرفته‌اند. رویترز گزارش داده است که شماری از عراقی‌ها خروج نیروهای امریکایی را جشن گرفته‌اند، اما برخی دیگر نگران پیامدهای امنیتی آن‌اند. خروج نیروهای امریکایی از عراق، پنج سال پس از خروج آشفته امریکا از افغانستان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا حکومت عراق دوام آورد، اما حکومت افغانستان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، پیش از خروج آخرین سرباز امریکایی، فروپاشید. ادامه این مطلب را در وبسایت افغانستان اینترنشنال بخوانید. afintl.com/202609304486
1
1
1
27
1,617
🚨 خبر فوری | کامدیش #نورستان آزادسازی یک پوسته دیگر طالبان در کامدیش ویدیویی که به‌ تازگی از نورستان منتشر شده، نیروهای جبهه آزادی افغانستان را در حالی نشان میدهد که کنترل یکی دیگر از پوسته‌ های طالبان در ولسوالی کامدیش را در اختیار گرفته اند.
3
7
38
982
چنانکه پیش بینی میشد، سال ۲۰۲۶ یک سال بدی برای طالبان خواهد بود و امروز در عمل ثابت شد. شدت درگیری‌ های میدانی جبهه آزادی افغانستان در بدخشان، کنر و نورستان نشان میدهد که مقاومت به‌صورت رسمی وارد مرحلهٔ تهاجمی شده است. این عملیات ها شباهت بسیار زیاد به عملیات بهاری طالبان در سال ۲۰۰۶ دارد. به توکل و یاری پروردگار، طالب دیگر خواب راحت نخواهد داشت.
آیا #افغانستان در آستانهٔ «بهار ۲۰۰۶» دیگری است؟ در جنگ افغانستان، بسیاری از تحولات بزرگ، پیش از آنکه به یک بحران گسترده تبدیل شوند، با نشانه‌ های کوچکتر آغاز شده‌ اند. تحرکات اخیر جبهه آزادی افغانستان شباهت‌ های زیادی با آغاز حملات بهار ۲۰۰۶ طالبان دارد؛ زمانیکه طالبان پس از پنج سال خاموشی و بازسازی، دست به عملیات‌ های گسترده زدند و دولت افغانستان با نخستین چالش جدی خود روبه‌رو شد. آغاز عملیات #بهار ۲۰۰۶؛ ظهور مجدد #طالبان در میدان جنگ طالبان پس از سقوط رژیم ‌شان در سال ۲۰۰۱، تا سال ۲۰۰۵ به‌ تدریج توان عملیاتی خود را بازسازی کردند. در ۲۹ مارچ ۲۰۰۶، با حمله به یک پایگاه ائتلاف در سنگین هلمند، «حمله بهاری» خود را آغاز کردند؛ موجی که در ماه‌ های بعد، به ‌ویژه در جنوب، به‌ شدت گسترش یافت. عملیات «#کوه‌کوب» و سپس «#مدوسا» از بزرگترین نبردهای آن سال بودند و برآوردهای ائتلاف از کشته‌ شدن بیش از ۱٬۵۰۰ جنگجوی طالبان و اسارت حدود ۵۰۰ نفر در این دو عملیات حکایت داشت. با وجود این تلفات سنگین، ادامه جنگ نشان داد که شکست‌ های تاکتیکی الزاماً به معنای پایان یک شورش نیست. در اوج این عملیات، شدت درگیری‌ها دولت افغانستان و فرماندهان امریکایی و ناتو را غافلگیر کرد. با آنکه در این عملیات‌ ها طالبان با شکست‌ ها و تلفات بی‌ سابقه روبرو شدند، اما حجم نیرو و شدت این درگیری‌ ها نشان داد که طالبان هنوز زنده است و از بین نرفته است. آغاز عملیات بهاری نیروهای #مقاومت در سال ۲۰۲۶ #بدخشان: در ۱۷ جولای ۲۰۲۶، گروه تازه‌ تأسیس «سپاهیان میهن» با حدود ۲۵ جنگجو مرکز ولسوالی یفتل را برای چند ساعت گرفت و طالبان تأیید کردند که برای نخستین‌ بار از سال ۲۰۲۱، یک مرکز ولسوالی را، ولو موقت، از دست داده ‌اند. شش روز بعد، جبهه آزادی در زیباک عملیات هماهنگ از چند سو آغاز کرد. مواضع مرتفع اطراف گردان سرحدی زیباک را گرفت و چند تلاش طالبان برای بازپس‌گیری ناکام ماند. منابع محلی از دفع حملهٔ گستردهٔ طالبان در ساحهٔ توپخانه خبر دادند. الجزیره یادآور شد که این درگیری‌ها چند روز ادامه یافت. در ۱۵ اگست، دوباره درگیری گزارش شد و منابع محلی از حملات هوایی و اعزام نیروی کمکی طالبان گفتند. در این درگیری‌ ها گفته میشود حتی دو چرخبال طالبان نیز از بین رفت. #نورستان و #کنر: از صبح شنبه ۲۶ سپتمبر، درگیری‌ها همزمان در #کامدیش نورستان و #نری کنر آغاز شد. جبهه آزادی میگوید ۳۷ طالب کشته و ۲۴ نفر زخمی شده‌اند و چند قریه از کنترول طالبان خارج شده است. نتیجه هنوز زود است که بگوییم افغانستان وارد «بهار ۲۰۰۶» دیگری شده است. یک نبرد، هرچقدر گسترده، تغییر راهبردی را ثابت نمیکند. اما #زیباک، #کامدیش و #نری دیگر فقط حوادث منفرد نیستند. اگر در ماه‌های آینده تکرار، هماهنگ و پایدار شوند، شاید بعدها بگوییم فصلی تازه در همین روزها آغاز شده بود.
2
39
2,545
Walid retweeted
#کامدیش؛ ضربه‌ای سنگین به طالبان و نشانه‌ی ظهور مرحله‌ای تازه در مقاومت نبردهای اخیر در کامدیش نورستان را نم‌توان یک درگیری معمولی میان جبهه آزادی افغانستان (@AfgFreedomAFF) و طالبان دانست. حجم نیروهای درگیر، شدت جنگ و جسارت عملیاتی مقاومت، این رویداد را به یکی از مهمترین تحولات اخیر در جبهه شرقی افغانستان تبدیل کرده است. برخلاف حملات کوتاه و پراکنده‌ی گذشته، این بار مقاومت با برنامه‌ ریزی مشخص و نیروی قابل‌توجه وارد میدان شد و در منطقه‌ای دشوار و کوهستانی، که تا کنون کمتر شاهد چنین عملیاتی بوده، توان هماهنگی و پایداری خود را به نمایش گذاشت. این تحول، فراتر از یک رویداد نظامی محلی، پیامی سیاسی و روانی نیز دارد و میتواند بر ارزیابی‌ ها از توازن قوا در شرق کشور اثر بگذارد. ۱. #اهمیت راهبردی منطقه اهمیت کامدیش فقط جغرافیایی نیست. این منطقه دروازه‌ای مهم میان نورستان و بخش‌ هایی از شرق افغانستان است. هرگونه افزایش فعالیت نظامی در این محور، محاسبات امنیتی طالبان را پیچیده‌تر میکند و آنها را وادار میسازد نیرو و توجه بیشتری به این منطقه اختصاص دهند. ۲. #تغییر در ماهیت عملیات‌ ها جبهه آزادی با وارد کردن یک نیروی قابل‌توجه به این محور، نشان داد که مقاومت از مرحله‌ی حملات محدود و پراکنده عبور کرده است. اجرای عملیاتی با این حجم، سازماندهی و عمق در مناطق دشوار و کوهستانی، بیانگر افزایش توان برنامه ‌ریزی، هماهنگی و پشتیبانی است. ۳. #ضربه‌ی روانی و اخلاقی شاید مه‌تر از خسارات مادی، اثر روانی این عملیات باشد. طالبان پس از بازگشت به قدرت کوشیده‌ اند تصویری از پایان جنگ و کنترل کامل بر افغانستان ارائه کنند. هر بار که نیروهای مقاومت در چنین مناطقی ظاهر میشوند، این روایت با واقعیت میدان روبه‌رو میشود و اعتبار آن تضعیف میگردد. ۴. #فشار چندمحوری تحولات اخیر در #بدخشان و شرق کشور (#کنر و #نورستان) نشان میدهد فشار بر طالبان به یک منطقه‌ی محدود نمانده است. اگر این روند ادامه یابد، طالبان با چالشی چند محوری روبه‌رو میشوند؛ چالشی که مدیریت آن برای طالبان، پرهزینه‌ و دشوار تر میشود. #ارزیابی نهایی کامدیش تنها یک درگیری دیگر نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر در ظرفیت و توان میدانی مقاومت است. مقاومت امروز نسبت به گذشته منسجم‌تر، متحرک‌دتر و دارای ابتکار عملیاتی بیشتری به نظر میرسد و در صورت تداوم این روند، میتواند در آینده نزدیک طالبان را در چندین جبهه با چالش‌ های جدی میدانی روبه‌رو کند. پیام کامدیش روشن است: مقاومت دیگر صرفاً یک حرکت پراکنده نیست؛ در حال تبدیل‌ شدن به نیرویی است که میتواند ابتکار عمل را به میدان جنگ بکشاند و معادلات امنیتی طالبان را به‌طور جدی تحت فشار قرار دهد.
2
6
1
32
1,459
اعلامیه جبهه مقاومت ملی افغانستان در حمایت از مبارزات مشروع مردم افغانستان و به ویژه همسنگران جبهه آزادی جبهه مقاومت ملی افغانستان با ادای احترام به پایداری و ایستادگی ملت بزرگ ما، از تمامی جریان‌های مبارز مدنی، جنبش‌های زنان، فعالان سیاسی و به ویژه مبارزان جبهه آزادی افغانستان که در راستای بازگرداندن آزادی و کرامت به کشور تلاش می‌کنند، قدردانی نموده و بار دیگر حمایت و همبستگی خود را با تمامی مبارزان راه آزادی و عزت افغانستان اعلام می‌دارد. جبهه مقاومت ملی افغانستان بر این باور است که مبارزه در راه ازادی- مسیری مقدس، پرفرازونشیب و نهایت دشوار است. اما توکل به ذات اقدس الهی، اراده اهنین ملت و همبستگی جمعی ما، سرانجام به پیروزی نهایی و رهایی کشور خواهد انجامید و این روزهای تاریک و دشوار به‌زودی به پایان خواهد رسید. در این میان پیوند جبهه مقاومت ملی افغانستان و جبهه ازادی افغانستان بر اساس تعهد به خداوند ج، ازادی مردم و شراکت در قربانی در راه مقدس عدالت و برابری مردم ما می‌باشد. جبهه مقاومت ملی افغانستان از عموم مردم ازادیخواه کشور صمیمانه می‌خواهد تا بیش از پیش در کنار مبارزان ما و جبهه آزادی‌ افغانستان بایستند و با همدلی و همگرایی، روند تحقق آزادی و نجات میهن را شتاب بخشند. همچنین، جبهه مقاومت ملی افغانستان رفتار غیرانسانی و خلاف موازین حقوق بشری گروه تروریستی طالبان با اسرای جنگی و زندانیان سیاسی را شدیدا یکبار دیگر‌ محکوم نموده و از سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و کشورهای تاثیرگذار اسلامی می‌خواهد تا مانع نهادینه‌شدن بیشتر فرهنگ ترور، سرکوب و وحشت در افغانستان شوند. جبهه مقاومت ملی افغانستان ۴ میزان ۱۴۰۵- ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶
41
64
16
418
41,429
کنر 💙 نورستان 💚 آزادی 🕊️✌🏻 عنقریب نوبت قندهار است بخیر.
افزایش چشمگیر و گسترش دامنه فعالیت‌ های نظامی جبهه آزادی (@AfgFreedomAFF) افغانستان در زون‌ های شمال و شرق کشور، موجی از امیدواری را در میان مردم و نیروهای مقاومت ایجاد کرده است. حملات پی‌ درپی و هدفمند مبارزان این جبهه، نشاندهنده یک تحول استراتژیک در معادله جنگ علیه طالبان است. طالبان مشرقی که در زمان بغاوت‌ شان علیه نظام جمهوری اسلامی افغانستان از آزادی عمل کامل برخوردار بودند و پس از هر عملیات بزرگ به پناهگاه های امن خود در خاک پاکستان باز میگشتند، اکنون با تیره‌شدن روابط میان طالبان و پاکستان، این امتیاز حیاتی را کاملاً از دست داده اند. به احتمال زیاد اینبار سقوط ادارهٔ طالبان از زون شرق آغاز خواهد شد و اینبار آنها هیچ جایی برای فرار هم نخواهند داشت. درود بر مبارزان سلحشور که با ایمان راسخ و دلیری بی‌ نظیر، در مسیر حق و آزادی این سرزمین گام برمیدارند و تاریخ این کشور نام‌ شانرا با افتخار به یاد خواهد سپرد.
2
3
46
1,376
بعضی رسانه های وابسته به پاکستان گزارش میدهند که در این حملات یک فروند هیلیکوپتر بلک هاوک نیز تخریب شده است. اگر چنین باشد، این دهمین «۱۰» هلیکوپتری است که پس از حاکمیت طالبان در افغانستان سقوط کرده یا نابود شده است.
قسمیکه در ویدیو دیده میشود پاکستان این بار در حملات به افغانستان تحت حاکمیت طالبان از پهبادهای خود کوش « کمیکازی» استفاده کرده اند.
1
9
658
Walid retweeted
Excellent piece and 100% correct. For Al-Qa'ida all these groups are part of their ecosystem, fighting force, their network of capabilities. For example; a few hundred IMU and TTP members took care of the protection of the Bin Laden brothers when they returned to Afghanistan.
یک پروندهٔ استخباراتی در امنیت ملی؛روایت پیوند #القاعده با جنبش اسلامی #ترکستان شرقی در سال ۲۰۱۸، ریاست امنیت ملی افغانستان در یک عملیات استخباراتی، عبدالله منصور، معروف به «انصاری» یا «معصوم»، معاون رهبر جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، را در مسیر پاکستان به افغانستان بازداشت کرد. این بازداشت، زنجیره‌ای از رویداد ها را به حرکت درآورد که پرده از یکی از جنبه‌ های کمتر شناخته ‌شدهٔ روابط القاعده با گروه‌های همسو برداشت. مأموریت ابوذر #البرمی برای آزاد سازی #انصاری اندکی پس از بازداشت انصاری، ابوذر البُرمی یکی از چهره‌های ارشد رهبری القاعده و مسئول هماهنگی روابط این سازمان با گروه‌ هایی چون جنبش اسلامی ازبکستان (#IMU)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (#ETIM) و تحریک طالبان پاکستان (#TTP), از طریق یک واسطه با ریاست امنیت ملی افغانستان تماس گرفت. او در ظاهر همکاری استخباراتی و تبادل اطلاعات را پیشنهاد میداد، اما هدف واقعی‌اش زمینه‌ سازی برای آزادی عبدالله منصور بود. برای اثبات جدیت این پیشنهاد، البُرمی حتی خطر سفر از کراچی به افغانستان را پذیرفت و شخصاً در چند نشست با مقام‌ های امنیت ملی شرکت کرد. اما با ادامهٔ این نشست‌ ها، امنیت ملی افغانستان به انگیزهٔ اصلی او پی برد: آنچه در قالب همکاری اطلاعاتی مطرح میشد، در واقع پوششی برای رهاسازی یک فرمانده بازداشت‌ شده بود. چرا یک چهرهٔ کلیدی #القاعده چنین خطری را پذیرفت؟ پاسخ را باید در ساختار شبکهٔ القاعده جستجو کرد. از دید القاعده، گروه‌ هایی مانند حزب اسلامی ترکستان شرقی و تحریک طالبان پاکستان صرفاً متحدان ایدئولوژیک نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت عملیاتی و بال نظامی این شبکه به‌شمار میروند. پیشینهٔ روابط ابوذر البُرمی با جریان‌ های آسیای مرکزی نیز نشان میدهد که این پیوند ها فراتر از همکاری تبلیغاتی یا ایدئولوژیک، ماهیتی عملیاتی و ساختاری دارند. #حفاظت رهبران این گروه ها توسط القاعده شبکهٔ القاعده حفظ چهره‌ های کلیدی گروه‌ های همسو را بخشی از مسئولیت خود میداند و در افغانستان، مکانیزم‌ های مشخصی برای ضدِ ردیابی و حفاظت از این رهبران با تجربه وزیرستان و ورود افراد مسلکی و با تجربه در این بخش به کار میگیرد. نمونهٔ گویای این کارآمدی را میتوان در ناکامی #پاکستان طی پنج سال گذشته دید. با وجود موج حملات پیاپی، اسلام‌ آباد نتوانسته حتی یک رهبر کلیدی تحریک طالبان پاکستان را از میان بردارد. برای سازمانی مانند القاعده، از دست‌ دادن یک چهرهٔ برجسته در گروه‌های وابسته، تنها از دست‌ دادن یک فرد نیست؛ بلکه تهدیدی است برای انسجام پیوندها و کارایی عملیاتی کل شبکه. #نتیجه‌گیری مأموریت ابوذر البُرمی در نهایت به شکست انجامید، اما همین تلاش ناکام، حقیقتی مهم دربارهٔ ماهیت رابطهٔ القاعده با شبکهٔ گروه‌های همسو را آشکار کرد: القاعده در موقعیت‌ های حساس، حاضر است حتی چهره‌ های ارشد خود را وارد مأموریت‌ های پر مخاطره کند تا از رهبران گروه های همسو یا وابسته محافظت کند. این واقعیت نشان میدهد که القاعده این گروه‌ها را بشمول #طالبان بال نظامی خود در منطقه، و حفاظت از آنها را مسوولیت خود میداند. و ساختار خود را بر همین مبنا سازماندهی میکند.
14
43
3,532